X
تبلیغات
رایتل
در دو بخش قبلی این نوشتار بر نوع روابط استاد  و دانشجو در  زمینه ی آموزش  و پژوهش تمرکز کردیم. گفتیم که روابط استاد  -دانشجو  در دانشگاههای ایران از  نوع روابط  عمودی است. یعنی استاد در این رابطه فرا دست است  و  دانشجو فرودست. در زمینه ی آموزش استاد است که تصمیم می گیرد  ، انتخاب می کند و حتی می گوید که دانشجو  چه مطلبی را باید یاد بگیرد  و چه مطلبی برای او مفید نیست. در بحث پژوهش هم همینطور! یعنی استاد همه کاره ی یک تحقیق دانشجویی است. اوست که حتی موضوع و روش پژوهش را برای دانشجو مشخص می کند.دانشجو بدون نظر استاد قدرت عکس العملی ندارد. حتی نتایج پژوهش هم بهتر است نظر استاد را تایید نماید  تا اینکه نظر استاد  را رد کند.در دو قسمت قبل بطور خلاصه به اینجا رسیدیم که اغلب اساتید و دانشجویان دانشگاههای ایران در یک رابطه ی عمودی  گرفتار آمده اند. رابطه ای که دو طرف از حقوق و فرصت های برابر بر خوردار نیستند و دست بالا را استاد دارد. در بخش سوم  از نوشته روابط بین استاد و دانشجو را با همان چارچوب نظریمان یعنی روابط عمودی همراه با قدرت استاد  و بی قدرتی دانشجو در زمینه ی روابط فرهنگی مورد بررسی قرار می دهیم.   من در این نوشته به طور خلاصه فرهنگ را به عنوان سبک  و شیوه ی زندگی گروهی انسانها تعریف می کنم.به طور مثال وقتی من از فرهنگ دانشجویی صحبت می کنم،منظور سبک  وشیوه ی زندگی مختص دانشجویان است. یا اگر می گویم فرهنگ شهر نشینی ،شیوه ی زندگی کردن شهروندان در شهر است. که البته ممکن است در مان و مکان مختلف این شیوه های زندگی و عناصر آن کم یا  زیاد با هم متفاوت باشد.در ایران فرهنگ(شیوه  و سبک زندگی) اساتید دانشگاه با دانشجویان وجوه اشتراک بسیار کمی دارد.  در خیلی موارد  اگر به عناصر و اجزاء فرهنگ اساتید     دانشگاه نگاه  کنیم،با شیوه و نوع فرهنگ قشر دانشجویان متفاوت است. این تفاوت باعث می شود که ارتباطات آموزشی ، پژوهشی و فردی بین اساتید و دانشجویان دچار خلل گردد و دانشجویان و اساتید نتوانند از این  دل این روابط به انتقال دانش  و اگاهی بین هم بپردازند.به عنوان مثال اگر باورها و اعتقادات اساتید را مورد بررسی قرار دهیم. به نکاتی جالب پی خواهیم برد. بسیاری از استادان دانشگاه بر این باور اند که اکثر  دانشجویان درس نمی خوانند، توجه نمی کنند، به اساتید احترام نمی گذارند،  فقط می خواهدن نمره بگیرند،تقلب می کنند، خلاقیت ندارند، تنبل هستند و بسیار باورها ی قالبی دیگر! استاد با توجه به این باورها و ا یستارهای قالبی روابط خود را با دانشجویان تنظیم می نماید و از همان اول شروع یک ترم تحصیلی با این دید با دانشجویان برخورد می کند که انگار دانشجو می خواهد از زیر کار در برود.گاهی به بهانه ی برقراری نظم کلاسی اعمال قدرت و اقتدار می کند.یادم هست که در دوره ی دکتری استادی داشتیم که خیلی راحت می گفت: هر جلسه تاخیر نیم نمره از نمره شما را کم می کنم. ویا استادی دیگر که بسیار به رفت و آمد دانشجویان حساس بود. در نمونه دیگر یکی از استادان  همیشه از نمره و امتحان  و اینکه ممکن است خیلی از شماها قبول نشوید ، حرف می زد.اینها در یک رابطه ی استاد –دانشجویی حکایت از این دارد که بین استاد  و دانشجو رابطه ای همسطح و افقی و برابر وجود ندارد و استاد به این امر واقف است . هر لحظه می خواهد اقتدار و قدرت خودش را به دانشجو بفهماند  و به او بگوید که یادش نرود که در این رابطه اوست که همیشه درمرتبه ی  بالا قرار دارد. به دانشجو بفهماند که اگر می خواهد در رابطه فی مابین شان به سلامت به مقصد برسد! و نتیجه بگیرد! چاره ای ندارد جز اینکه به اقتدار و قدرت استاد گردن نهد. از این نوع روابط  در دانشگاه های ما به     وفور وجود دارد. در واقع دانشگاه های ما نمونه ی کوچکی از جامعه ی بزرگتر هستند. اما انتظاری که همه از دانشگاه به عنوان یک نهاد مدرن با نوع فرهنگ و شیوه ی زندگی جدید دارند این نیست. فرهنگ (شیوه ی زندگی) مدرن که  فرهنگ دانشگاه  و روابط استاد- دانشجو  نیز زیر مجموعه ی ان به حساب می آید ،شیوه ی زندگی است بر اساس برابری  و آزادی.  در این نوع فرهنگ همه ی شهروندان و یا اعضای نهاد های فرهنگی و مدنی از حقوق و فرصت های برابر برخوردارند. حتی در فرهنگ مدرن،افراد یک خانواده از حقوقی برابر برخوردار می باشند و همانند فرهنگ سنتی این پدر نیست که از حقوق ویژه و بیشتر نسبت به دیگر اعضای خانواده برخوردار باشد. همه ی اعضا در روابط هم سطح و افقی درگیرند . هر زمان که پدر یا مادر خانواده بخواهند از اقتدار و قدرتشان  در رابطه با فرزندان سوء استفاده کنند،قانون با انها برخورد خواهد کرد.سایر نهادهای فرهنگی دیگر هم از این قاعده نباید مستثنی نیستند. دانشگاه شاید یکی از نهاد های مدرن است که هنوز درگیر روابط سنتی است. در واقع دانشگاه پوسته ی مدرن به خود گرفته است اما در خیلی از مواقع از محتوای سنتی برخوردار است. از جمله این محتوای سنتی می توان به باورها ،ارزشها وهنجارهای  سنتی در  روابط بین استاد  و دانشجو اشاره نماود.ارزشها و هنجارهای فرهنگی حاکم بر روابط استاد –دانشجو در اغلب دانشگاههای ایران سنتی است. در فرهنگ سنتی، معلم  یا استاد همان جایگاه پدر را برای فرزند دارد. استاد در فرهنگ سنتی به هر روش و طریقی که صلاح بداند می تواند با دانشجو و یا شاگرد برخورد نماید  و بر عکس شاگر د و یا دانشجو باید کاملا مطیع باشد.استاد می تواند از دانشجو بپرسد که شما چرا دیر آمده اید، چرا غیبت کرده اید، چرا این کار را انجام دادید و ...! اما دانشجو حق هیچ گونه سوال کردن از استاد را ندارد. این نمونه ها یعنی روابط  فرهنگ سنتی ! در بیشتر موارد اساتید، به این باور هستند که از نظر جایگاه اجتماعی و فرهنگی از دانشجویان سرتر هستند و خیلی نمی توانند با دانشجویانشان ارتباطات صمیمانه و حتی خارج از چارچوب کلاس و تدریس داشته باشند. در بسیاری از موراد حتی از دادن شماره تماس به دانشجویان خوداری می کنند. هر چه بیشتر سعی دارند که ارتباطات شان را با دانشجویان مختصر تر نمایند. حتی در محیط کلاس از محتوا درسی در خیلی ازمواقع فرا تر نمی روند. اینها همه نشانه های این است که شاید ا ساتید دانشگاه از نظر فرهنگی و اجتماعی برای خودشان یک دایره ی بسته ی ای تصور کرده اند ک ه بهتر است دانشجویان که از جنس دیگری هستند به درون این دایره نوفذ نکنند زیرا ممکن است برای اساتید مشکل ایجاد نمایند.  با این همه نمونه هایی از اساتید هم هستند که خود را از چرخه ی فرهنگ بسته ی سنتی روابط استاد- دانشجو در آورده اند و باورها، ارزشها و هنجارها ی مدرن را جایگزین باورها و ارزشهای قبلی نموده اند . توانسته اند روابطی برابر و هم سطح از نظر فرهنگی و اجتناعی با دانشجو یان بر قرار نمایند.این نوع ارتباط موثر  توانسته است در زمینه ی آموزشی و پژوهشی به آنها بسیار کمک نماید.

نظرات (0)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد