X
تبلیغات
زولا


محمدروزبهانی: جامعه شناس

منبع: روزنامه روزان 7 شهریور 94 صفحه اجتماعی


اعتیاد به باور بسیاری  ضعف اراده و مشکل اخلاقی است. این اعتقاد از دیر باز به طور سنتی در بیشتر جوامع از جمله جامعه ما وجود داشته و بر  اساس همین باور با فرد معتاد برخورد شده است. در بین خانواده ها نیز  چنین باوری  وجود داشته و دارد  و این نوع نگاه  از نسلی به نسل دیگر انتقال پیدا کرده است. حتی در بین  مسئولین و کار به دستان  جامعه همین نگاه به  اعتیاد و معتاد رواج داشته و دارد. در این دیدگاه برخورد با فرد معتاد ،برخورد با بیمار نیست بلکه برخورد با مجرم است. یعنی  فرد معتاد ، نه  یک معتاد که یک مجرم است . فرد مجرم را به مجازات می رسانند نه اینکه به دنبال درمانش باشند.  متاسفانه خانواده ها  نیز تا حد بسیاری  اینگونه می اندیشند.در این  فرصت بیشتر به تاثیر و تاثر اعتیاد بر خانواده ها و راهکارهای پیش روی  خانواده ها برای برخورد با  فرد معتاد  و چگونگی  طی کردن روند بهبود توسط این فرد در داخل خانواده می پردازیم

 خانواده ای که در خود فرد معتادی را دارد ،  به احتمال بسیار همراه با فرد معتاد به مرور زمان  بیمار می شود. یعنی پیامدهای  بیماری اعتیاد که  بر فرد معتاد اثر گذار است و باعث می شود که در ویژگیهای شخصیتی او تغییرات صورت گیرد به مرورزمان  بر دیگر اعضای خانواده موثر واقع می شود و از نظر افکار و رفتار ، دیگر اعضای خانواده نیز همانند فرد معتاد می شوند. خانواده ای که یکی از اعضایش معتاد است به مرور و به دلیل نا آگاهی ممکن است همانند فرد معتاد  دچار مشکل  شوند. اگر اعضای خانواده ای دچار ویژگیهای زیر شوند می توان گفت که در چرخه معیوب بیماری اعتیاد گرفتار شده اند.

1- خانواده سعی در کنترل رفتار  عضو معتاد و تغییر دادن او دارد 2- تمرکز بر کارهای  عضو معتاد خانواده و عواقب کارهای  او  3- مقصر دانستن عضو معتاد در زمینه ی اعتیادش  4- احساس شرمندگی از اینکه عضوی از خانواده معتاد شده است و یا کم  اهمیت جلوه دادن اعتیاد  عضو خانواده . 5-قطع ارتباطات  با دیگران برای اینکه کسی از اعتیاد   عضو خانواده خبر دار نشود    6- توجیه رفتار های فرد معتاد و حمایت بیش از حد از او برای اینکه پیامدهای رفتار معتاد گونه را کم اثر نمایند  7- ترس و اضطراب  همیشگی از رفتارهای احتمالی  عضو معتاد خانواده.  و ...!  این نوع  عمل کردن توسط  اعضای خانواده معتادان نشان از این دارد که دیگر ا عضای خانواده از بیماری اعتیاد   عضو خانواده شان بی نسیب نمانده اند و به نوعی آنها نیز عوارض این بیماری را  در خود دارند. درست است که سایر اعضای خانواده مواد مخدر مصرف نمی کنند اما پیامدهای مصرف مواد یک عضو در خانواده بر دیگران  تاثیر گذاشته است و آنها نیز بدون اینکه خودشان بدانند در چرخه بیماری اعتیاد گرفتار شده اند،حال شاید این چرخه به مصرف مواد ختم نشود  اما بر زندگی   اعضای خانواده اثر گذار است.

اگر یکی از والدین در خانواده  اعتیاد  داشته باشد ،بر کودکان آن خانواده  تاثیر خواهد گذاشت. کودکان در این  نوع خانواده ها  به کمبود اعتماد به نفس، تنهایی، احساس گناه ، نا امیدی ، درماندگی،نگرانی از رها شدن ، افسردگی و ... دچار می شوند. در روابط اجتماعی و تحصیلی به مشکل برخورد می کنند و زمینه ی گرایش به مواد مخدر و اعتیاد فعال در آنها بسیار زیاد است.همسر فرد معتاد نیز هم از نظر روحی و روانی  هم از نظر روابط اجتماعی  و اقتصادی درگیر بحرانهای مختلف می شود.  دچار شدن به این نوع مشکلات و مسائل خود زمینه ی  گرایش به مصرف مواد مخدر و اعتیاد فعال را به همراه دارد.  موارد  بسیار زیادی از  همسرانی را داریم که به دلیل ناآگاهی از چگونگی بیماری اعتیاد و برخورد با فرد معتاد در چرخه اعتیاد گرفتار و در نهایت به مصرف مواد مخدر کشیده شده اند.به طور کلی  اعتیاد می تواند بر خانواده این تاثیرات داشته باشد. از جمله : 1-تغییر در مقررات  خانواده  2- به وجود آمدن مقررات جدید در خانواده  3- تغییر در احساسات و تغییر جهت آن به سمت مخرب بودن    4- تاثیر بر  اعضای خانواده   از جمله کودکان  نوجوانان و همسران . در بیشتر خانواده هایی که یکی از اعضایشان به بیماری اعتیاد دچار است، نه تنها فرد معتاد کمک موثری  از طرف خانواده دریافت نمی کند، بلکه به مرور این فرد معتاد است که خانواده را به پیامدهای  بیماری اعتیاد  آلوده می کند. این زمانی است  که خانواده در چرخه ی رفتارهای   اعتیادی گرفتار می شود و نه  تنها به فرد معتاد که به سایر اعضا نیز نمی تواند کمکی کند. در اینگونه خانواده ها ست که می توان خانواده  بیمار است و حتی بیماری اعتیاد  ،بیماری خانوادگی است. یعنی نه تنها خانواده یک بیمار ندارد بلکه همه ی اعضا بیمار می شوند. بهتر است خانواده برای جلوگیری از شیوع بیماری در خانواده ،مهارتهایی راکسب نماید.بنابر این خانواده هایی که معتاد دارند قبل از هر اقدامی بهتر است با مشاورانی که در زمینه بیماری اعتیاد و درمان و بهبودی آن تخصص دارند مشاوره نمایند تا بتوانند به عضو بیمار خانواده کمک نمایند.خانواده برای کمک کردن به فرد بیمار  می بایست اقداماتی انجام دهد.اولین مرحله کمک به فرد معتاد در یک خانواده این است که به فرد معتاد به عنوان یک بیمار نگاه شود. در مرحله دوم بیماری بعد از پذیرش   اعتیاد به عنوان یک بیماری ، باید برای انجام اقداماتی که بیمار برای بهبودی نیاز مند است |آماده باشد. ور در نهایت در تمام مدت روند بهبودی عضو بیمار خانواده را با کمک و حمایت افراد آگاه طی نمایند.

 

 

محمد روزبهانی - جامعه شناس و عضو شورای نویسندگان سخن معلم


" اعتیاد نه مشکل اخلاقی و نه ضعف اراده است، بلکه بیماری  جسمی و روانی با پیامدهای اجتماعی است" این  نگاه متخصصان و صاحب نظران پژوهش در عرصه اعتیاد به معتادان و بیماری اعتیاد  است. اما  سوال این است که آیا شهروندان دیگر، خانواده ها، مسئولان و حتی تحصیل کردگان جامعه این باور یا نظر را پذیرفته اند یا قبول دارند؟

به جرات می توان گفت خیر !

متاسفانه جامعه ی ما هنوز نپذیرفته است که  اعتیاد یک بیماری است نه یک مشکل اخلاقی !  مردم ما هنوز قبول ندارند که اعتیاد یک بیماری است نه ضعف در اراده ی شخص معتاد ! مسئولین و قانون گذاران هر چند که در حرف و سخن از اینکه اعتیاد یک بیماری است بسیار می گویند اما در عملکرد نشان داده اند که بر این باورند که معتادان گروهی مجرم هستند که باید در زندان باشند، یعنی بر عکس حرف شان عمل می کنند.

 امروزه با آماری که از مراجع رسمی  منتشر می شود کسانی که به بیماری اعتیاد دچارند حداقل بیش از یک میلیون نفر می باشند ، اما تدابیری که وزارت خانه های مسئول همانند وزارتخانه های بهداشت، آموزش و پرورش ،کشور، ارشاد و سازمان بهزیستی برای این بیماری در نظر گرفته اند بسیار اندک است . توجه و تمرکزی که به بیماری هایی که گسترش آنها یک هزارم بیماری اعتیاد هم نیست ، بسیار بیشتر از  تمرکز بر بیماری اعتیاد و معتادان به مواد مخدر است. این بی توجهی از سوی جامعه و مدیران جامعه نشان از نگاه کاملا سنتی به بحث اعتیاد و معتادان دارد.

در فرهنگ سنتی ما اعتیاد یک  مشکل اخلاقی است و معتاد یک هنجار شکن ! اعتیاد را  ناشی از بی ارداه بودن فرد معتاد  می دانند. در این نگاه، یک معتاد اراده ای بسیار ضعیفی دارد که نتوانسته است در مقابل وسوسه مصرف مواد مخدر ایستادگی کند. غالبآ  معتاد را یک مجرم و هنجار شکن تلقی می کنند و نتیجه این می شود که باید با این معتادان مجرم برخورد قضایی صورت گیرد و به مجازات رسانده شوند.

امروزه در کشورهای  توسعه یافته نگاه به موضوع اعتیاد کاملا تغییر یافته و به صورت علمی به این موضوع  نگاه می شود  . معتاد از نگاه علمی، فردی بیمار است که برخلاف میلش به این بیماری گرفتار شده است.

دلیل اینکه در نگاه سنتی به اعتیاد، معتاد را مجرم و یک هنجار شکن می دانند به رفتارهای ضد اجتماعی افراد معتاد بر می گردد.  جامعه رفتار معتاد  را رفتاری انتخابی از طرف فرد معتاد می داند و از این رو او را به دلیل اینکه با آگاهی و انتخاب دست به عملی زده است در رده مجرمین و قانون شکنان طبقه بندی می کند. اما این نکته مهم را نمی داند که رفتارهای ضد اجتماعی افراد معتاد ،پیامدهای بیماری اعتیاد است، که به شکل این رفتارها دیده می شود. یعنی یک فرد در هر جامعه ای به  مواد مخدر معتاد گردد به مرور با بالا رفتن میزان مصرف  و عود بیماری اعتیاد به سمت انجام این گونه رفتارها سوق پیدا می کند نه بر اساس یک انتخاب ارادی! نتیجه این می شود که نباید بر اساس رفتارهای معتادگونه ی فرد معتاد که تحت تاثیر مواد مخدر انجام می دهد  راجع به او قضاوت کنیم.

 گفتم که امروزه در جوامع توسعه یافته برخورد با مسئله ی اعتیاد و افراد معتاد کاملا تغییر یافته است و حتی افراد معتاد را به عنوان بیمارانی که نیاز به حمایت دارند مورد توجه ویژه قرار می دهند. نوع نگاه به مواد مخدر  و مصرف آن و مدیریت دولت در این زمینه کاملا با نگاه سنتی متفاوت است.  در گذشته در همان کشورهای پیشرفته نیز برخورد با معتادان بر اساس مدیریت پلیسی بود اما به مرور  تغییر پیدا کرده است.

در کشوری مانند هلند در منطقه ای از شهر آمستردام مرکزی مشخص برای معتادان در نظر گرفته شده است تا  بتوانند مواد مخدر را تهیه و در همان جا مصرف نمایند. این کار به این خاطر است که از گسترش و پراکندگی معتادان در سطح شهر جلوگیری نمایند و از آسیب های اجتماعی حاصل از رفتارهای ضد اجتماعی جلوگیری شود. همچنین در کشوری مانند آلمان به معتادانی که از راه  تزریق، مواد مخدر مصرف می کنند ؛ سرنگ ، امکانات و مکان رایگان داده می شود تا بهتر بتوانند آنها را مدیریت نمایند. این نمونه ها  نشان از این دارد که  مسئولان این گونه کشورها کاملا به این نکته واقف هستند که بیماری اعتیاد هم مانند سایر بیماری هاست و شاید هم شدیدتر و با پیامدهای اجتماعی اقتصادی و روانی بالا  که می تواند جامعه را دچار چالش نماید. از این رو آنها به جای پاک کردن صورت مسئله و مبارزه پلیسی با یک بیماری حاد، برای پیشگیری و درمان آن تدابیری اندیشیده اند که بسیار موفق بوده است.

یک معتاد همانند یک فرد است که به بیماری مزمن قند یا بیماری قلبی دچار شده است. این نوع بیماری ها عملکرد یک عضو از اعضای بدن را مختل و  زندگی فرد را با چالش روبرو می کند. بیماری اعتیاد علاوه بر مشکلی که برای فرد و زندگی شخصی اش به وجود می آورد  و مغز فرد را که شاید مهمترین عضو بدن او باشد را دچار عارضه می کند بلکه دارای عوارض  روانی ، روحی و اجتماعی شدیدی است و بر دیگر افراد جامعه نیز تاثیر گذار است.

سوال این است آیا می شود با برخورد پلیسی و فیزیکی یک بیمار قلبی را درمان کرد ؟ آیا کسی که بیماری مزمن دیگری غیر از اعتیاد  دارد را می توان به دادگاه برد و مجازات کرد؟  خیر .

در اسلام کسی که به جنون دچار است، یعنی از نظر فکری و عقلی مشکل دارد را نمی توان محکوم و مجازات کرد چرا که از دیدگاه اسلام این فرد مسئول اعمال خودش نیست و مجازاتی به او  تعلق نمی گیرد. اعتیاد نیز  نوعی بیماری است که بر مغز و عقل فرد تاثیر می گذارد و عملکرد او را دچار اختلال می گرداند.

در واقع ، معتاد هیچ گونه کنترلی بر رفتار خود ندارد و این از اثرات مواد مخدر بر مغز اوست. بنابراین می توان گفت که نباید معتادان را  مجرم دانست و مجازات کرد بلکه باید به آنها به عنوان بیماران نیاز مند کمک نگاه کرد و هر چه می توان برای درمان آنها تلاش نمود.

بنابراین باید  مسئولان و شهروندان جامعه ی ما به سمتی حرکت کنند که  اعتیاد را نه به عنوان یک جرم بلکه یک بیماری همانند سایر بیماری ها بدانند. این تغییر نگاه و فرهنگ سازی در مرحله ی اول از طریق رسانه های همگانی و آموزش و پرورش باید صورت پذیرد و به مرور در قوانین و مقررات تغیراتی صورت پذیرد تا بتوانیم در بلند مدت نگاه جامعه را به این پدیده ی اجتماعی تغییر دهیم.

پیامدهای  این بیماری  جسمی و روانی خود را به صورت رفتارهای ناهنجار و ضد اجتماعی نشان می دهد. این رفتارها نه به صورت  کاملا آگاهانه و انتخابی از طرف بیمار معتاد صورت می گیرد ،بلکه این رفتار عوارضی است از  بیماری اعتیاد و تاثیر مواد مخدر بر مغز فرد و همچنین رفتارش می باشد.



منبع: سایت سخن معلم

محمد روزبهانی ، عضو شورای نویسندگان سخن معلم


اعتیاد بیماری است که بیشتر خانواده ها را تا مرز فروپاشی می برد و باعث می شود  بعضی از این خانواده ها از هم فرو بپاشند. این بیماری باعث می شود آرامش ،نظم و ثبات خانواده به هم بخورد و بین اعضای خانواده  همدلی به فراموشی سپرده شود. در اصل این بیماری بر خلاف آنچه که تصور می کنیم، یک بیماری فردی نیست بلکه نوعی بیماری  فردی ،خانوادگی و اجتماعی  است با عوارض اجتماعی بسیار زیاد. این عوارض می تواند خانواده ی فرد، دوستان، همسایگان و کل جامعه را تحت تاثیر قرار دهد. بنابر این باید بیماری اعتیاد را یک بیماری اجتماعی و به خصوص خانوادگی دانست.بیماری اعتیاد خانواده را به شکل های متفاوتی تحث تاثیرات منفی قرار می دهد.این بیماری علاوه بر آسیب های جسمی و روانی که به فرد معتاد وارد می کند، موقعیت و سرمایه ی اجتماعی و اقتصادی فرد و خانواده ی او را به خطر می اندازد. فردی که دچار اعتیاد می شود ،به مرور روابطش با اطرافیانش، دچار مشکل می شود . نمی تواند ارتباط سالم و درستی را با آنها برقرار نماید و در نتیجه نمی تواند  نیازهای  خود را بر طرف نماید. اطرافیان فرد معتاد به خصوص خانواده ی وی از همسر و فرزندان تا پدر و مادر و حتی بستگان نزدیک تر ، از پیامدهای بیماری اعتیاد فرد  رنج می برند و بر اثر  عوارض این بیماری زندگی خانوادگی و روابط اجتماعی آنها  د چار چالش می شود.

تاثیر اعتیاد بر کودکان در خانواده

ازپیامدهای بیماری اعتیاد والدین برای فرزندان  می توان به این موارد اشاره کرد: عدم اعتماد به نفس کافی، احساس تنهایی، احساس گناه ، احساس ناامیدی ،درماندگی و نگرانی از وضعیت آینده ،مشکلات در مدرسه، ناتوانی در مهارت های زندگی و ارتباطات اجتماعی. کودکانی که در خانواده ای زندگی می کنند که یکی از والدین یا هر دو آنها بیماری اعتیاد دارند، به دلیل متشنج بودن فضای خانه و خانواده در ارتباط بر قرار کردن با دیگران بسیار ضعیف عمل می کنند. در نتیجه ، فرزندان این خانواده ها ،احتمال گرایش شان به مواد مخدر زیاد است و تا حدود چهار برابر بیشتر از فرزندان  والدین غیر معتاد در معرض  معتاد شدن قرار می گیرند.

تاثیر اعتیاد بر همسر

بیماری اعتیاد ، همسر فرد معتاد را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. این بیماری باعث می شود احساسات، افکار و رفتار  همسر فرد معتاد مسیر طبیعی خود را طی نکند و  احساساتی منفی چون، دلسوزی به حال خود، گوشه گیری و انزوا، خودداری در مشارکت اجتماعی و.. را تجربه نماید.از نظر فکری همسر فرد معتاد دچار پراکندگی فکری و پرش افکار می شود ، قادر به تصمیم گیری درست نیست و در بسیاری از مواقع از دیگران برای تصمیم گیری ،کمک می گیرد. رفتارش به شدت  تحت تاثیر رفتار  همسر معتادش قرار می گیرد . در صدد کنترل او و تغییر رفتارهای معتادگونه ی همسر معتادش است، اما در این راه موفق نمی شود که نتیجه ی آن سر خوردگی بسیار است. عوارض اجتماعی اعتیاد زندگی همسر معتاد را نیز در بر می گیرد. یکی از مهم ترین مشکلاتی که ممکن است  به وجود آید، طلاق است.بیشتر مشکلات خانوادگی و زناشویی پیامد اعتیاد یکی از همسران در خانواده است. در برخی از این خانواده ها هم دیده می شود ، برای اینکه زندگی خانوادگی از هم نپاشد به فرد معتاد امتیاز های بسیاری داده می شود،  مثلا اجازه می دهند فرد معتاد به مصرف خود ادامه دهد.

بیماری اعتیاد یک عضو خانواده ، به مرور زمان باعث می شود که  خانواده کارکرد های خود را از دست بدهد. یکی از کارکرد های خانواده ، تربیت و آموزش فرزندان است، اما در خانواده ای که  یکی از والدین معتاد هستند این کارکرد دچار خلل می شود و فرزندان به درستی از تربیت و آموزش مورد نیاز برخوردار نمی شوند. در نتیجه ی اجتماعی نشدن ناقص  فرزندان،  آنها در زندگی حال و  آینده با مشکلاتی ریشه ای روبرو می شوند. یا اینکه  خانواده نمی تواند به کارکرد اقتصادی خود که تامین نیاز های اعضایش است،عمل نماید و در نتیجه نیازهای  اعضای خانواده برطرف نمی شود که خود پیامدهای ناگواری خواهد داشت.به طور کلی خانواده  که یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی است ، در صورتی که با بیماری اعتیاد  اعضایش روبرو شود قادر به انجام وظایف و کارکرد هایش نیست و در نتیجه این نقص  اعضای این خانواده و افراد جامعه با مشکلات بسیاری روبرو می شوند.

با توجه به وضعیتی که خانواده هایی که درون خود معتاد دارند، نیاز به حمایت و آموزش دارند. این گونه خانواده ها می بایست تحت مشاوره قرار گیرند تا  مهارت با افراد معتاد خانواده شان را یاد بگیرند. در نتیجه مشاوره ، حمایت و آموزش هایی مورد نیاز ،اعضای این گونه خانواده ها می توانند در مقابل مشکلات ناشی از اعتیاد یکی از اعضایشان، عاقلانه تر و منطقی تر بر خورد نمایند. برخورد منطق و عقلانی با فرد معتاد ، هم می تواند فرد معتاد را به سمت بهبودی هدایت نماید و هم از آسیب بیشتر به سایر اعضای خانواده جلو گیری نماید. لازمه ی این کار ، این است که تمام نهادهایی که به نوعی در گیر مشکلات خانواده ها هستند و همچنین مشاوران و متخصصان این عرصه، نگاه شان به بیماری اعتیاد، نگاهی جامع باشد. به این بیماری به عنوان یک بیماری فردی و شخصی نگاه نکنند ، بلکه آن را  نوعی بیماری اجتماعی و خانوادگی بدانند. چرا که اگر نگاه به بیماری اعتیاد فقط تمرکز صرف بر درمان فرد معتاد باشد و با خانواده ی او کاری نداشته باشیم، نمی توانیم در این راه موفق شد.


 اشاره :شاید در هیچ موضوعی به اندازه ی اعتیاد ،نه حرف برای گفتن داشته باشم و نه تخصص و علاقه!.دلیل آنهم بر می گردد به موضوع پایان نامه کارشناشی ارشدم که در این زمینه بود. در دوره کارشناسی ارشد بیشترین تمرکز پژوهشی من بر موضوع اعتیاد و راههای درمان آن، از جمله راههای گروه درمانی و 12 قدمی بود. چند سال گذشته به شاخه های زیادی از جامعه شناسی سرک کشیدم، اما احساس رضایت ندارم.چیزی که می تواند موجب رضایت خاطرم شود،تمرکز بر موضوع اعتیاد و مطالعه بیشتر درآن است. در این رابطه اولین یاداشتم را در مورد بیماری اعتیاد و نگاه جامعه به آن اختصاص داده ام.
احتمالا بسیاری بر این باورند که در باره ی موضوع اعتیاد بسیار کار شده است و زوایای آن برای همه روشن است! اما به باور من  برعکس است. چیزی که مرا بر این باور بیشتر مصمم می کند، حرفهایی است که نه از مردم عادی بلکه از بسیاری از متخصصین روانشناس و جامعه شناس می شنوم. نگاه بسیاری از این افراد به موضوع اعتیاد و معتاد نگاهی کاملا تک بعدی و تحت تاثیر باورهای غلط شکل گرفته در جامعه است. چند روز پیش با دوست روانشناسی حرف می زدم،بحث به اعتیاد و معتادان کشیده شد،به راحتی با یک جمله خود را راحت کرد، گفت: من از این چیزا خوشم نمی یاد و در این مورد هم نمی خواهم وارد شوم. برایم جالب است که چطور یک روانشناس یا حتی جامعه شناس، آسیب اجتماعی فراگیری به این اهمیت را به کناری نهاده و تمرکزش بر موضوعات بسیار کم اهمیت تر است.  این گونه نگاه ریشه در باورهای غلط بعضی از ما به بیماری اعتیاد دارد. بسیاری از ما هنوز اعتیاد را یک ضعف اخلاقی می دانیم. فکر می کنیم که فرد معتاد کاری غیر اخلاقی انجام می دهد. گناه می کند. هنجار شکنی می کند. باید به عنوان یک مجرم با او برخورد کرد. حتی به راحتی دهها برچسب منفی به شخص معتاد می زنیم. باور اشتباه همین است. متخصصان و شهروندان جامعه ما هنوز هم بیشترشان به این باور نرسیده اند که اعتیاد یک بیماری جسمی و روحی- روانی است، نه یک ضعف اخلاقی و یا یک ناهنجاری اخلاقی! شاید عوارض این بیماری خود را به صورت ناهنجاری های اجتماعی نشان دهد. اما خود بیماری که ناهنجاری  یا ضعف شخصیتی نیست! مگر فردی که بیماری دیابت  یا بیماری قلب دارد دچار ضعف اخلاقی شده است. بهتر است نگاه مان را اینگونه تغییر دهیم که فردی که معتاد ( یعنی بیمار )می شود، هیچگونه جرمی مرتکب نشده است، بلکه بر اثر تفاوت در سیستم جسمی و بخصوص مغزی و روانی به مصرف مواد مخدر واکنش متفاوتی از بقیه نشان می دهد. در ادامه تشدید بیماری اعتیاد، رفتارهای بروز می دهد که در منظر جامعه یا جرم است یا ناهنجاری! اما این فرد معتاد نیست که با آگاهی دست به این اقدامات می زند، بلکه رفتارش پیامد بیماری اعتیاد و مصرف مواد است. مگر در قوانین رفتار فردی که به جنون دچار است برایش عواقب قانونی دارد؟ نه! چرا که بر اساس قوانین، فردی که دچار جنون شده است کنترلی بر رفتار خود ندارد و نمی توان مانند یک فرد عاقل و بالغ محکومش کرد. اعتیاد هم نوعی بیماری است که یک بخش از آن که جنبه ی روانی دارد، به شکلی است که رفتار فرد را کنترل می کند. اگر ما دیگاه مان به اعتیاد  این گونه باشد که اعتیاد یک بیماری است  و فرد معتاد را بیمار بدانیم. آنگاه رفتارمان با اینگونه بیماران تغییر خواهد کرد. درچند سال گذشته در ظاهر و در حد حرف اعتیاد را نوعی بیماری می دانند اما در عمل هنوز حتی روانشناسان،جامعه شناسان و حقوق دانان اینگونه عمل نمی کنند.