محمد روزبهانی


democracy1 چهارمین دوره ی انتخابات شورایاری های شهر تهران به احتمال زیاد در دو سه ماه آینده برگزار خواهد شد.

در این انتخابات که در سطح بیش از 370 محله شهر تهران برگزار می شود،بیش از 3700 نفر به عنوان اعضای اصلی و علی البدل (7نفر عضو اصلی و 3 نفر عضو علی البدل) شورایاری ها انتخاب می شوند.البته بعد از انتخاب این افراد تعداد6 نفر نیز از اهالی محله به پیشنهاد منتخبین به عنوان اعضای غیر انتخابی در جلسات شورا یاری ها شرکت می کنند و حق رای دارند. پس از انتخابات و تشکیل شورایاری در هر محله، مدیر سرای محله توسط شورایاری ها انتخاب می شود.  وظیفه ی مدیر سرای محله مدیریت سرای محله با نظارت اعضای شورایاری است. سرای محلات بیشترین تمرکزشان بر فعالیت های فرهنگی اجتماعی و هنری است که در قالب انواع کلاس های آموزشی و ... اجرا می شود. شورایاری بازوی شورای شهر در محله ها است و کار نظارت بر فعالیت های شهرداری در  این محله ها را بر عهده دارد .

بنابراین جایگاه شورایاری ها در محلات شهر تهران جایگاه ویژه ای است که به مرور در آینده این جایگاه ارتقا خواهد یافت و مردم هر محله بیشتر می توانند به صورت مستقیم در جریان رفع مسائل و مشکلات محله قرار گیرند.  اهمیت جایگاه  شورایاری ها در گسترش دموکراسی ،ما  فرهنگیان را ( به عنوان یکی از گروه های تاثیر گذار جامعه) ملزم می نماید که در این مورد به مسئولیت اجتماعی خود عمل نماییم و به گسترش  بیشتر دموکراسی در تمام سطوح زندگی جامعه کمک کنیم. فرهنگیان تا به حال به صورت هماهنگ، هدف مند و با برنامه ریزی مناسب در هیچ انتخاباتی (ریاست جمهوری،مجلس و شورای شهر) شرکت نکره اند و حضور پرتعداد و موثرشان بیشتر در قالب گروه ها و احزاب غیر فرهنگی بوده است. همیشه بعد از هر انتخاباتی به دلیل اهمیت قائل نشدن برای فرهنگیان  و خواست هایشان توسط  افراد پیروز در انتخابات، فرهنگیان دچار نارضایتی شده و البته این نارضایتی شان به حق است.

قشر فرهنگی  به دلیل  سطح بالای آگاهی اجتماعی  و مسئولیت پذیری مهمترین قشری است که در هر انتخاباتی حضور دارد .این گروه مهم   با شرکت همیشگی در انتخابات به تحکیم دموکراسی کمک می نماید و بر نتیجه ی هر انتخاباتی تاثیر گذار است ، اما کمترین بهره را از این مسئولیت پذیری و تلاش برده است. بیشتر کاندیداهای انتخابات مختلف در دوره ی رقابت انتخاباتی از فرهنیگان بسیار حرف می زنند  اما پس از گرفتن رای ،وعده هایشان را فراموش می کنند و به خواسته های به حق فرهنگیان توجه ای ندارند.

بنابر این به نظر می رسد  با توجه به تجربیات فرهنگیان از وضعیت انتخابات گذشته و بی توجهی به حقوق و خواسته هایشان ، همراه با مسئولیت پذیری همیشگی و کمک به روند گسترش دموکراسی در جامعه،باید به نوعی دیگر عمل نمایند. 

به نظر می رسد که دیگر زمان نردبان شدن فرهنگیان برای  گروه های دیگر به سر رسیده است و خود فرهنگیان بهتر است از سرمایه ی اجتماعی عظیم شان برای خودشان هم استفاده کنند.

اولین قدم در این روند، حضور با برنامه ، منسجم و هماهنگ در انتخابات شورای یاری ها  بدون رنگ و بوی سیاسی و جناحی است. در این شروع تازه بهتر است فرهنگیان  چه به عنوان کاندید شورایاری محلات و چه به عنوان رای دهنده و  تبلیغ گر حضوری فعال داشته باشند.

بهتر است در این روند، فرهنگیان وارد مباحث سیاسی و جناحی نشوند بلکه بر مباحث فرهنگی و اجتماعی تاکید نمایند. اگر فرهنگیان در انتخابات شورایاری  بتوانند،انسجام و هماهنگی پیدا کنند، خواهند توانست در  سایر انتخابات نیز از این سرمایه ی اجتماعی موثر  برای  رسیدن به خواسته های به حق خود و سایر شهروندان استفاده نمایند.



محمد روزبهانی ، عضو شورای نویسندگان سخن معلم

nazardidgahدر دو سه هفته ی اخیر مطالبی درباره ی مشکلات گذشته  مدیران رانتی یکی از مناطق آموزش و پرورش شهر تهران در سایت سخن معلم منتشر شده که باعث واکنش نسنجیده ی این مدیران رانتی و حمله به سایت سخن معلم شده است!

یکی از این واکنش های نسنجیده ، دادن رای منفی هدایت شده به عملکرد سایت سخن معلم در بخش نظر سنجی است. این امر باعث شده که گزینه های نظر سنجی در طی دوسه هفته ی اخیر کاملا جابه جا شوند. تا ماه گذشته این گزینه ها به این صورت بود که بالاترین درصد از بازدیدکنندگان عملکرد این سایت را " عالی " ارزیابی کرده بودند . تعداد آرا نظر سنجی تا ماه گذشته چیزی نزدیک به هزار و پانصد رای ثبت شده بود که در دو سه هفته اخیر  از مرز 3000 نفر  گذشته است !

بعد از افشا گری یکی از معلمان منطقه مورد نظر در مورد چند نفر از مدیران و سو استفاده های آنها در دوره ی وزیر قبلی، روند رای در نظر سنجی سایت سخن معلم کاملا برعکس شده است. حتی در چند روز گذشته گزینه ضعیف نظر سنجی افزایش بسیار زیاد و سوال بر انگیزی داشته است که نشان از حمله ی هدایت شده توسط همان گروهی را دارد که منافع چند ساله شان به خطر افتاده است.

البته طبیعی  است که همه ی بازدید کنندگان از یک سایت از عملکرد آن راضی نباشند و بخشی هم عملکرد را ضعیف ارزیابی نمایند ، اما در این مورد خاص (سایت سخن معلم) نشان از یک برنامه ی هدایت شده بعد از انتشار اخبار تخلف در منطقه  فوق دارد ؛ چرا که افزایش آرای ضعیف همزمان با این اخبار است و روند آرای نظر سنجی کاملا برعکس گشته است.

البته روشن است همیشه کسانی که  برای منافعشان خطری پیش می آید برای مقابله  به هر حربه ای متوسل شوند. این بار مدیران رانتی از محل رانت های قبلی ظاهرا گروهی را اجیر کرده اند تا وارد سایت سخن معلم شوند و به عملکرد این سایت نمره ی منفی دهند اما  " مدیران رانتی " بدانند این روش  مشکل شان را حل نخواهد کرد ...

نقدی بر نوشته" آب در خانه ی مورچگان" به قلم محمد رضا خورشیدی

محمد روبهانی - جامعه شناس- منبع سخن معلم

امروز  در محضر دوستی بودم که از نوشته  ای در سایت سخن معلم سخن گفت با عنوان" آب در خانه ی مورچگان".

همانجا با گوشی همراه وارد سایت سخن معلم شدم و به طور گذارا  نوشته را خواندم. واقعا برایم نامفهوم بود. نقل قول هایی از اباذری استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران و کسانی دیگر و بخشی هم نوشته ی خود نویسنده! در همه ی این متن نه چندان قابل فهم، به نظر من به همه  توهین می شود. از جامعه ی دانشگاهی تا هنرمندان و توده های مردمی که به گوسفند تشبیه می شوند که به دنبال چریدن هستند! 

آنجا که نقل قول می کند از اباذری"این ملت نشان داده که تا توهین نبیند به خود نمی آید! اول اینکه توده های لیبرال نوظهور ایرانی به دنبال رفاه و آزادی خواهی روز مره گوسفندی است که آزادی را در مهیا بودن علف تازه و رفع موانع برای بهتر چریدن معنا می کند و دادن این نوع آزادی بهایی برای دولت ها و حکومت ها ندارد بلکه بر عکس فوایدی هم بر آن مترتب است و ...! در این متن تقریبا طولانی برای یک یاداشت. نویسنده ی محترم برای اینکه ادعای خود را که همان ادعای اباذری است ثابت کند به گفته هایی از  مولوی تا نیمایوشیج استناد می کند.

به خیال جناب خورشیدی جامعه الان جامعه ی زمان مولوی و نیمایوشیج است! یعنی همان مردم با همان خصلت ها و و یژگی ها!  البته  روی سخن من با این گفته ها و استنادات نیست. چرا که از دید جامعه شناسان هم انسان و هم جامعه خصلت پویا دارد. 

abazarispecial نقد من به آن قسمت از این یاداشت است که نویسنده اباذری را این گونه توصیف می کند: و شاید تاریخ گواهی دهد اباذری یک تنه بار این مسئولیت را به دوش کشید و همچو آرش کمانگیر تیر از کمان رها کرد ؛ دانسته و منقلب نه از سر دل خوشی به سان دیگران خموش و چموش." نگاهی چپ زده به جامعه و توده هایی که نیازمند یک نجات دهنده هستند.

از نظر جناب خورشیدی ،  اباذری در لباس یک روشنفکر است که می خواهد جامعه را که دارد به سمت فنا می رود نجات دهد. جناب خورشیدی جوری از اباذری حرف می زند و دیگر همکاران جامعه شناس اش را به باد انتقاد می گیرد که انگار تنها کسی که در این دوره ی بدبختی و ظلمت  می تواند همه را به سمت نور هدایت نماید، " اباذری " است.

جناب خورشیدی !

ما شهروندان این جامعه انسانیم نه گوسفند!

دیگر دوره ی چپ روی ، روشنفکر بازی و منجی شدن گذشته است.از این نوع نگاه به جامعه  و انسان ها دست بردارید.  شما ،اباذری و امثال ایشان ، به اندازه ی بقیه ی شهروندان این جامعه حق دارید و می فهمید نه بیشتر نه کمتر!


منبع: سایت سخن معلم

محمد روزبهانی ، عضو شورای نویسندگان سخن معلم


اعتیاد بیماری است که بیشتر خانواده ها را تا مرز فروپاشی می برد و باعث می شود  بعضی از این خانواده ها از هم فرو بپاشند. این بیماری باعث می شود آرامش ،نظم و ثبات خانواده به هم بخورد و بین اعضای خانواده  همدلی به فراموشی سپرده شود. در اصل این بیماری بر خلاف آنچه که تصور می کنیم، یک بیماری فردی نیست بلکه نوعی بیماری  فردی ،خانوادگی و اجتماعی  است با عوارض اجتماعی بسیار زیاد. این عوارض می تواند خانواده ی فرد، دوستان، همسایگان و کل جامعه را تحت تاثیر قرار دهد. بنابر این باید بیماری اعتیاد را یک بیماری اجتماعی و به خصوص خانوادگی دانست.بیماری اعتیاد خانواده را به شکل های متفاوتی تحث تاثیرات منفی قرار می دهد.این بیماری علاوه بر آسیب های جسمی و روانی که به فرد معتاد وارد می کند، موقعیت و سرمایه ی اجتماعی و اقتصادی فرد و خانواده ی او را به خطر می اندازد. فردی که دچار اعتیاد می شود ،به مرور روابطش با اطرافیانش، دچار مشکل می شود . نمی تواند ارتباط سالم و درستی را با آنها برقرار نماید و در نتیجه نمی تواند  نیازهای  خود را بر طرف نماید. اطرافیان فرد معتاد به خصوص خانواده ی وی از همسر و فرزندان تا پدر و مادر و حتی بستگان نزدیک تر ، از پیامدهای بیماری اعتیاد فرد  رنج می برند و بر اثر  عوارض این بیماری زندگی خانوادگی و روابط اجتماعی آنها  د چار چالش می شود.

تاثیر اعتیاد بر کودکان در خانواده

ازپیامدهای بیماری اعتیاد والدین برای فرزندان  می توان به این موارد اشاره کرد: عدم اعتماد به نفس کافی، احساس تنهایی، احساس گناه ، احساس ناامیدی ،درماندگی و نگرانی از وضعیت آینده ،مشکلات در مدرسه، ناتوانی در مهارت های زندگی و ارتباطات اجتماعی. کودکانی که در خانواده ای زندگی می کنند که یکی از والدین یا هر دو آنها بیماری اعتیاد دارند، به دلیل متشنج بودن فضای خانه و خانواده در ارتباط بر قرار کردن با دیگران بسیار ضعیف عمل می کنند. در نتیجه ، فرزندان این خانواده ها ،احتمال گرایش شان به مواد مخدر زیاد است و تا حدود چهار برابر بیشتر از فرزندان  والدین غیر معتاد در معرض  معتاد شدن قرار می گیرند.

تاثیر اعتیاد بر همسر

بیماری اعتیاد ، همسر فرد معتاد را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. این بیماری باعث می شود احساسات، افکار و رفتار  همسر فرد معتاد مسیر طبیعی خود را طی نکند و  احساساتی منفی چون، دلسوزی به حال خود، گوشه گیری و انزوا، خودداری در مشارکت اجتماعی و.. را تجربه نماید.از نظر فکری همسر فرد معتاد دچار پراکندگی فکری و پرش افکار می شود ، قادر به تصمیم گیری درست نیست و در بسیاری از مواقع از دیگران برای تصمیم گیری ،کمک می گیرد. رفتارش به شدت  تحت تاثیر رفتار  همسر معتادش قرار می گیرد . در صدد کنترل او و تغییر رفتارهای معتادگونه ی همسر معتادش است، اما در این راه موفق نمی شود که نتیجه ی آن سر خوردگی بسیار است. عوارض اجتماعی اعتیاد زندگی همسر معتاد را نیز در بر می گیرد. یکی از مهم ترین مشکلاتی که ممکن است  به وجود آید، طلاق است.بیشتر مشکلات خانوادگی و زناشویی پیامد اعتیاد یکی از همسران در خانواده است. در برخی از این خانواده ها هم دیده می شود ، برای اینکه زندگی خانوادگی از هم نپاشد به فرد معتاد امتیاز های بسیاری داده می شود،  مثلا اجازه می دهند فرد معتاد به مصرف خود ادامه دهد.

بیماری اعتیاد یک عضو خانواده ، به مرور زمان باعث می شود که  خانواده کارکرد های خود را از دست بدهد. یکی از کارکرد های خانواده ، تربیت و آموزش فرزندان است، اما در خانواده ای که  یکی از والدین معتاد هستند این کارکرد دچار خلل می شود و فرزندان به درستی از تربیت و آموزش مورد نیاز برخوردار نمی شوند. در نتیجه ی اجتماعی نشدن ناقص  فرزندان،  آنها در زندگی حال و  آینده با مشکلاتی ریشه ای روبرو می شوند. یا اینکه  خانواده نمی تواند به کارکرد اقتصادی خود که تامین نیاز های اعضایش است،عمل نماید و در نتیجه نیازهای  اعضای خانواده برطرف نمی شود که خود پیامدهای ناگواری خواهد داشت.به طور کلی خانواده  که یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی است ، در صورتی که با بیماری اعتیاد  اعضایش روبرو شود قادر به انجام وظایف و کارکرد هایش نیست و در نتیجه این نقص  اعضای این خانواده و افراد جامعه با مشکلات بسیاری روبرو می شوند.

با توجه به وضعیتی که خانواده هایی که درون خود معتاد دارند، نیاز به حمایت و آموزش دارند. این گونه خانواده ها می بایست تحت مشاوره قرار گیرند تا  مهارت با افراد معتاد خانواده شان را یاد بگیرند. در نتیجه مشاوره ، حمایت و آموزش هایی مورد نیاز ،اعضای این گونه خانواده ها می توانند در مقابل مشکلات ناشی از اعتیاد یکی از اعضایشان، عاقلانه تر و منطقی تر بر خورد نمایند. برخورد منطق و عقلانی با فرد معتاد ، هم می تواند فرد معتاد را به سمت بهبودی هدایت نماید و هم از آسیب بیشتر به سایر اعضای خانواده جلو گیری نماید. لازمه ی این کار ، این است که تمام نهادهایی که به نوعی در گیر مشکلات خانواده ها هستند و همچنین مشاوران و متخصصان این عرصه، نگاه شان به بیماری اعتیاد، نگاهی جامع باشد. به این بیماری به عنوان یک بیماری فردی و شخصی نگاه نکنند ، بلکه آن را  نوعی بیماری اجتماعی و خانوادگی بدانند. چرا که اگر نگاه به بیماری اعتیاد فقط تمرکز صرف بر درمان فرد معتاد باشد و با خانواده ی او کاری نداشته باشیم، نمی توانیم در این راه موفق شد.