X
تبلیغات
زولا
منبع:روزنامه فرهیختگان20 اسفند 1392  ضمیمه نیمکت

در بخشهای پیشین  به روابط استادان و دانشجویان در زمینه ی آموزش،پژوهش و روابط فرهنگی اشاره کردیم. دراین بخش  که بخش پایانی است به روابط بین فردی استاد- دانشجو خواهیم پرداختسوال اصلی این است آیا روابط بین فردی دانشجویان  و اساتید روابطی گرم و صمیمی است  و همراه با اعتماد ،اهمیت و احترام است  یا نه؟ نمی توان با قطعیت آری یا نه گفت ! اما به نظر من در مجموع روابط بین استادان  و دانشجویان صمیمی،دوستانه و همراه با اعتماد نیست.زیر بنای روابط صمیمی و همراه با اعتماد و احترام، وجود نوعی روابط هم سطح و افقی است بین اشخاص. اگر بین دو یا چند شخص روابطی بر مبنای اقتدار و قدرت شکل گیرد و یکی از انها در جایگاه فرا تری بنشیند و دیگران فرو تر از او قرار گیرند،رابطه ای صمیمی و محترمانه شکل نمی گیرد. بلکه نوعی رابطه بر مبنای ترس یک شخص از شخصی دیگر به وجود می آید... 

 

در روابط غیر آموزشی و اجتماعی  بین  استاد – دانشجو در دانشگاههای ایران اگر دانشجویان به اساتید به صورت ظاهری احترام می گذارند ، اکثرا بر مبنای دوستی وصمیمیت نیست  بلکه  بیشتر بر مبنای ظاهر سازی و تعارفاتی است که در فرهنگ ایرانی ما بسیار به چشم می خورد.  شکل گیری آن بیشتر به دلیل نوع نگاه استادان است به رابطه بین فردی  تا دانشجویان!  اغلب دانشجویان با استادی که بیشتر با آنها از نظر روابط شخصی نزدیک تر است احساس دوستی می کنند. اما با اسایتد ی که دایره ی ارتباطات خود را بسیار محدود تعریف کرده اند خیلی رابطه ای گرم  و صمیمی ندارند. به عنوان نمونه بیشتر استادان از زندگی شخصی و گذشته ی خود به هیچ عنوان با دانشجویان حرف نمی زنند( البته نه اینکه یک استاد می بایست حتما با دانشجو رابطه ای دوستانه  و خیلی نزدیک داشته باشد!) منظور این است که بیشتر استادان تصور می کنند که دانشجویان در نقطه مقابل انها قرار دارند و هر چه بیشتر برای دانشجویان ناشناس باقی بماند، در رابطه ی اموزشی و پژوهشی فی مابین موفق ترند. برای اینکه بین دو یا چند شخص روابط مثبت و صمیمی بر مبنای احترام متقابل شکا گیرد می بایست طرفین به مهارتهای ارتباطات اجتماعی آگاهی داشته باشند. آنها بایست اصول رابطه  و ارتباط اجتماعی را بداند و به کار گیرند. تا بتوانند رابطه ای خوب برقرار نمایند. یک رابطه ی خوب اجتماعی زمانی شکل می گیرد که یک شخص از افکار، احساسات و خواسته های خود با صداقت سخن بگوید و طرف مقابل نیز هم به همین شکل عمل نماید. درنهایت دو طرف رابطه به مرور زمان با هم احساس نزدیکی و اعتماد خواهند کرد و بهتر می توانند با هم هماهنگ و همساز باشند. اما اگر یک طرف رابطه از احساسات، افکار و خواسته های خود حرف بزند و طرف دیگر چیزی نگوید  این رابطه به نهایت خوبی ختم نمی شود. متاسفانه در نظام آموزشی ما چه در سطح مدارس و چه دانشگاهها ارزشها و هنجارهایی برای روابط استاد- شاگرد تعریف شده است که به رابطه ای مثبت و صمیمی ختم نمی شود، الا در مواردی که استاد و شاگرد از این هنجارهای رسمی و عرفی تبعیت نکنند و وارد رابطه ای برابر و همراه با صداقت شوند. آنموقع این روابط حتی از نظر زمانی بسیار طولانی مدت و محکم می شود.

برای نمونه در سیستم آموزشی کشور ما که بر اقتدار استاد نسبت به شاگرد بنا شده است و رابطه ای عمودی و از بالا به پایین است.استاد بهتر است که با شاگرد دوستانه و همسطح نه حرف بزند  نه رفتار کند و نه افکارش را به طور کاملا شفاف و واقعی بروز دهد. در این سیستم قالبا سنتی، جایگاه استاد مقدس است . شاگرد یا دانشجو برای این جایگاه مقدس می بایست بسیار احترام قائل شود. در برخی ار موارد حتی باید همیشه دو زانو و با  احرتام بنشیند  یا رفت و آمد نماید.این نوع هنجارها و ارزشهای قدرت مدار از روزگاران گذشته تا امروز بر روابط بین فردی استاد – دانشجو حکمفرماست. خود استادان اگر استاد بیش از حد مجاز از نظر عرف اساتید با دانشجویان وارد رابطه ای صمیمانه شود از سوی بقیه مورد سرزنش و مواخذ به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم قرار می گیرد. ترس از قضاوت استادان باعث شده است حتی در بسیاری از موارد جزئی رابطه های آموزشی و پژوهشی را نیز خیلی ادامه ندهند، چرا که می ترسند ، روابط بیش از حد آموزشی با دانشجو نکند در نهایت به روابط صمیمانه و دوستانه منتهی گردد و باعث دردسر گردد. در تجربه ی چندین ساله به عنوان دانشجو در مقاطع مختلف کاملا این موارد را که گفتم تجربه کرده ام.  من به عنوان یک معلم و مدرس در بسیاری از مراکز تدریس نموده ام و رفتار بسیاری از همکارانم را با شاگردان چه دانش اموزان و چه دانشجویان زیر نظر گرفته ام و موارد  فوق را  به صورت مستقیم مشاهده نموده ام.

یکی از مهم ترین مهارتهای بین فردی برای ارتباطات اجتماعی گوش دادن به طرف مقابل است. متاسفانه بیشتر استادان از این هنر در ارتباط آموزشی و غیر آموزشی استفاده نمی کنند. در بیشتر مواقع استاد خودش سخن می گوید و دیگر هیچ! چه از درس و چه مواردی غیر درسی یگانه سخنران می شود استاد! در صورتی که موفق ترین استادان و حتی اشخاص کسانی هستند که به حرف دیگران با تمرکز گوش فرا می دهند و توجه دارند. اما اسنادی که  نه اجازه ی سخن گفتن به دانشجو می دهد و چه اینکه به حرف او گوش نمی دهد چگونه می تواند یک رابطه ی مثبت و سالم را با دانشجو داشته باشد. در نتیجه استفاده نکردن از این مهارت، پیامدش می شود رابطه ای  بر مبنای اقتدار و ناسالم بین دانشجوو استاد ! این رابطه منفی بطور مستقیم در آموزش  و یادگیری و به طور غیر مستقیم به روابط نسل های آینده استادان و دانشجویان اثرات منفی خواهد گذاشت.نکته دیگری که یک استاد می بایست برای یک ارتباط سالم و ماندگار با دانشجو داشته باشد صبوری است. استادی که صبوری را پیشه خود نمیک ند در نهایت  نمی تواند  در یک رابطه ی مناسب و همراه با احترام با دانشجویان به موفقیت برسند.چرا که تا صبور نباشی نمی توانی به احساسات و افکار دیگران توجه نمایی! نمی توان خواسته های دیگران را فهمید! اگر اینطور باشد که به این موارد دقت نشود رابطه ای نا امن و خالی از اعتماد به وجود می آید که زیر بنای آن ترس  یک طرف و قدرت طرف دیگر است.

اگر بخواهیم مباحث مطرح شده در چهار بخش این یاداشت را خلاصه نماییم و نتیجه گیری کنیم، این می شود که وضع موجود روابط بین استاد و دانشجو  در دانشگاههای ما نا مطلوب است. این روابط در چهار بعد آموزشی ، پژوهشی، فرهنگی و بین فردی کاملا یک طرفه و عمودی است. بر مبنای قدرت و اقتدار استادان از یک طرف و ضعف و ترس دانشجویان از سوی دیگر است. تا زمانی که بین استادان و دانشجویان روابطی افقی و هم سطح  در تمام ابعاد چهار گانه شکل نگیرد، وضع موجود برقرار خواهد ماند. وضع موجودی که نه از نظر آموزش مطلوب است  نه پژوهشی ونه از بعد فرهنگی  و نه روابط و ارتباطات اجتماعی! کلید این تغییر در برابری، همسطح بودن و آزادی روابط دانشجویان در رابطه با استادان است.


نظرات (0)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد