X
تبلیغات
زولا

الوین تافلر

ترجمه: بابک پاکزاد‬


 تمامی نظام‌های آموزشی، از تصور ما نسبت به آینده مایه می‌گیرند؛ از این رو اگر تصور ما از آینده یک جامعه، با واقعیت موجود آن منطبق نباشد، نظام آموزشی آن جامعه، راه خیانت به جوانانش را در پیش گرفته است.‬

‫افراد یک قبیله سرخپوست را در نظر بگیرید که قرن‌ها بر روی رودخانه‌ای مشغول کرجی‌راندن بوده‌اند. در خلال این مدت، اقتصاد و فرهنگ قبیله، به ماهیگ‬یری و محصولاتی که با آب همین رودخانه شکل گرفته و همچنین کرجی و ابزار مربوط به آن وابسته شده است. از آنجایی که روند رشد تحولات تکنولوژیک در چنین جامعه‌ای بسیار کند است، جنگ یا شیوع بیماری و دیگر بلایای طبیعی، ضرباهنگ زندگی افراد قبیله را چندان مختل نمی‌کند. از این رو، برای یک قبیله، داشتن تصوری معقول از آینده خویش کار چندان مشکلی نیست، زیرا تفاوت فاحشی بین امروز و فردا دیده نمی‌شود و دقیقا براساس همین تصور است که نوع آموزش و پرورش تعیین می‌شود. تا آنجایی که من اطلاع دارم، با اینکه قبیله‌ها مدرسه‌ای ندارند، اما از برنامه‌ای آموزشی برخوردارند که شامل مجموعه‌ای از مهارت‌ها، آداب و رسوم و مناسک مذهبی می‌شود. به عنوان مثال، پسران می‌آموزند که چگونه مانند پدرانشان، پوست درخت را تراشیده و در تنه آن حفره ایجاد کنند. در چنین سیستمی، تکلیف معلم معلوم است. کار معلم تنها حفظ و انتقال دانشی است که از گذشتگان به ارث رسیده و به کار آیندگان می‌آید... 

ادامه مطلب ...
 چند روز پیش در نشستی با چند تن از کارشناسان و نویسندگان حوزه ی اموزش و پرورش بحث مان در گرفت. موضوع  بحث، اموزش و پرورش خصوصی و دولتی بود. بیشتر دوستان با حرارت بسیار زیادی از دولتی  و رایگان شدن مدارس طرفداری می کردند.  دوستان من استدلالشان این بود که آموزش و پرورش دولتی عادلانه تر است. دانش آموزان در کشوری که  آموزش و پرورش، رایگان است. بهتر می توانند تحصیل نمایند و در نهایت از برابری بیشتری برخودار هستند. به عنوان مثال کشور سوئد را مثال می زدند  که در این کشور تا کلاس نهم همه امکانات تحصیلی رایگان است. حتی لوازم و التحریر! البته درست می گفتند در اکثر کشورها ی جهان تحصیلات ابتدایی و حتی راهنمایی رایگان استو در ایران نیز همینطور، در اصل 30 قانون اساسی دولت را موظف کرده است که شرایط تحصیل رایگان را برای همه ی ملت فراهم نماید. این روش البته خوب است. من هم در ان جلسه با این روش موافق بودم و هستم. اما  نکته ای  که توسط  برخی از کسانی که خود را مدافع رایگان بودن و شاید هم دولتی بودن تحصیلات می دانند نادیده گرفته می شود ، حق امتخاب است! حق انتخاب شیوه ی تحصیل توسط دانش اموز و اولیاء او. اگر ما بپذیریم که در یک کشور فقط بایست آموزش و پرورش دولتی و حتی رایگان حکم فرما باشد و نوعی دیگر از آموزش و پرورش وجود نداشته باشد و تنها بر اساس این دلیل که باعث برابری می گردد کاملا اشتباه است. آموزش و پرورش دولتی و حتی رایگان در یک کشور هیچ وقت به عدالت و برابری اموزشی منتهی نمی شود. چرا که خانواده های توانمند به هر طریق ممکن  و از راههای قانونی و حتی غیر قانونی می توانند شرایط بهتر تحصیلی برای فرزندا ن شان  فراهم نمایند. این خانواده ها درست است که مجبورند فرزندان خود را به مدارس دولتی بفرستند، اما می توانند از راههای دیگر کاری کنند که دوباره همان نابرابری اموزشی در تحصیل برقرار ماند اما به صورت پنهان! چرا که در ظاهر همه چیز عادلانه است اما در اصل نابرابری وجود دارد.  نمونه ی عالی تحصیلات رایگان و دولتی کشورهای کمونیستی سابق و حال حاضر است. در این کشورها اموزش و پرورش کاملا رایگان و دولتی است. آیا عادلانه و برابر هم هست؟ خیر . در  این نوع کشورها مردم حق انتخابی در هیچ زمینه ای ندارند حتی در نوع اموزش و محتوای ان برای فرزندانشان. دولت محتوا و شکل و روش آموزش را انتخاب می کند. کسی نمی تواند فارغ از دولت خودش از روشهای نو و جدید در اموزش استفاده نماید و حتی محتوا هم کاملا کنترل شده و غیر خلاقانه است.   هر چه دولت  از نظر اقتصاد ی ، آموزشی و فرهنگی بر نظام آموزش و پرورش کنترل داشته باشد  حق انتخاب و آزادی  در تحصیل از دانش اموزان گرفته می شود. درست است که در ظاهر آموزش و پرورش دولتی رایگان است و مردم به طور مستقیم برای تحصیل فرزندانشان پولی پرداخت نمی کنند اما از طرف دیگر امتیازاتی را از دست می دهند که شاید بسیار مهم تر از تحصیل رایگان باشد. در کشور سوئد و  کشورهای دیگر هم که   تحصیل کاملا رایگان است در ظاهر اینطور است. چرا که در همین کشور هر کس باید حداقل نصف درامد ماهانه ی خود را به عنوان مالیات به دولت پرداخت نماید و در قبال ان می تواند از امتیازات زیادی از طرف دولت برخوردار باشد. در واقع اگر دولتی بخواهد امکاناتی به مردمش بدهد باید از خود مردم مالیات بگیرد و الا قادر به همچنین کاری نیست. اما بطور خلاصه اگر بتوان بهترین شیوه ی اداره ی اموزش و پرورش در یک کشور را انتخاب کرد، به نظر می رسد که ترکیبی از دو نوع اموزش و پرورش خصوصی و دولتی باشد. انهم   نه اموزش و پرورشی ایدئول‍‍‍و‍زیک! بهتر است دولت برای اموزش و پرورش در عرصه هایی وارد شود که بخش غیر دولتی قادر به دادن امکانات و خدمات نیست و هم چنین برای کسانی که قادر به پرداخت بهای تحصیلاتشان نیستند. می توان در قالب یارانه های آموزشی برای گروههای کم درآمد به انها کمک نمود تا به انتخاب خودشان شیوه ی آموزش گرفتن را انتخاب کنند

بزرگترین ترس،ترس از تغییر است!


محمد روزبهانی

اگر تغییر نکنیم،رشد نمی کنیم. اگر رشد نکنیم، در واقع زندگی نمی کنیم. برای رشد لازم است موقتا از امنیت خود صرف نظر کنیم. این کار ممکن است به معنای ترک الگوهای آشنا اما دست و پاگیر باشد که ایمن ولی بی حاصل است و ترک ارزشهایی باشد که دیگر قبولشان نداریم و کنار گذاشتن روابطی که معنای خود را از دست داده اند. به قول داسایوفسکی" مردم از برداشتن گامی جدید یا گفتن کلامی نو بیشتر از هر چیز دیگری می هراسند" در حالی که ترس حقیقی باید از چیزی درست بر عکس این ها باشد( کتاب خودسازی- جان سی. مکسول صفحه12)

 آموزش و پرورش نوین یعنی آموزش و پرورش پر از تغییر ، تحول و خلاقیت! در این نوع از آموزش و پرورش به دانش آموز متفاوت  و خلاقانه فکر کردن آموزش داده می شود و نه  مثل هم فکر کردن! در نظام آموزش و پرورش پیشرو ترسی از تغییر وجود ندارد. دانش آموزان را به سمت اندیشه های نو و جدید راهنمایی می کنند. آنها را به دلیل متفاوت اندیشیدن با دیگران و ساختارهای حاکم سرزنش نمی کنند.  حال سوال این است که نظام  آموزش و پرورش ما در این میانه چگونه عمل می کند؟ معلمان ما چطور؟ دانش آموزان چگونه ؟ و حتی خانواده ها به چه صورت؟ به راحتی می توان به این سوالات پاسخ داد! آموزش و پرورش ما  با تغییر میانه ی خوبی ندارد. از دگرگونی و تحول بیم ناک است. خانواده ها نیز به  روشها  تکراری خو گرفته اند و  در پی دگرگونی و متحول شدن نیستند و نمی خواهند که تغییری در روشهای موجود صورت گیرد! معلمان نیز همین طور! اکثر معلمان طرفدار روشهای موجود و حتی گذشته هستند. با روشهایی که خود به همان روشها آموزش دیده اند راحت ترند. خیلی نمی خواهند در وضعیت موجود تغییری صورت گیرد.  بطور کلی جامعه،خانواده ها، معلمان و مسئولین از تغییر می ترسند! چونکه نمی دانند چه اتفاقی ممکن است  پس از تغییرات روی دهد. اما از چیزی که می شناسند و به آن عادت کرده اند ترسی ندارند. این برای آموزش و پرورش آسیبی بزرگ است ! آموزش و پرورش اولین نهاد و سازمانی است که می بایست به دنبال تغییر و تحول در روشهای زندگی و یادگیری و یاد دهی باشد. آموزش و پرورش ،باید بانی تغییرات تاثیر گذار باشد نه سدی در مقابل تغییرات و تحولات مفید! همه ی تحولات بزرگ از مسیر آموزش و پرورش می گذرد. کشوری را نمی توان دید که بدون  آموزش و پرورش به روز ،پویا و خلاق توانسته است به توسعه برسد. بهتر است همه ، از اولیا تا معلمان و مسئولین  به این موضعات بیندیشند. اگر می خواهیم توسعه پیدا کنیم باید تغییر نماییم!

محمدرضا نیک نژاد      روزنامه ی اعتماد،4 اردیبهشت93 


                                               

 سخنان رییس جمهور روحانی درباره پایه گذاری زنگ گفتگو و کتاب خوانی، و بازگشت زنگ انشا به مدرسه ها،سبب شد که کاربدستان آموزشی،دست بکار عملی کردن سفارش های ایشان شده و با روش های گوناگون مانند دست بردن در برنامه های درسی دوره های آموزشی،گذراندن مصوبه در شورای عالی آموزش و پرورش، برگزاری همایش و سخنرانی و ... زمینه اجرای آن را فراهم نمایند. در همین راستا،شنیده شده است که سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی،یکی از پژوهشگران نامدار در گستره آموزش و یادگیری تطبیقی بنام خانم "ماساکو واتانابه" از ژاپن را در دهه نخست اردیبهشت به ایران دعوت کرده و قرار است در این مدت برنامه های گوناگونی در زمینه های آموزشی و پژوهشی برگزار گردد. آمدن خانم "واتانابه" به ایران بهانه ای به دست داد تا نگاهی دوباره به کتاب ارزشمند ایشان به نام "پرورش هنر استدلال" بیندازیم. بی گمان بررسی ژرف این کتاب در یک یاداشت روزنامه ای نمی گنجد! از این رو نگارنده،پژوهشگران و کارگزاران آموزشی،کارشناسان آموزشی،آموزگاران و .... را به خواندن آن فرا می خواند.

اما کتاب "روش هنر استدلال؛الگوی تبیین اندیشه در فرهنگ آموزش ژاپن و آمریکا" را موسسه فرهنگی منادی تربیت در 372 صفحه منتشر کرده است. نویسنده کتاب خانم "ماساکو واتانابه" دارای دکترای تخصصی از دانشگاه کلمبیای آمریکاست. کتاب به وسیله محمدرضا سرکار آرانی،علی رضا رضایی و زینب صدوقی به فارسی روان و دلنشینی برگردانده شده است. کتاب با پژوهش میدانی در کلاس های انشا و تاریخِ دبستان های آمریکا و ژاپن،یکی از درخشان ترین آثار در آموزش و پرورش تطبیقی به شمار می آید. نویسنده با تلاشی ارزشمند با کنار هم قرار دادن و مقایسه هدف ها،روش ها،ریشه های فرهنگی و اندیشگی آموزش انشا و تاریخ در دو کشور،پژوهشی در خور توجه و خواندی را برای پژوهشگران فراهم نموده که می تواند آغازگاهی تازه در آموزش هر کشوری باشد.   
ادامه مطلب ...