X
تبلیغات
رایتل

محمد روزبهانی*

منبع:فانوس

اگر نخبگان کشور در حوزه های مختلف را مخاطب قرار دهیم و از آنها درباره اولویت آموزش و پرورش سوال کنیم،شاید این حوزه را اولویت اول یا دوم جامعه در برنامه ریزی ها قلمداد کنند،اما در عمل می بینیم که خود توجه چندانی به این حوزه ندارند. آموزش و پروررش برای نخبگان و افراد تاثیر گذارِ حوزه های مختلف اجتماعی و اقتصادی از اولویت برخوردار نیست.نخبگان کشور ما از نخبگان فرهنگی گرفته تا سیاسی ، اقتصادی ، هنری و ورزشی کوچکترین نگاهی به آموزش و پرورش ندارند. این در  صورتی است که بسیاری از آنها والدین دانش اموزانی هستند که در همین سیستم آموزشی مشغول به تحصیلی می باشند.توجه نکردن افراد مشهور و نخبگان به یک موضوع یا مسئله ی اجتماعی باعث می شود که آن موضوع یا مسئله از دید رسانه ها مغفول مانده و مورد توجه قرار نگیرد.با گسترش رسانه ها  اعم از تلویزیون و اینترنت و بخصوص شبکه های اجتماعی مجازی، میزان تاثیر گذاری نخبگان و افراد مشهور بر مردم و افکار عمومی بیشتر شده است. این افراد با حضور در رسانه ها و اظهار نظر مثبت یا منفی در مورد اتفاقات مختلف ، افکار عمومی را برای توجه و تمرکز به آن اتفاق حساس می کنند. بارها اتفاق افتاده است که هنرمندان و یا ورزشکاران در فضای مجازی کمپینهای تشکیل داده اند تا افکار عمومی را نسبت به یک مسله ی محیط زیستی مانند آلودگی هوا،قطع درختان یک باغ یا خیابان و در تازه ترین مورد  برای جلوگیری از خشک شدن دریاچه ارومیه به حساس کنند و به میدان بیاورند. این حضور در کمپینهای فضای های حقیقی و مجازی بسیار تاثیر گذار بوده و توانسته اند توجه سیاستگذاران و مسئولین را به موضوع جلب کنند. این کار بسیار ارزنده و مفید است و از نخبگان و افراد مشهور انتظار می رود که با حضور بیشتر بتوانند به حل معضلات و مشکلات جامعه بیشتر کمک کنند چرا که حرف آنها به عنوان گروههای مرجع در جامعه مورد قبول واقع می شود. اما حوزه ای که حضور  نحبگان  هنری ورزشی سیاسی و..در آن بسیار کم رنگ است حوزه مهم آموزش و پرورش است. متاسفانه نخبگان جامعه موضوع  آموزش و پرورش رابه کناری نهاده اند و آنرا تقریبا از اولویت های خود خارج کرده اند. امروزه کمتر جامعه شناس،اقتصاد دان،هنرمند،ورزشکار و سیاستمداری را سراغ داریم که درباره آموزش و پرورش اظهار نظر کند اما همین افراد در بسیاری دیگر از حوزه های عمومی به اظهار نظر می پردازند. این عدم حضور  و نبود نخبگان در عرصه آموزش و پرورش و حرف نزدن از این حوزه تنها به بی توجهی خود این نخبگان بر نمی گردد ،بلکه بخشی از این بی توجهی حاصل نگاه مسئولین وفرهنگیان و رسانه های حوزه آموزش و پرورش است که به سراغ نخبگان نمی روند و آنها را به درون آموزش و پرورش نمی کشند. در واقع اگر اهالی آموزش و پرورش و بخصوص رسانه های این عرصه به سراغ نخبگان بیرون از آموزش و پرورش بروند و آنها را به درون این حوزه بیاورند ؛آنها نیز به نوعی مجبور می شوند که از این حوزه حرف بزنند و در مورد آن اظهار نظر کنند. خود نفس اظهار نظر یک فرد مشهور و شناخته شده در مورد کم و کاستی های آموزش و پرورش، موجب حساس تر شدن جامعه ،خانواده ها ،رسانه ها و در نهایت مسئولین و دولتمردان خواهد شد. این حساسیت نتیجه اش توجه بیشتر به حوزه آموزش و پرورش و در نهایت کم تر شکل مشکلات و معضلات این عرصه می شود.

به نظر می رسد که رسانه های حوزه آموزش و پرورش بهتر است تمرکز بیشتری  بر مصاحبه و گفتگو با نخبگان و افراد مشهور داشته باشند و سعی کنند این افراد را به سمت اظهار نظر موثر در باره آموزش و پرورش مجبور کنند. به شکلی صریح و ساده باید گفت ما باید به سمت جلب نظر نخبگان به این حوزه حرکت کنیم تا با حضور موثر این افراد  توجه بیشتر رسانه ها،خانواده ها ،جامعه  و دولتمردان به مشکلات و معضلات این حوزه جلب شود.

*مدیر مسئول سایت فانوس

برچسب‌ها: محمد روزبهانی

گزارش روزنامه قانون: گلاره کلانتری

منبع:روزنامه قانون 14 دی 94

مصاحبه بریده شده من در این گزارش


همه می د‌انیم ، هرگاه افراد‌ی بخواهند‌ د‌ر کار خود‌ به عنوان عنصری حرفه ای مطرح شوند‌ ، باید‌ شرایط سخت آن را بپذیرند‌.حرفه  معلمی نیز از این قاعد‌ه مستثنا نیست، نیروهایی که به عنوان مد‌رس د‌ر آموزش و پرورش مشغول اند‌. د‌ر سیستم نظام آموزشی د‌ارای چند‌ د‌سته از معلمان هستیم که برخی از آنان به د‌لیل  رسمی بود‌ن از همان بد‌و ورود‌ به آموزش وپرورش مشغول به تد‌ریس می شوند‌.  د‌ر عین حال برخی معلمانی حق‌التد‌ریس  هستند‌ و د‌ر برخی رشته‌ها از جانب آموزش و پرورش جذب می‌شوند‌ و پس از مد‌تی اگر آموزش و پرورش به نیرو احتیاج د‌اشت به صورت رسمی استخد‌ام می‌شوند‌. با این حال، فرآیند‌ استخد‌ام حق‌التد‌ریسی‌ها به صورت رسمی د‌ر بیشتر موارد‌ حد‌ود‌ 6 سال به طول می‌انجامد‌ و د‌ر این مد‌ت، بیشتر این معلمان از شرایط خود‌ ناراضی اند‌. د‌سته د‌یگر از معلمان وجود‌ د‌ارند‌ که به مراتب د‌ارای شرایط شغلی سخت ود‌رد‌ناک تر  نسبت به د‌و د‌سته ای که نام برد‌ه شد‌ د‌ارند‌،چرا که این معلمان به عنوان  معلمان آزاد‌ شناخته شد‌ه اند‌ که حکم ابلاغی برای آنها صاد‌ر نمی‌شود‌، از خد‌مات بیمه‌ای برخورد‌ار نیستند‌ و تنها به صورت شفاهی با آنها توافق می‌شود‌. گفته می‌شود‌ به کار گیری این نوع از معلمان د‌ر سه سال اخیر مرسوم شد‌ه امااکنون جذب آنها متوقف شد‌ه است. از نیروی کار معلمان آزاد‌ د‌ر مناطق محروم و روستایی استفاد‌ه می‌شود‌ که به د‌لیل صعب‌العبور بود‌ن نیروهای نوع د‌یگر حاضر به خد‌مت د‌ر آن مناطق نیستند‌.


   معلمان چه مشکلاتی د‌ارند‌؟

مشکل مشترکی که میان  معلمان وجود‌ د‌ارد‌مسکن است؛معلمانی که مبلغ زیاد‌ی از حقوق خود‌ را صرف کرایه خانه می‌کنند‌. بسیاری از معلمان پس از سال‌ها خد‌مت د‌ر آموزش و پرورش، همچنان نتوانسته‌اند‌ مسکن شخصی د‌اشته باشند‌ و مقد‌ار بسیاری از حقوق خود‌ را هزینه کرایه خانه می‌کنند‌.برخی از معلمان مشکلات خود‌ را رفت و آمد‌ به مناطقی عنوان می‌کنند‌ که با وجود‌ صعب‌العبور بود‌ن، هیچ مزایایی برای خد‌مت د‌ر آن مناطق به آنها ارائه نمی‌شود‌.وام، بیمه، پاد‌اش و مزایا از موارد‌ی است که این معلمان از آنها ابراز رضایت نمی‌کنند‌ و آن را د‌ر مقایسه با مزایای سایر مشاغل نامناسب و نابرابر می‌د‌انند‌.معلمان مناطق محروم هیچ پاد‌اشی د‌ریافت نمی کنند‌ این د‌رحالی است که د‌ر روزهای سخت پاییز و زمستان باید‌ مسافت طولانی را از محل سکونت خود‌ طی کرد‌ه تا به محل خد‌مت خود‌ برسند‌.اما د‌ر مسیر ممکن است با مشکلات زیاد‌ی روبرو شوند‌ که به د‌لیل تنها بود‌ن، به موقع نرسید‌ن کمک های خد‌مات رسانی د‌یگر نتوانند‌ به خانه گرم خود‌ بازگرد‌ند‌. مسئله اصلی اینجاست که د‌ر تمام این سال‌ها د‌ولت‌های مختلف نتوانسته‌اند‌ برای کسب رضایت این قشر زحمتکش د‌ر مناطق صعب العبور، که تعلیم و تربیت کود‌کان ما نیز د‌ر د‌ست آنهاست، به نتایج قابل‌قبولی د‌ست پید‌ا کنند‌. بنابراین مشکلات معیشتی معلمان ربطی به امروز و د‌یروز ند‌ارد‌ بلکه همانند‌ کلافی است که د‌ر تمام این سال ها سرد‌رگم بود‌ه و هیچ کسی چاره ای برای آن پید‌ا نکرد‌ه است.بد‌ون شک موارد‌ی که ذکر شد‌، تمام مشکلات معلمان را پوشش نمی‌د‌هد‌ اما مسئله‌ای که بسیار حائز اهمیت است اینکه اگر مجموع این مشکلات و حل نشود‌، نوعی بی‌انگیزگی به د‌لیل فشارهای معیشتی و سختی کار د‌ر معلمان ایجاد‌ شد‌ه که به مراتب مشکلاتی اساسی و ریشه ای برای نظام آموزشی کشور به وجود‌ خواهد‌ آورد‌. 
  حواد‌ث تلخی که برای برخی از معلمان اتفاق افتاد‌ه است
« روز چهارشنبه 25 آذر معلم استان کهگیلویه وبویراحمد‌ د‌ر مسیر بازگشت از روستای محل خد‌مت خود‌ به خانه‌اش د‌ر سرمای شد‌ید‌، جان سپرد‌.علی بخش نوروزی معلم مد‌رسه شهید‌ان سروش‌نژاد‌ روستای طسوج از توابع استان کهگیلویه وبویراحمد‌ د‌ارای ٢٥‌سال سابقه د‌ر مقطع ابتد‌ایی بود‌. آقای نوروزی عصر چهارشنبه ٢٥ آذر امسال مانند‌ هر هفته از روستا به سمت خانه حرکت کرد‌ اما این هفته با هفته‌های گذشته تفاوت د‌اشت. فاصله روستای طسوج بیش از ٦٠کیلومتر از چرام مرکز شهرستان است و حد‌ود‌ ٢٠ کیلومتر از جاد‌ه، خاکی و برفگیر است.عصر چهارشنبه وقتی آقامعلم به همراه ٢نفر د‌یگر راهی چرام بود‌ند‌، خود‌روی آنها د‌ر مسیر جاد‌ه خاکی و سرمای شد‌ید‌، متوقف شد‌. نیروهای کمکی به موقع نمی رسند‌ و آقامعلم و یکی از سرنشینان خود‌رو بر اثر سرما جان می‌بازند‌. این د‌رحالی است که سرنشین د‌یگر خود‌رو د‌ر بیمارستان د‌هد‌شت بستری است.» البته ماجرا فقط به قصه د‌رد‌ناک معلم کهگیلویه‌وبویراحمد‌ ختم نمی شود‌ چرا که «علی اسد‌زاد‌ه» ۹ سال د‌ر مناطق سرد‌، صعب‌العبور و کوهستانی لرستان به د‌انش‌آموزان و کود‌کان عشایر د‌رس می‌د‌اد‌. سرمای شد‌ید‌ مناطقی که معلم گاه ساعت‌ها پای پیاد‌ه د‌ر آنجا راه می‌رفت، به لخته شد‌ن خون د‌ر پای او و قطع پای چپش تا بالای زانو منجر می‌شود‌.» از این حکایت‌ها د‌ر اقصی نقاط کشور وجود‌ د‌ارد‌ که د‌ر برخی موارد‌ ممکن است حتی رسانه‌ای نشود‌. به همین منظور «قانون» با «محمد‌روزبهانی»کارشناس آموزش د‌ر زمینه اینکه آیا سازمان های مختلف برای خد‌مات رسانی به معلمان بیتوته فعالیت های لازم را د‌ارد‌ گفت‌وگو کرد‌ه که به شرح زیر است :کارشناس آموزشی د‌ر باره اینکه معلمانی که د‌چار حاد‌ثه می شوند‌ آیا قانونی د‌ر کشور وجود‌ د‌ارد‌ که بتواند‌ حقوق آنها را پیگیری کند‌، می‌گوید‌:« آموزش و پرورش د‌ارای بخش حقوقی است و زمانی که معلم د‌چار حاد‌ثه ای شود‌ به این بخش مراجعه می‌کند‌ و مشاورهایی که د‌ر این مراکز هستند‌ وکالت آنها را برعهد‌ه می گیرند‌ تا بتوانند‌ حقوق از د‌ست رفته خود‌ را بگیرند‌.»به گفته محمد‌ روزبهانی، د‌ر زمینه معلمان حاد‌ثه د‌ید‌ه نکته ای وجود‌ د‌ارد‌ که باید‌ به آن توجه کرد‌ که د‌ر برخی از د‌ولت ها به این معلم ها توجه نمی شود‌ و این معلم ها باید‌ برای گرفتن حقوق خود‌ روزها و بعضا سال ها د‌وند‌گی کنند‌ تا بتوانند‌ حقوق از د‌ست رفته خود‌ را به د‌لیل حاد‌ثه  د‌ریافت کنند‌.اما د‌ر د‌ولت تد‌بیر و امید‌ معلمانی که به د‌لیل سختی مسیر اتفاقات ناخوشایند‌ی برایشان می افتد‌ خود‌ یا خانواد‌ه‌هایشان به آسانی می‌توانند‌ حقوق از کار افتاد‌گی و بازنشستگی را طلب کنند‌.»به گفته وی، «د‌ر کشور خلاقانونی برای معلمان احساس نمی شود‌ و اکنون این قانون د‌ر حال اجرا شد‌ن است.د‌ر بعضی موارد‌ معلم ممکن است حق بیمه خود‌ را بعد‌ از حاد‌ثه نتواند‌ د‌ریافت کند‌ که د‌یگر د‌ر اینجا انتقاد‌ به سازمان تامین اجتماعی است. حتی معلمانی  که د‌ر مناطق صعب‌العبور د‌ر حال خد‌مت رسانی هستند‌ باید‌ از وزارت راه و شهرسازی د‌رخواست کرد‌ که این راه های صعب‌العبور را هموار کنند‌» . بنابراین بیش از پیش به امکانات زیر ساختی د‌ر کشور توسط مسئولان توجه شود‌. اما آموزش و پرورش می تواند‌ برای معلمانی که د‌ر این مناطق ممکن است حاد‌ثه آفرین باشد‌ از لحاظ ماد‌ی و معنوی آنها را مورد‌ حمایت های ویژه قرار د‌هد‌.»
  معلم با مشکلات معیشتی نمی تواند‌  تأثیرگذار باشد‌
عوامل مؤثر برمنش و روحیه د‌انش آموزان، روحیه معلم، رفتار، بیان، سعه صد‌ر و انگیزه مد‌رسه است. د‌ر محیط مد‌رسه و کلاس د‌رس روحیه معلم، رفتار معلم، بیان معلم، سعه صد‌ر معلم و... تأثیر مستقیم بر رفتار و روحیه د‌انش آموزان د‌ارد‌. اگر معلم د‌ارای روحیه ای خوب و شاد‌ باشد‌ د‌انش آموزان نیز د‌ارای روحیه ای شاد‌ و خوب خواهند‌ بود‌ و اگر معلم با انگیزه بالا وارد‌ کلاس شود‌ و تد‌ریس را با انگیزه شروع نماید‌ سبب افزایش انگیزه مطالعه و جست وجو و یاد‌گیری د‌ر د‌انش آموزان خواهد‌ شد‌. لازمه برخورد‌ مناسب و توام با متانت د‌انش آموزان با مشکلات آموزشی و پرورشی خود‌، د‌اشتن معلمانی صبور و با سعه صد‌ر بالاست. اما اگر معلم  د‌ارای مشکل معیشتی باشد‌ چگونه قاد‌ر است روحیه ای شاد‌ د‌اشته باشد‌، چگونه باید‌ صبور باشد‌ و با کد‌ام انگیزه بالا وارد‌ کلاس شود‌. مسئولان با د‌اشتن برنامه‌ریزی‌ای که پشتوانه مطالعه باشد‌ می‌توانند‌ مشکلاتی که د‌ر زمینه معیشتی وجود‌ د‌ارد‌ را حل کنند‌.چگونه می توان انتظار د‌اشت معلمی که با خستگی وارد‌ کلاس می شود‌ روحیه ای شاد‌ د‌اشته باشد‌ و با شور و نشاط و پر انرژی کلاس را اد‌اره کند‌.د‌ر پایان می توان نتیجه گرفت که اگر معلمان عملکرد‌ مناسبی د‌ر کلاس ند‌اشته باشند‌ می تواند‌ منجر به افت تحصیلی و د‌ر د‌رازمد‌ت ترک تحصیل تعد‌اد‌ی از د‌انش آموزان شود‌ و د‌وری از کلاس و د‌رس می تواند‌ سبب افزایش آمار ناهنجاری ها و آسیب‌های اجتماعی می‌شود‌. از آنجا که پیشگیری هموار آسان‌تر و ارزان‌تر از د‌رمان است، شایسته است هزینه‌هایی به وزارت آموزش و پرورش تزریق شود‌ تا باعث ارتقای سطح معیشت و رفاه معلمان شود‌. ارتقای سطح معیشت و رفاه معلمان به طور سیستماتیک سبب اعتلای جایگاه و منزلت معلمان خواهد‌ شد‌.


*محمد روزبهانی

منبع:پایگاه خبری ادنا

در جوامع امروزی مدرسه یکی از مهمترین عوامل اجتماعی شدن کودکان و نو جوانان است. در گذشته بیشتر خانواده بر رفتار و باورهای فرد تاثیر گذار بود اما امروزه  از جایگاه خانواده  کاسته شده و به نوعی برخی از کارکردهایش را به مدرسه و رسانه ها واگذار نموده.. این اتفاق به نوعی با افزایش میزان آسیبهای اجتماعی همراه بوده است. همزمان با میزان کاهش تاثیر گذاری خانواده در تربیت کودکان و نو جوانان، به میزان آسیبهای اجتماعی  اضافه شده. انتظار از  نهاد هایی همچون آموزش و پرورش ( مدرسه) برای پیشگیری از آسیبها ی اجتماعی نیز رو به افزایش است. در بین آسیبهای اجتماعی، اعتیاد وضعیت ویژه ای  دارد. اعتیاد آسیبی است که نه تنها فرد معتاد را درگیر می کند بلکه  جامعه پییرامونی را نیز با چالش مواجه می نماید. با افزایش میزان اعتیاد در یک جامعه سایر آسیبهای اجتماعی نیز به همان میزان افزایش پیدا می کنند. از جمله فقر، دزدی، قتل،طلاق و غیره. بنابراین با توجه به وضعیت رو به رشد اعتیاد در جامعه و نقش کم تاثیر گذاری خانواده ها در پیشگیری از آن،توجه و تمرکز  به مدرسه  و نقش موثر آن در رابطه با پیشگیری از کاهش آسیب های اجتماعی بسیار مهم است. در رابطه با پیشگیری از اعتیاد در  مدارس قوانین و آیین نامه هایی تدوین شده  و موجود است. از جمله آیین نامه پیشگیری از اعتیاد که توسط ستاد مبارزه با مواد مخدر تهیه شده و برای نهاد های مختلف وظایف و مسئولیتهایی در نظر گرفته است.  در آیین نامه " پیشگیری از اعتیاد ، درمان معتادان به مواد مخدر و حمایت از افراد در معرض خطر"برای آموزش و پرورش  نیز  مسئولیتهایی  در نظر گرفته شده است . در ماده 6 این آیین نامه چنین آمده است:"وزارت آموزش و پرورش موظف است با اتخاذ تدابیر لازم نسبت به اجرای موارد ذیل در وزارتخانه و ادارات تابعه اقدام نماید.

۱- ارائه و اجرای طرحهایی به منظور پیشگیری از اعتیاد و آلودگی به موادمخدر و افزایش آگاهیهای پرسنل (اداری و آموزشی)، دانش‌آموزان و انجمن اولیاء و مربیان.
۲- شناسایی دانش‌آموزان در معرض آسیب (دانش‌آموزانی که سرپرست یا والدین آنها قاچاقچی، معتاد، زندانی یا فراری هستند) و اتخاذ تدابیر مقتضی نسبت به معرفی آنان به مراجع پیشگیری و حمایتی و در صورت لزوم انجام مشاوره و آموزش‌های لازم برای این نوع دانش‌آموزان.
۳- شناسایی دانش‌آموزان معتاد، مصرف‌کننده یا توزیع‌کننده موادمخدر و اتخاذ تدابیر لازم جهت اقدامات درمانی، حمایتی، تأمینی و قانونی برای آنها.
تبصره: انجام* موارد مذکور باید به نحوی صورت پذیرد تا آسیب روانی و اجتماعی به اینگونه دانش‌آموزان وارد نیاورد.
۴- فراهم‌آوردن زمینه اجرای برنامه‌‌های آموزشی، فرهنگی، تبلیغاتی از طریق مقتضی.
۵- اجرای برنامه‌های فرهنگی و تجهیز کتابخانه‌های مدارس و نیز گسترش مراکز مشاوره برای اوقات فراغت دانش‌آموزان.
۶- تهیه و انتشار بروشورهای تبلیغی به منظور آگاهی دانش‌آموزان و خانواده‌ آنها از اثرات و مضرات اعتیاد"

با توجه به بند های شش گانه ای که در آیین نامه در باره ی وظایف آموزش و پرورش در حوزه پیشگیری مطرح شده است انتظار می رود که این نهاد با جدیت بیشتری در این عرصه وارد شود و از متخصصان و کارشناسان حوزه اعتیاد در  درون  و بیرون  این نهاد  کمک بگیرد.چرا   که مهمترین فرصت و مکان  برای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی  بخصوص اعتیاد  مدرسه است. اگر نتوان از شرایط موجود  در مدارس برای اجرای برنامه های علمی پیشگیری از اعتیاد و دیگر آسیبهای اجتماعی استفاده کرد جامعه در آینده نچندان دوری  با چالشها و بحران هایی در  زمینه ها روبرو  می شویم.              

*جامعه شناس و  کارشناس اعتیاد و  آسیبهای اجتماعی  

13 آبان سال روز تاسیس سایت سخن معلم

گروه گزارش / در پاسخ به فراخوان سخن معلم ( این جا ) ، آقای « دکتر محمد روزبهانی » یادداشتی را ارسال نموده اند .


به نظر من امروز ؛ « سخن معلم » به عنوان یک رسانه تاثیر گذار در حوزه ی آموزش و پرورش  محسوب می شود.

به صورت خیلی خلاصه ، تاثیرات مثبت این رسانه در حوزه آموزش و پرورش را در موارد زیر می توان برشمرد :

1- این رسانه در مدت فعالیت اندک خود توانسته است بخشی از افکار و سلیقه های گوناگون در بین فرهنگیان را نمایندگی کند و به رشد و گسترش ،تحکیم و تقویت جامعه مدنی در حوزه آموزش و پرورش کمک شایانی  نماید.

2- خوشبختانه این رسانه صداهای گوناگون فرهنگیان را که نشان دهنده ی خواسته  ها، نیازها ، علایق  و دیدگاه های مختلف آنهاست را تا جایی که قوانین موجود  اجازه می دهد پوشش داده است.

3-  این رسانه توانسته است شرایط بحث و گفت و گو و مفاهمه را بین معلمان و مسئولان آموزش و پرورش فراهم کند.

4-  روش و شیوه عمل  این سایت به گونه ای است که زمینه ی بردباری و مدارای عمومی در بین فرهنگیان و مسئولین را افزایش داده است.

5- در مدت فعالیت، این رسانه  توانسته است به شناسایی ، معرفی و حتی پرورش نویسندگانی در حوزه آموزش و پرورش اقدام کند؛ به گونه ای که ترس کاذب از نوشتن در بین برخی از فرهنگیان از بین رفته و آنها شروع به نوشتن در این رسانه و یا سایر رسانه ها کرده اند.

6- بدون تردید ، سخن معلم بر میزان پاسخ گویی مسئولان وزارت آموزش و پرورش افزوده است.

این رسانه  یکی از رسانه های مرجع روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش  است .

7- بخشی از موفقیت سایت سخن معلم به  تمرکز این رسانه صرفا بر مسائل و موضوعات آموزش و پرورش بر می گردد

در پایان این نوشته مختصر باید به مدیر محترم این سایت آقای پورسلیمان و شورای نویسندگان آن خسته نباشید عرض کنم .

محمد روزبهانی - جامعه شناس و عضو شورای نویسندگان سخن معلم


" اعتیاد نه مشکل اخلاقی و نه ضعف اراده است، بلکه بیماری  جسمی و روانی با پیامدهای اجتماعی است" این  نگاه متخصصان و صاحب نظران پژوهش در عرصه اعتیاد به معتادان و بیماری اعتیاد  است. اما  سوال این است که آیا شهروندان دیگر، خانواده ها، مسئولان و حتی تحصیل کردگان جامعه این باور یا نظر را پذیرفته اند یا قبول دارند؟

به جرات می توان گفت خیر !

متاسفانه جامعه ی ما هنوز نپذیرفته است که  اعتیاد یک بیماری است نه یک مشکل اخلاقی !  مردم ما هنوز قبول ندارند که اعتیاد یک بیماری است نه ضعف در اراده ی شخص معتاد ! مسئولین و قانون گذاران هر چند که در حرف و سخن از اینکه اعتیاد یک بیماری است بسیار می گویند اما در عملکرد نشان داده اند که بر این باورند که معتادان گروهی مجرم هستند که باید در زندان باشند، یعنی بر عکس حرف شان عمل می کنند.

 امروزه با آماری که از مراجع رسمی  منتشر می شود کسانی که به بیماری اعتیاد دچارند حداقل بیش از یک میلیون نفر می باشند ، اما تدابیری که وزارت خانه های مسئول همانند وزارتخانه های بهداشت، آموزش و پرورش ،کشور، ارشاد و سازمان بهزیستی برای این بیماری در نظر گرفته اند بسیار اندک است . توجه و تمرکزی که به بیماری هایی که گسترش آنها یک هزارم بیماری اعتیاد هم نیست ، بسیار بیشتر از  تمرکز بر بیماری اعتیاد و معتادان به مواد مخدر است. این بی توجهی از سوی جامعه و مدیران جامعه نشان از نگاه کاملا سنتی به بحث اعتیاد و معتادان دارد.

در فرهنگ سنتی ما اعتیاد یک  مشکل اخلاقی است و معتاد یک هنجار شکن ! اعتیاد را  ناشی از بی ارداه بودن فرد معتاد  می دانند. در این نگاه، یک معتاد اراده ای بسیار ضعیفی دارد که نتوانسته است در مقابل وسوسه مصرف مواد مخدر ایستادگی کند. غالبآ  معتاد را یک مجرم و هنجار شکن تلقی می کنند و نتیجه این می شود که باید با این معتادان مجرم برخورد قضایی صورت گیرد و به مجازات رسانده شوند.

امروزه در کشورهای  توسعه یافته نگاه به موضوع اعتیاد کاملا تغییر یافته و به صورت علمی به این موضوع  نگاه می شود  . معتاد از نگاه علمی، فردی بیمار است که برخلاف میلش به این بیماری گرفتار شده است.

دلیل اینکه در نگاه سنتی به اعتیاد، معتاد را مجرم و یک هنجار شکن می دانند به رفتارهای ضد اجتماعی افراد معتاد بر می گردد.  جامعه رفتار معتاد  را رفتاری انتخابی از طرف فرد معتاد می داند و از این رو او را به دلیل اینکه با آگاهی و انتخاب دست به عملی زده است در رده مجرمین و قانون شکنان طبقه بندی می کند. اما این نکته مهم را نمی داند که رفتارهای ضد اجتماعی افراد معتاد ،پیامدهای بیماری اعتیاد است، که به شکل این رفتارها دیده می شود. یعنی یک فرد در هر جامعه ای به  مواد مخدر معتاد گردد به مرور با بالا رفتن میزان مصرف  و عود بیماری اعتیاد به سمت انجام این گونه رفتارها سوق پیدا می کند نه بر اساس یک انتخاب ارادی! نتیجه این می شود که نباید بر اساس رفتارهای معتادگونه ی فرد معتاد که تحت تاثیر مواد مخدر انجام می دهد  راجع به او قضاوت کنیم.

 گفتم که امروزه در جوامع توسعه یافته برخورد با مسئله ی اعتیاد و افراد معتاد کاملا تغییر یافته است و حتی افراد معتاد را به عنوان بیمارانی که نیاز به حمایت دارند مورد توجه ویژه قرار می دهند. نوع نگاه به مواد مخدر  و مصرف آن و مدیریت دولت در این زمینه کاملا با نگاه سنتی متفاوت است.  در گذشته در همان کشورهای پیشرفته نیز برخورد با معتادان بر اساس مدیریت پلیسی بود اما به مرور  تغییر پیدا کرده است.

در کشوری مانند هلند در منطقه ای از شهر آمستردام مرکزی مشخص برای معتادان در نظر گرفته شده است تا  بتوانند مواد مخدر را تهیه و در همان جا مصرف نمایند. این کار به این خاطر است که از گسترش و پراکندگی معتادان در سطح شهر جلوگیری نمایند و از آسیب های اجتماعی حاصل از رفتارهای ضد اجتماعی جلوگیری شود. همچنین در کشوری مانند آلمان به معتادانی که از راه  تزریق، مواد مخدر مصرف می کنند ؛ سرنگ ، امکانات و مکان رایگان داده می شود تا بهتر بتوانند آنها را مدیریت نمایند. این نمونه ها  نشان از این دارد که  مسئولان این گونه کشورها کاملا به این نکته واقف هستند که بیماری اعتیاد هم مانند سایر بیماری هاست و شاید هم شدیدتر و با پیامدهای اجتماعی اقتصادی و روانی بالا  که می تواند جامعه را دچار چالش نماید. از این رو آنها به جای پاک کردن صورت مسئله و مبارزه پلیسی با یک بیماری حاد، برای پیشگیری و درمان آن تدابیری اندیشیده اند که بسیار موفق بوده است.

یک معتاد همانند یک فرد است که به بیماری مزمن قند یا بیماری قلبی دچار شده است. این نوع بیماری ها عملکرد یک عضو از اعضای بدن را مختل و  زندگی فرد را با چالش روبرو می کند. بیماری اعتیاد علاوه بر مشکلی که برای فرد و زندگی شخصی اش به وجود می آورد  و مغز فرد را که شاید مهمترین عضو بدن او باشد را دچار عارضه می کند بلکه دارای عوارض  روانی ، روحی و اجتماعی شدیدی است و بر دیگر افراد جامعه نیز تاثیر گذار است.

سوال این است آیا می شود با برخورد پلیسی و فیزیکی یک بیمار قلبی را درمان کرد ؟ آیا کسی که بیماری مزمن دیگری غیر از اعتیاد  دارد را می توان به دادگاه برد و مجازات کرد؟  خیر .

در اسلام کسی که به جنون دچار است، یعنی از نظر فکری و عقلی مشکل دارد را نمی توان محکوم و مجازات کرد چرا که از دیدگاه اسلام این فرد مسئول اعمال خودش نیست و مجازاتی به او  تعلق نمی گیرد. اعتیاد نیز  نوعی بیماری است که بر مغز و عقل فرد تاثیر می گذارد و عملکرد او را دچار اختلال می گرداند.

در واقع ، معتاد هیچ گونه کنترلی بر رفتار خود ندارد و این از اثرات مواد مخدر بر مغز اوست. بنابراین می توان گفت که نباید معتادان را  مجرم دانست و مجازات کرد بلکه باید به آنها به عنوان بیماران نیاز مند کمک نگاه کرد و هر چه می توان برای درمان آنها تلاش نمود.

بنابراین باید  مسئولان و شهروندان جامعه ی ما به سمتی حرکت کنند که  اعتیاد را نه به عنوان یک جرم بلکه یک بیماری همانند سایر بیماری ها بدانند. این تغییر نگاه و فرهنگ سازی در مرحله ی اول از طریق رسانه های همگانی و آموزش و پرورش باید صورت پذیرد و به مرور در قوانین و مقررات تغیراتی صورت پذیرد تا بتوانیم در بلند مدت نگاه جامعه را به این پدیده ی اجتماعی تغییر دهیم.

پیامدهای  این بیماری  جسمی و روانی خود را به صورت رفتارهای ناهنجار و ضد اجتماعی نشان می دهد. این رفتارها نه به صورت  کاملا آگاهانه و انتخابی از طرف بیمار معتاد صورت می گیرد ،بلکه این رفتار عوارضی است از  بیماری اعتیاد و تاثیر مواد مخدر بر مغز فرد و همچنین رفتارش می باشد.


منبع:سخن معلم
در این یاداشت کوتاه به وضعیت سرانه ی آموزشی  چند کشور  و مقایسه وضعیت  آنها با  وضعیت سرانه آموزشی در ایران می پردازیم. تعریف درآمد سرانه: "درآمد سرانه از تقسیم  تولید ناخالص داخلی بر جمعیت کشور حاصل می شود که به طور میانگین در یک سال(یا دوره ی معین)افراد یک کشور چقدر می توانند برای زندگی و رفاه خود هزینه کنند."( منبع 70کتاب  شاخص آموزشی  در 20 کشور جهان به نقل از  موسسه آمار یونسکو).تعریف سرانه آموزشی : ."سرانه آموزشی از تقسیم بودجه آموزش و پرورش بر تعداد دانش آموزان حاصل می شود. به عبارت دیگر سرانه آموزشی نشان می دهد که به طور میانگین در یک سال(یا دوره ی معین) برای آموزش و تحصیل هر دانش آموز چقدر هزینه شده است"(منبع 70کتاب  شاخص آموزشی  در 20 کشور جهان به نقل از  موسسه آمار یونسکو). بودجه آموزش و پرورش  ایران در سال 94 در حدود 25 هزار میلیارد تومان است،  اگر این مبلغ را بر 12 میلیون دانش آموز در حال تحصیل  تقسیم کنیم سهم هر یک از دانش آموزان چیزی در حدود دومیلیون تومان یعنی در حدود 700 دلاراست. یعنی سرانه آموزشی  ایران در حدود 700 دلار  است. اما برای مقایسه ، باید میزان سرانه کشورهای دیگر را نیز داشته باشیم. در زیر سرانه  آموزشی چند کشور را در سال 2009 میلادی  به عنوان نمونه ذکر می کنیم تا تفاوت هزینه های آموزش و پرورش در کشورهای جهان بهتر مشخص شود.
(ایران 700 دلار-آفریقای جنوبی   2386 دلار  - آلمان 15062 دلار- ترکیه 1804 دلار- روسیه 4281 دلار- هند 348دلار ژاپن 19595 دلار سوئد 30346  دلار-  کره جنوبی 9693 دلار کانادا 8018 دلار مالزی 2914 دلار امارات 8682 دلار ) (همان منبع). در نگاهی گذرا به وضعیت سرانه آموزشی  کشورهای مختلف جهان به تفاوت بسیار زیاد  میزان آن بین کشورهای   مختلف جهان پی می بریم. تفاوتی که  خود را در کیفیت آموزشی در این کشورها نشان می دهد.  مشخص است    کشوری  که سرانه آموزشی بیشتری دارد می تواند امکانات آموزشی بهتری برای دانش آموزان و  شرایط شغلی مناسبی برای معلمانش فراهم کند. کشور سوئد با سرانه 30 هزار دلاری برای هر دانش آموز در مقابل ایران و هند با سرانه 700 و 400 دلاری از شرایط مناسب تر آموزشی  برخوردار است.  نکته دیگر و مهم میزان درصد بودجه ی آموزش و پرورش یک کشور از کل بودجه ی آن کشور است. بودجه آموزش و پرورش در ایران در حدود 10 تا 11 درصد  بودجه کل کشور است. در اکثر کشورهایی که به آنها اشاره شد،میزان بودجه آموزش و پرورش در حدود 10 تا 15 درصد است، اما  مبلغ نهایی  و یا سرانه آموزشی برای کشورها متفاوت است. مثلا برای ایران 700 دلار می شود و برای ترکیه 1800 دلار و برای ژاپن  19500 دلار. این  اختلاف به میزان درآمد کشور و درآمد سرانه هر کشور بر می گردد.  مثلا درآمد سرانه در ایران سال 1389  در حدود 6 میلیون تومان بوده که حدود 2000 هزار دلار می شود. اما درآمد سرانه کشورهای دیگر در سال 2012 چگونه است؟  ترکیه10300 دلار آفریقای جنوبی 7274 دلار- امارات 57000 هزار دلار- ژاپن 42000 دلار- سوئد 49000 هزار دلار -کره جنوبی 20700 دلار- مالزی 8400 دلار و  هند 1371 دلار. با توجه به اعداد  درامد سرانه  و سرانه آموزشی  در کشورهای جهان و همچنین ایران می توان گفت که میزان بودجه تخصیصی به آموزش و پرورش کشورها بستگی به  میزان درآمد سرانه   و  تولید ناخالص داخلی هر کشوری دارد. به دیگر سخن کشورهایی که از درآمد سرانه ی بیشتری برخوردارند، مبلغ بیشتری را  برای هزینه کردن در آموزش و پرورش کشورشان را اختصاص می دهند، نه لزوما درصد بیشتر از بودجه را. یعنی کشور ژاپن اگر از میزان کل بودجه  سالانه ،تنها 10 درصد و شاید هم کمتر را به آموزش و پرورش اختصاص دهد باز  هم مبلغ بسیار زیادی در مقایسه  با  کشوری مثل ایران  اختصاص  داده است. 10 درصد بودجه ژاپن در مقایسه با 10 درصد بودجه ایران بسیار بیشتر می شود در حد 10 تا 15 برابر. در مقایسه بین درآمد سرانه و سرانه آموزشی بین کشورها به رابطه ای مستقیم پی می بریم. به این صورت که  هر چه میزان درآمد سرانه در یک کشور افزایش پیدا می کند از آن سو سرانه آموزشی   نیز افزایش پیدا می کند  و بر عکس با کاهش  درآمد سرانه  یک کشور، سرانه آموزشی نیز کاهش پیدا می کند. در تایید این ادعا می توان به کشور امارات اشاره کرد. کشور امارات در دو دهه ی گذشته به سرعت توانسته میزان درآمد سرانه خود را افزایش دهد تا جایی که از نظر درآمد سرانه  به سطح کشورهای توسعه یافته  رسیده است و این افزایش درآمد سرانه باعث شده که سرانه آموزشی در این کشور هم با سرعت بسیار زیادی افزایش پیدا نماید و در نهایت به افزایش کیفیت آموزشی و توسعه ی بیشتر کشور  ختم شده است.  در ایران در  پنج سال گذشته به دلیل کاهش درآمدهای ارزی و تولید ناخالص ملی   و به در پی  آن  کاهش درآمد سرانه ، میزان سرانه آموزشی نیز کاهش پیدا کرده است که این کاهش خود را در  افت کیفیت و خدمات آموزشی و از  سویی   با عث کاهش امکانات ، خدمات و شرایط شغلی  معلمان گردیده است.  بنابراین افزایش کیفیت آموزشی  بستگی به افزایش سرانه ی آموزشی  دارد. به نظر می رسد علاوه بر افزایش سهم  آموزش و پرورش  از بودجه سالانه، افزایش درآمد سرانه  کشور نیز بسیار مهم و تاثیر گذار است. در واقع دولت با ارائه ی برنامه های اقتصادی  درست می تواند به سمتی حرکت کند که درآمد  کشور افزایش پیدا کند و در آن صورت است که می توان  سرانه آموزشی را  مناسب تر و بهتر افزایش داد. با شرایط موجود و   میزان  فعلی تولید ناخالص ملی  ایران ،نباید انتظار بیش از حد داشت تا سرانه اموزشی کشور به سطح سرانه اموزشی کشورهای توسعه یافته برسد. چرا که با این شرایط مقدور نیست.


محمد روزبهانی، معلم و فعال رسانه‌ای:
رسانه، مدرسه و خانواده نیازمند همگرایی هستند

منبع:روزنامه اعتماد

در دنیای مدرن، آموزش و پرورش از انحصار خانواده خارج شده و دو نهاد مدرن یعنی رسانه و مدرسه نیز وارد این عرصه شده است که دست‌اندرکاران این حوزه باید به نقش و جایگاه این سه ضلعی توجه داشته باشند.


روزبهانی، معلم و فعال رسانه‌ای با اشاره به این مطلب در نشست «رسانه و آموزش و پرورش» گفت: متاسفانه واگرایی در این سه نهاد، تعلیم و تربیت را با بحران مواجه کرده است.


 رسانه بر ارزش‌ها و هنجارهای پراکنده خود تاکید دارد و مدرسه متکی بر دستورالعمل‌ها و سیاست‌های متمرکز و وزارتخانه اصرار می‌ورزد و خانواده نیز ساز دیگری می‌زند و این سازهای ناهمساز چالش‌ها و بحران‌های عمیق و گسترده‌ای را در نظام آموزشی ما ایجادکرده است.


روزبهانی در ادامه سخنان خود در جمع معلمان و فعالان صنفی و رسانه‌ای افزود: همگرایی بین این سه ضلع یک ضرورت است بنابراین رسانه‌ها وظیفه دارند در این راستا عمل کنند تا شکاف و فاصله مخرب و آسیب‌زای ایجاد شده کاهش یابد تا کودکان و نوجوانان قربانی این بحران‌ها نشوند.

این نویسنده و کارشناس حوزه آموزش و پرورش در بخش پایانی سخنان خود پیرامون نقد صفحه مدرسه «اعتماد» ضمن تاکید بر استفاده از روزنه‌های ایجاد شده مانند این صفحه گفت: تاکنون این صفحه بیشتر متمرکز بر معلمان بوده است در حالی که آموزش و پرورش ابعاد گوناگونی دارد و معلم یکی از عناصر و معلمی یکی از ابعاد آن است باید


با همه جانبه‌گرایی، این صفحه بتواند تصویری جامع از مسایل این حوزه ارایه دهد.


وی افزود: اعضای گروه صفحه مدرسه باید به سایر موضوعات به ویژه موضوعاتی که اولویت دارد از قبیل مسایل مربوط به مدارس به خصوص  ارایه نظرات پیرامون تحقق یک مدرسه ایده‌آل را در دستور کار صفحه مدرسه «اعتماد» قرار دهند و این رسانه معلمان و مسوولان را به چالش بکشاند تا پویایی و تحرک در مجموعه ایجاد شود.




محمد روزبهانی

محمد روزبهانی

منبع :سخن معلم

آموزش و پرورش اجازه نمی دهد رسانه ها وارد حریمش شوند و از آنها می ترسد. معلمان نیز به رسانه ها حساسیت دارند و به محض اینکه نقدی گزنده از رسانه ای می بینند آشفته می شوند و واکنش نشان می دهند. به عنوان نمونه اعتراض بسیاری از  معلمان کشور در شبکه های اجتماعی  به چاپ کایکاتور در یکی از روزنامه ها.نوعی ترس از رسانه در آموزش و پرورش و بین فرهنگیان  وجود دارد ، این ترس باعث شده که هیچ رسانه ای نمی تواند و یا نمی خواهد  وارد موضوعات و مسائل آموزش و پرورش  شود و در نتیجه ی نبود رسانه ها ، موضوع آموزش و پرورش به موضوع روز جامعه بدل نشده است. بسیاری از نهادهای  دیگر به خوبی ااز ظرفیت رسانه استفاده می کنند. به عنوان نمونه نهاد  ورزش و  ورزشکاران در دو دهه ی گذشته از یک نهاد و گروه حاشیه ای در جامعه ایران به نهادی مهم برای جامعه و گروه مرجع مهمی  برای نوجوانان و جوانان تبدیل شده اند آن هم با استفاده از ابزار رسانه های جمعی، از تلویزیون گرفته تا روزنامه ها! بیست سال پیش تنها یکی دو هفته نامه ی مکتوب به طور اختصاصی به ورزش و ورزشکاران می پرداختند ، اما امروز یک شبکه تلویزیونی و چندین برنامه ی ورزشی پر بیننده از جمله برنامه نود و  بیش از 5 روزنامه ی ورزشی و چندین هفته نامه به طور پی در پی به ورزش تمرکز دارند. رسانه و استفاده از آن توانسته است ورزش را به یک اولویت اساسی برای جامعه ایران  تبدیل کند و از سوی دیگر  ورزشکاران را از یک گروه  و قشر حاشیه ای  جامعه در دو سه دهه ی گذشته، به گروه تاثیر گذار و مرجع  امروزی تبدیل نماید. اگر ورزشکاران از حضور رسانه در کنارشان احساس ترس می کردند هیچ گاه نمی توانستند به این جایگاه دست پیدا نمایند.

 آموزش و پرورش  در کنار نهادهای دیگری چون ، سیاست،خانواده،دین و اقتصاد ارکان یک جامعه را تشکیل می دهند و بسیار جایگاه مهمی دارد ، اما نتوانسته جایگاه خود را درجامعه ی ایران امروزی حفظ کند و دچار تنزل جایگاه شده است. البته عوامل بیرونی بر این افت جایگاه بی تاثیر نبوده اند. از جمله اقتصاد و سیاست حاکم بر جامعه در این چند دهه بر افت جایگاه آموزش و پرورش تاثیر گذار بوده است،اما به باور من یکی از علل مهم  تنزل جایگاه آموزش و پرورش به درون آموزش و پرورش بر می گردد. علت  درونی تنزل جایگاه این نهاد  را می توان ترس از رسانه و نقد شدن دانست. تقدس قائل شدن بیش از حد  برای  جایگاه آموزش و پرورش و معلمان باعث شده است که هیچ رسانه ای نتواند به نقد و نظر در زمینه ی موضوعات درونی آموزش و پرورش بپردازد یا اگر وارد این عرصه شود خیلی نمی تواند موثر باشد چون که نتوانسته برای شناخت بهتر به درون مدارس  وارد شود و  نوعی نگاه چالشی داشته باشد. اغلب حضور رسانه ها در آموزش و پرورش کنترل شده است. آموزش و پرورش برای رسانه ها یک جزیره ناشناخته است . اگر یک روزنامه با یک کاریکاتور بخواهد به نقد موضوعات و مسائل آموزش و پرورش  و حتی وضعیت معلمان بپردازد یا به دادگاه کشانده می شود و یا با اعتراض عمومی روبرو می شود و چنان با برخورد  مواجه می شود که دیگر هوس ورود به این عرصه را نکند.

 ارتباط نداشتن با رسانه ها باعث شده است که آموزش و پرورش از یک نهاد پیشرو در صد سال پیش ایران به یک نهاد جامانده از  تغییر و تحولات جامعه  تبدیل شود.آموزش و پرورش در همه کشور های پیشرفته به عنوان یک نهاد پیشرو در عرصه های مختلف محسوب می شود. از نظر علمی- فرهنگی -اجتماعی،تحولات جدید همه از آموزش و پرورش شروع می شود و به جامعه سرایت می کند، اما در ایران متاسفانه برعکس شده است. شیوه و روشهای گذشته براین نهاد اساسی  حاکم است. آموزش و پرورش نمی خواهد بپذیرد که دنیا دگرگون شده است  ،پس باید نوع نگاه و روش  حاکم بر آن نیز تغییر کند .

 اما چه باید کرد ؟

شاید نکته مهمی باشد که باید به آن پرداخت.به نظر می رسد چاره این است  که به رسانه ها اجازه دهیم وارد  فضای مدارس شوند و تا می توانند موضوعات و مسائل  آموزش و پرورش ، مدیران و معلمان را به نقد و چالش بکشند. ترس را باید به کناری نهاد.

در دنیای امروز ، هیچ  فرد یا گروهی نباید از نقد رسانه ترس داشته باشد و  اینکه اجازه ندهد که رسانه ها وارد عرصه فعالیت شان شوند. با حضور رسانه ها می توان  مشکلات و مسائل آموزش و پرورش را به عنوان مسائل و مشکلات ملی مطرح کرد و  جامعه را  حساس نمود.  باز به مثال ورزش باز می گردم. حضور پر رنگ  رسانه ها در عرصه ورزش از یک سو ورزشکاران را به چالش کشیده است و هر روز کوچکترین حرکات و رفتار منفی آنها را منعکس می کند که نوعی چالش است برای این گروه که البته در بلند مدت به نفع شان است. اما از طرف دیگر موضوع ورزش و ورزشکاران  برای مردم به موضوع پر اهمیت تبدیل شده است به طوری که در باره ای این که چه کسی سر مربی تیم ملی باشد ساعت ها برنامه ی تلویزیونی پخش می شود  با میلیون ها بیننده! اما در مورد  نهاد مهم آموزش و پرورش با 12 میلیون دانش آموز و یک میلیون معلم چنین امکانی وجود ندارد.

دلیل اصلی  کم توجهی رسانه ها به آموزش و پرورش، اجازه ندادن به آنها برای  حضور در مدارس و ارتباط با معلمان و دانش آموزان است. روزنامه نگاران به راحتی می توانند وارد محل کار ورزشکاران و هنرمندان و سایر اقشار شوند و گزارش های مورد نظرشان را تهیه کند، اما برای حضور در مدارس با مشکلات بسیاری روبرو هستند.

بهتر است آموزش و پرورش از روزنامه نگاران و رسانه ها دعوت نماید تا موضوعات نهاد آموزش وپرورش را به چالش بکشند و منعکس نمایند.برای همگانی کردن مسائل  آموزش و پرورش، حضور آزادانه ی رسانه ها در تمام بخش های آموزش و پرورش حتی مدارس الزامی به نظر می رسد.

ترس از تغییر بزرگترین دشمن آموزش و پرورش است.


پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران



توسعه تشکل های فرهنگی، حضور حداکثری در رسانه ها و رایزنی مستمر با مسولان بر تحصن و تجمع اولویت دارد


محمد روزبهانی،  گفت :« در دولت نهم و دهم نه تنها به فرهنگیان توجهی نشد بلکه به شدت با تشکل های فرهنگی برخورد شد. در زمان دولت نهم و دهم، با توجه به اجرای شتابزده ی طرح هدفمند کردن یارانه ها، قدرت خرید معلمان و البته همه ی کارمندان کاهش صد درصدی پیدا کرد.»

این فعال صنفی افزود:«افزایش دلار و کاهش ارزش پول ملی،  همراه با تورم 40 درصدی، توان زندگی را از قشر کارمند گرفته بود. فرهنگیان که در دوره ی دولت اصلاحات به سطح متوسطی از رفاه رسیده بودند و می شد آن ها را جزو گروه بالای طبقه متوسط به حساب آورد، با کاهش یک باره ی قدرت خرید، احساس نابرابری بیشتری داشتند اما به دلیل جو امنیتی حاکم بر فضای آموزش و پرورش، که توسط مسئولین سابق دولت دهم و آموزش و پرورش به وجود آمده بود، قادر به اعتراض و درخواست رسیدگی بیشتر نبودند. بعد از سال 85 و برخورد با معلمان، در سال های بعد شاهد فضای سنگینی بر اموزش و پرورش کشور بودیم و با وجود مشکلات معیستی فراوان، تنها به صورت جسته و گریخته ،نوشته های انتقادی از تعدادکمی ازمعلمان، درمطبوعات منتشر می شد »


او با بیان این که با روی کار آمدن دولت یازدهم، فضای سنگین حاکم بر آموزش و پرورش تا حد بسیاری کنار رفت، گفت :« فرهنگیان و تشکل های فرهنگی که سال های سختی را تجربه کرده بودند با این گشایش فضا، شروع به فعالیت مجدد و بازسازی تشکیلات خود نموده اند. این فضای آزاد کنونی که برای فعالیت تشکل های فرهنگی نسبتا مناسب است، باید با تدبیر مدیریت شود. فرهنگیان باید به جای گرفتار شدن و افتادن در چرخه رفتارهای جمعی، به کنش هدفمند گروهی روی آورند.»


روزبهانی در پاسخ با این سوال که مرادش از رفتارهای جمعی چیست، اظهار کرد:«رفتار جمعی عبارت است از الگوهای رفتاری بی‌ساختار، خودانگیخته، هیجانی و پیش‌بینی‌ناپذیر. افرادی که از رفتار جمعی پیروی می‌کنند، در برابر محرک خاصی که ممکن است شخص دیگر یا حادثه معینی باشد، واکنش نشان می‌دهند. رفتار جمعی احساسی است و واکنشی ادر حالی که کنش هدفمند گروه، مبتنی بر عقلانیت و خرد جمعی است و تمام هزینه -فایده ی یک عمل اجتماعی در یک کنش هدفمند محاسبه می شود.»



وی افزود:«به عنوان مثال رفتار جمعی ممکن است با یک شایعه، خبر غیر موثق و یا حتی موثق و یا با یک بیانیه ی بی نام و نشان مثلا به نام یک گروه شروع شود، بدون این که یک گروه مشخص مسئولیت آن را بپذیرد و در چرخه ی هیجانات افتاده و غیر قابل پیش بینی باشد و در نهایت نتیجه ای برای کسی نداشته باشد.»


این فعال صنفی،با بیان این که فرهنگیان و تشکل های فرهنگی، که دلیل شکل گیریشان نه انجام رفتارهای جمعی هیجانی، که رفتارها و کنش های هدفمند عقلانی است،ابراز داشت :« این تشکل هافرصت خوبی دارند تا با گسترش تشکیلات در چارچوب قوانین موجود و عضو گیری و هدف گذاری روشن و مشخص،بتوانند با یک برنامه ریزی دقیق و چند ساله به سمتی حرکت نمایند که یک میلیون فرهنگی را برای رسیدن به مزایای اجتماعی مناسب که به واقع حقشان است نمایندگی نمایند.»


روزبهانی درباره اعتراضات صنفی این روزهای معلمان گفت :«فرهنگیان در  چند سال گذشته،از راه های مختلف به وضعیت معیشت خود اعتراض داشته اند؛ چه در رسانه ها و چه به صورت تجمع و تحصن در مدارس و ادارات آموزش و پرورش و حتی جلوی مجلس، اما این اعتراضات  نتیجه ی قابل لمسی  نداشته و فرهنگیان را به هدف شان که بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی شان است ، نرسانده است.به تازگی دوباره بین بخشی از فرهنگیان زمزمه هایی  است مبنی بر اعتراض و اعتصاب .  اما در این زمینه بین  همه ی فرهنگیان با یکدیگر  و تشکل ها هماهنگی و هم رایی وجود ندارد. برخی اولویت را به اعتراض و اعتصاب می دهند و بعضی دیگر به گسترش تشکل ها و سازمان دهی.»


وی ادامه داد:«سوال این است در این موقعیت اولویت چیست؛ تشکل یابی و سازماندهی یا اعتصاب و اعتراض؟تعداد معلمان کشور بیش از یک میلیون نفر است. همه  آنها دارای تحصیلات دانشگاهی و بعضا تکمیلی هستند ، اما از وضعیت معیشتی مناسبی برخوردار نیستند. میزان درآمد معلمان در مقایسه با سایر کارمندان دولت و حتی سایر اقشار جامعه  کم است و این موضوع با عث نارضایتی اکثریت آنها شده است.»


روزبهانی با بیان این که دلایل درون گروهی و برون گروهی بسیاری در این زمینه تاثیر گذار است و از تاثیر گذار بودن اعتراض فرهنگیان کاسته است، گفت :«از جمله  علل درون گروهی می توان به موارد زیر اشاره کرد :«منفعل بودن اکثریت فرهنگیان کشور در رابطه با وضعیت معیشتی خود،نداشتن رسانه ی سراسری و تاثیر گذار، نبود یک تشکل قوی و سراسری که همه ی فرهنیگان بتوانند عضو آن شوند.»


روزبهانی بی توجهی دولت و مجلس به  وضعیت معیشتی فرهنگیان و زیاد دانستن تعداد فرهنگیان توسط مسئولین و حتی بعضی از افراد جامعه را از علل برون گروهی دانست.


وی تصریح کرد :«فرهنگیان برای رسیدن به وضعیت مناسب معیشتی و منزلتی باید بتوانند دولت و مجلس را  قانع  و یا مجبور  نمایند به  وضعیت آنها توجه ویژه داشته باشد و این امر در صورتی امکان پذیر است که خواسته های به حق شان توسط یک تشکل سراسری و یک رسانه ی سراسری مانند روزنامه یا هفته نامه  پیگیری و بیان شود . این تشکل می تواند با عضویت رسمی حداقل پنجاه  هزار نفر از فرهنگیان سراسر شکل گیرد.  آموزش و پرورش دارای 700 منطقه  و ناحیه ی آموزش و پرورش است. اگر  این تشکل سراسری  بتواند در هر منطقه بین 50 تا 100 نفر از فرهنگیان را به عضویت در آورد و این تعداد از اعضا به طور فعال در عرصه ی فعالیت های صنفی و حتی سیاسی حضور داشته باشند به نیرویی تاثیر گذار برای رسیدن به خواسته های به حق و قانونی فرهنگیان تبدیل می شوند.  این هدف  دور از دسترس نیست. 50 تا 100 نفر در هر منطقه مجموعا در حدود 30  تا 60 هزار نفر می شود که در حدود 5 درصد از جمعیت فرهنگیان کشور است.  با حق عضویت  همین 5  درصد  (50 هزار نفر)  که بسیار اندک  است، مثلا در حدو پنج هزار  تومان در ماه ،می توان 250 میلیون تومان جمع آوری کرد تا در مصارفی مانند ،ایجاد یک رسانه ی قوی و موثر، برگزاری همایش ها  و نشست ها و سایر  هزینه های مورد نیاز تشکل  صرف شود.»


 روزبهانی با تاکید بر این که فرهنگیان ابتدا باید نسبت به ایجاد یک تشکل  سراسری، که همه ی فرهنگیان را با هر عقیده  و نظری تحت پوشش قرار دهد، اقدام نمایند و در کنار ایجاد تشکل  سراسری اقدام به راه اندازی رسانه ،روزنامه  یا هفته نامه ،فراگیر نمایند، گفت :«البته در کنار این دو اقدام ضروری و اساسی ،شفافیت در اهداف و خواسته ها ضروری به نظر می رسد ،به صورتی که اهداف و خواست ها برای اکثریت فرهنگیان قابل فهم و جز اولویت هایشان باشد ، نه اینکه صرفا خواست های گروهی اندک از فرهنگیان پوشش داده شود. اهداف و خواسته ها بایست مورد تایید  اکثریت فرهنگیان کشور باشد.»

انتهای پیام /*

محمد روزبهانی     

 

منبع :سخن معلم


rouzbahanididقبل از اینکه وارد کلاس شوم، به در نگاه کردم ،سوراخی به قطر ده سانتیمتر وسط در چوبی کلاس ایجاد شده بود. از راهرو می شد  داخل کلاس را دید! خیلی تعجب نکردم چرا که با این گونه موارد در دوران معلمی ام در مدارس بسیار  روبه رو شده بودم . به عنوان دبیر علوم اجتماعی  آن روز بیشتر وقت  کلاس را به وندالیسم  (تخریب گری اموال عمومی ) که یکی از آسیب های جوامع جدید است پرداختم ؛ زیرا شکستن در  خود  نوعی تخریب گری یا همان وندالیسم بود .  

"وندالیسم به معنای تخریب کنترل نشده اشیاء و اموال عمومی است که یک ناهنجاری اجتماعی و آسب اجتماعی  به حساب می‌آید و دلایل متعددی برای آن عنوان می‌کنند. وندالیسم را در زمره انحرافات و بزهکاری‌های جوامع جدید دسته بندی می‌کنند و آن را عکس العملی خصمانه و واکنشی کینه توزانه نسبت به برخی از فشارها، تحمیلات، ناملایمات، اجحاف‌ها و شکست‌ها تحلیل می‌کنند.یکی از نابه هنجاری ها ، گرایش نوجوانان و جوانان به تخریب که در نوع خود می‌تواند شامل تخریب اموال عمومی، فضای سبز، جاده ها، دیوارها و... باشد. چنین فردی را در اصطلاح جامعه شناسان وندال می گویند و گرایش به این گونه تخریب ها وندالیسم نامیده می شود."  ( وندالیسم  در تهران و علل آن- محسنی تبریزی   1383 )

وندالیسم در مدارس پسرانه و دخترانه کم و بیش وجود دارد؛ تخریب در ، دیوار ، میز و نیمکت و اموال مدرسه !  وجود وندالیسم در مدارس را نمی توان انکار کرد ؛ چرا که بسیاری از رفتارها و کارهای مسئولین مدارس به نوعی برای پیش گیری از این نوع رفتارهاست و خود این گونه عمل کردن مدیران ،وجود وندالیسم در مدارس را تایید می کند و البته تجربه ی بیست ساله من به عنوان دبیر دبیرستان های پسرانه و دخترانه از بودن وندالیسم در مدارس حکایت دارد.    

vandalismsp برای پیش گیری از این آسیب اجتماعی در مدارس بیشتر از روش های مکانیکی استفاده می شود ، مانند ایجاد موانع فیزیکی، محکم کردن اشیاء و اموال و غیر قابل تخریب کردن آنها و .. مثلا در  برخی از مدارس برای جلوگیری از وندالیسم ، دیوار کلاس ها  را تا ارتفاع یک متری سنگ می کنند تا توسط دانش آموزان به عنوان تابلوی نقاشی و  سطح کنده کاری مورد استفاده قرارنگیرد  ،در کلاس ها را از آهن می سازند تا نشود با ضربه ی دست یا پای دانش آموزان سوراخ یا شکسته شود ، پنجره ها را با توری آهنی می پوشاند تا شیشه ی آنها شکسته نشود. همچنین مدیران و معلمان به نصیحت و سرزنش دانش آموزان می پردازند که این گونه کارها (تخریب اموال و اشیاء) زشت است و نباید انجام شود.

اما ظاهرا تا امروز استفاده از این راه کارها نتوانسته مشکل  وندالیسم در مدارس را بر طرف کند. علت اینکه تا امروز مسئولان نتوانسته اند مشکل وندالیسم را برطرف کنند استفاده صرف از  روش های مکانیکی است.برای حل  این گونه مشکلات  می توان از روش های دیگر ی که سایر کشورها که با این پدیده روبرو بوده اند استفاده نمود .

به دلیل اینکه وندالیسم رفتاری روانی – اجتماعی است، بهتر است برای مقابله و پیش گیری از آن  از روش هایی که توسط روان شناسان و جامعه شناسان ارائه می شود هم استفاده  گردد.

می توان در مدارس با کمک جامعه شناسان و روان شناسان  نسبت به آموزش  مهارت های زندگی و اجتماعی برای دانش آموزان اقدام کرد که شامل ،افزایش مشارکت و مسئولیت ‌پذیری اجتماعی، تبلیغ و اطلاع‌رسانی از طریق رسانه‌ها، درونی کردن فرهنگ شهروندی، آموزش و نمایش روابط دوستانه در محیط مدرسه و محیط های  شهری و برنامه‌ریزی مدیریتی، تعدادی از راه کارهای آزموده شده برای کاهش وندالیسم هستند.

دفتر مراقبت و پیش گیری از آسیب های اجتماعی به عنوان بخشی از معاونت سلامت  وزارت آموزش و پرورش  که مسئولیت برنامه ریزی و نظارت  بر آسیبهای اجتماعی در مدارس را به عهده دارد می تواند با  کمک گرفتن از جامعه شناسان و روان شناسان  ا به  برنامه ریزی و اقدامات موثرتری  در سطح مدارس  اقدام کند.

 

منبع:نشریه نگاه شماره 512 هفته چهارم دی ماه
محمد روزبهانی:جامعه شناس

حضور مردم در تصمیم گیری و نظارت برکارهای همگانی نشانه ی گسترش مردم سالاری در جامعه است. شاید مهمترین شاخص برای اندازه گیری مردم سالاری در یک جامعه، میزان حضور مردم در تصمصم گیری امور محلی و ملی باشد. از این رو قانونگذاران برای تسهیل این امر ،اقدام به  تصویب قوانینی نموده اند که  میزان حضور مردم را در تمام عرصه ها افزایش دهد از جمله می توان به قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش در استانها،شهرستانها و مناطق کشور مصوب 26/10/1372 اشاره کرد.در ماده یک قانون تشیکل شوراها آمده است: "به منظور تحقق مشارکت و نظارت مردم در امر آموزش و پرورش و بهره گیری از کلیه منابع و امکانات،جهت تاسیس،توسعه و تجهیز فضاهای آموزشی و پرورشی و تسهیل در فعالیت های اجرایی آموزش و پرورش،شوراهای آموزش و پرورش در استانها و شهرستانها به شرح این قانون تشکیل می شود" . همانگونه که در ماده یک این قانون می بینیم،سعی شده است که شرایطی فراهم شود تا نمایندگان مردم در قالب این شوراها مشارکت بیشتری در تصمیم گیری  مسائل آموزش و پرورش داشته باشند.این مشارکت با عث می شود که افکار جدید و خلاقانه وارد حوزه ی تعلیم و تربیت شود و از طرفی خواست مردم محلی در تصمیم گیری ها لحاظ گردد. در شوراهای آموزش و پرورش که متشکل گروهی از شخصیتهای حقوقی و حقیقی  و نمایندگان مردم مناطق ،شهرستانها و استانهاست ،بهتر می توان به نیازهای محلی پی برد. در واقع هنگامی که اشخاصی که خود در یک منطقه زندگی می کنند بخواهند برای تعلیم و تربیت در همان منطقه تصمصم گیری نمایند، تصمیم های واقعی تری خواهند گرفت چرا که به مسائل ،نیازها و مشکلات منطقه محل زندگی خود بیشتر آشنا هستند.

وظیفه ی دیگر این شوراها نظارت به اجرای برنامه های آموزش و پرورش منطقه یا شهرستان و حتی استان است. دادان حق نظارت بر اجرای کارها به مردم باعث می شود که کارها بهتر انجام شود و از طرفی مردم احساس کنند که حضور دارند و به حساب می آیند. شهروندان زمانی که بدانند در جریان امور قرار دارند و در جایگاه اظر قار گرفته اند،میزان مشارکت آنها در کارها افزایش می یابد و بر عکس اگر احسا نمایند که نمی توانند در جریان امور قرار گیر ند یا به آنها این اجازه داده نمی شود بر میزان حضور و مشارکت  های بعدی آنها اثر منفی می گذارد

درا دامه به موانع و فرصتهای شوراهای آموزش و پرورش نگاهی گذرا داریم.موانع و چالشهای شوراها:مشکلات مربوط به شیوه انتخاب اعضا ی این شوراها-فعال نبودن انجمن اولیا و مربیان  در مدارس و نماینده آن در شورا ها- کمبود راهکارهای قانونی و دستورالعمل های اجرایی برای نظارت مردم- دیدگاه منفی مسئولان نسبت به نظارت مردمی- تمرکز گرایی در آموزش و پرورش-ضعف فرهنگ نظارت در جامعه .شوراها با موانعی روبرو هستند  که به اختصار به آنها اشاره شد اما  می توان همین موانع و چالش ها را به فرصت تبدیل کرد. با اصلاح شیوه ی انتخاب  اعضای این شوراها با حضور بیشتر مردم می توان  این شوراها را کارامد تر کرد و یا نمایندگان انجمن اولیا مدارس می توانند با حضور پر رنگ تر خود ،فرصتهای بیشتر برای حل مشکلات آموزش و پرورش ایجاد کنند. بطور خلاصه فرصتهای وجود شوراها برای آموزش و پرورش این موراد است.فرصتها:وجود انجمن اولیا قوی و موثر- حضور نمایندگان مردم و دولت در شوراها- قوانین موجود که ظرفیت خوبی برای مشارکت مردم ایجاد کرده اند.


 محمد روزبهانی


democracy1 چهارمین دوره ی انتخابات شورایاری های شهر تهران به احتمال زیاد در دو سه ماه آینده برگزار خواهد شد.

در این انتخابات که در سطح بیش از 370 محله شهر تهران برگزار می شود،بیش از 3700 نفر به عنوان اعضای اصلی و علی البدل (7نفر عضو اصلی و 3 نفر عضو علی البدل) شورایاری ها انتخاب می شوند.البته بعد از انتخاب این افراد تعداد6 نفر نیز از اهالی محله به پیشنهاد منتخبین به عنوان اعضای غیر انتخابی در جلسات شورا یاری ها شرکت می کنند و حق رای دارند. پس از انتخابات و تشکیل شورایاری در هر محله، مدیر سرای محله توسط شورایاری ها انتخاب می شود.  وظیفه ی مدیر سرای محله مدیریت سرای محله با نظارت اعضای شورایاری است. سرای محلات بیشترین تمرکزشان بر فعالیت های فرهنگی اجتماعی و هنری است که در قالب انواع کلاس های آموزشی و ... اجرا می شود. شورایاری بازوی شورای شهر در محله ها است و کار نظارت بر فعالیت های شهرداری در  این محله ها را بر عهده دارد .

بنابراین جایگاه شورایاری ها در محلات شهر تهران جایگاه ویژه ای است که به مرور در آینده این جایگاه ارتقا خواهد یافت و مردم هر محله بیشتر می توانند به صورت مستقیم در جریان رفع مسائل و مشکلات محله قرار گیرند.  اهمیت جایگاه  شورایاری ها در گسترش دموکراسی ،ما  فرهنگیان را ( به عنوان یکی از گروه های تاثیر گذار جامعه) ملزم می نماید که در این مورد به مسئولیت اجتماعی خود عمل نماییم و به گسترش  بیشتر دموکراسی در تمام سطوح زندگی جامعه کمک کنیم. فرهنگیان تا به حال به صورت هماهنگ، هدف مند و با برنامه ریزی مناسب در هیچ انتخاباتی (ریاست جمهوری،مجلس و شورای شهر) شرکت نکره اند و حضور پرتعداد و موثرشان بیشتر در قالب گروه ها و احزاب غیر فرهنگی بوده است. همیشه بعد از هر انتخاباتی به دلیل اهمیت قائل نشدن برای فرهنگیان  و خواست هایشان توسط  افراد پیروز در انتخابات، فرهنگیان دچار نارضایتی شده و البته این نارضایتی شان به حق است.

قشر فرهنگی  به دلیل  سطح بالای آگاهی اجتماعی  و مسئولیت پذیری مهمترین قشری است که در هر انتخاباتی حضور دارد .این گروه مهم   با شرکت همیشگی در انتخابات به تحکیم دموکراسی کمک می نماید و بر نتیجه ی هر انتخاباتی تاثیر گذار است ، اما کمترین بهره را از این مسئولیت پذیری و تلاش برده است. بیشتر کاندیداهای انتخابات مختلف در دوره ی رقابت انتخاباتی از فرهنیگان بسیار حرف می زنند  اما پس از گرفتن رای ،وعده هایشان را فراموش می کنند و به خواسته های به حق فرهنگیان توجه ای ندارند.

بنابر این به نظر می رسد  با توجه به تجربیات فرهنگیان از وضعیت انتخابات گذشته و بی توجهی به حقوق و خواسته هایشان ، همراه با مسئولیت پذیری همیشگی و کمک به روند گسترش دموکراسی در جامعه،باید به نوعی دیگر عمل نمایند. 

به نظر می رسد که دیگر زمان نردبان شدن فرهنگیان برای  گروه های دیگر به سر رسیده است و خود فرهنگیان بهتر است از سرمایه ی اجتماعی عظیم شان برای خودشان هم استفاده کنند.

اولین قدم در این روند، حضور با برنامه ، منسجم و هماهنگ در انتخابات شورای یاری ها  بدون رنگ و بوی سیاسی و جناحی است. در این شروع تازه بهتر است فرهنگیان  چه به عنوان کاندید شورایاری محلات و چه به عنوان رای دهنده و  تبلیغ گر حضوری فعال داشته باشند.

بهتر است در این روند، فرهنگیان وارد مباحث سیاسی و جناحی نشوند بلکه بر مباحث فرهنگی و اجتماعی تاکید نمایند. اگر فرهنگیان در انتخابات شورایاری  بتوانند،انسجام و هماهنگی پیدا کنند، خواهند توانست در  سایر انتخابات نیز از این سرمایه ی اجتماعی موثر  برای  رسیدن به خواسته های به حق خود و سایر شهروندان استفاده نمایند.

نقدی بر نوشته" آب در خانه ی مورچگان" به قلم محمد رضا خورشیدی

محمد روبهانی - جامعه شناس- منبع سخن معلم

امروز  در محضر دوستی بودم که از نوشته  ای در سایت سخن معلم سخن گفت با عنوان" آب در خانه ی مورچگان".

همانجا با گوشی همراه وارد سایت سخن معلم شدم و به طور گذارا  نوشته را خواندم. واقعا برایم نامفهوم بود. نقل قول هایی از اباذری استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران و کسانی دیگر و بخشی هم نوشته ی خود نویسنده! در همه ی این متن نه چندان قابل فهم، به نظر من به همه  توهین می شود. از جامعه ی دانشگاهی تا هنرمندان و توده های مردمی که به گوسفند تشبیه می شوند که به دنبال چریدن هستند! 

آنجا که نقل قول می کند از اباذری"این ملت نشان داده که تا توهین نبیند به خود نمی آید! اول اینکه توده های لیبرال نوظهور ایرانی به دنبال رفاه و آزادی خواهی روز مره گوسفندی است که آزادی را در مهیا بودن علف تازه و رفع موانع برای بهتر چریدن معنا می کند و دادن این نوع آزادی بهایی برای دولت ها و حکومت ها ندارد بلکه بر عکس فوایدی هم بر آن مترتب است و ...! در این متن تقریبا طولانی برای یک یاداشت. نویسنده ی محترم برای اینکه ادعای خود را که همان ادعای اباذری است ثابت کند به گفته هایی از  مولوی تا نیمایوشیج استناد می کند.

به خیال جناب خورشیدی جامعه الان جامعه ی زمان مولوی و نیمایوشیج است! یعنی همان مردم با همان خصلت ها و و یژگی ها!  البته  روی سخن من با این گفته ها و استنادات نیست. چرا که از دید جامعه شناسان هم انسان و هم جامعه خصلت پویا دارد. 

abazarispecial نقد من به آن قسمت از این یاداشت است که نویسنده اباذری را این گونه توصیف می کند: و شاید تاریخ گواهی دهد اباذری یک تنه بار این مسئولیت را به دوش کشید و همچو آرش کمانگیر تیر از کمان رها کرد ؛ دانسته و منقلب نه از سر دل خوشی به سان دیگران خموش و چموش." نگاهی چپ زده به جامعه و توده هایی که نیازمند یک نجات دهنده هستند.

از نظر جناب خورشیدی ،  اباذری در لباس یک روشنفکر است که می خواهد جامعه را که دارد به سمت فنا می رود نجات دهد. جناب خورشیدی جوری از اباذری حرف می زند و دیگر همکاران جامعه شناس اش را به باد انتقاد می گیرد که انگار تنها کسی که در این دوره ی بدبختی و ظلمت  می تواند همه را به سمت نور هدایت نماید، " اباذری " است.

جناب خورشیدی !

ما شهروندان این جامعه انسانیم نه گوسفند!

دیگر دوره ی چپ روی ، روشنفکر بازی و منجی شدن گذشته است.از این نوع نگاه به جامعه  و انسان ها دست بردارید.  شما ،اباذری و امثال ایشان ، به اندازه ی بقیه ی شهروندان این جامعه حق دارید و می فهمید نه بیشتر نه کمتر!

محمد روزبهانی
منبع: روزنامه شهروند
4آذر93
 
ساعت نزدیک سه بعدازظهر جمعه، وبلاگ یکی از دوستان را نگاه می‌کردم، اولین خبرش این بود: برای شفای آقای محسن خشخاشی معلم بروجردی که به دست دانش‌آموزش با چاقو مضروب شده دعا کنیم. معلم بروجردی با ضربه چاقو راهی بیمارستان شد. خشکم زد، به همکارانم زنگ زدم، متاسفانه خبر درست بود، می‌گفتند فعلا در کماست، مرگ مغزی شده است و بعد از چند ساعت خبر درگذشتش را دریافت کردم. به قول خود مرحوم خشخاشی که همیشه در ابتدای کلاس روی تخته می‌نوشت قضیه بسیار ساده است...! آیا واقعا این قضیه هم بسیار ساده است؟ به‌ عنوان یک معلم جامعه‌شناسی چگونه می‌توانم این خشونت عریان را تحلیل کنم؟ چگونه باید به این واقعه نگاه کرد. دانش‌آموزی ١٥ساله با چاقو وارد کلاس درس می‌شود، پیش روی دیگر همکلاسی‌ها به معلمش حمله می‌کند، او را زخمی و از مدرسه فرار می‌کند. معلم جلوی چشم دانش‌آموزانش غرق در خون می‌شود، کف کلاس می‌افتد و پس از انتقال به بیمارستان می‌میرد.
واقعا چرا این واقعه و دیگر وقایع مشابه در مدارس اتفاق می‌افتد؟ چرا این میزان از خشونت در مدرسه دیده می‌شود؟ امروزه که میزان تنبیه در مدارس بسیار کمتر شده است، یعنی خشونت از طرف معلمان و کارکنان مدارس تقریبا سیری نزولی داشته است، پس چرا این همه خشونت از طرف این دانش‌آموز؟ آیا خشونت ریشه در خانواده دارد؟ یا در جامعه؟ شاید هم در مدرسه؟ یا ریشه در رسانه‌ها دارد؟ خشونت در جامعه یک ریشه ندارد و تک‌علتی نیست! خشونت پدیده اجتماعی است که حاصل روابط متقابل بین افراد، گروه‌ها، خانواده‌ها، رسانه‌ها و حکومت است. اگر جامعه‌ای در چرخه خشونت بیفتد، همه شهروندان، خانواده‌ها و گروه‌ها را درگیر می‌کند. رسانه‌ها و مدارس و سایر نهادها و گروه‌ها در این چرخه به بازتولید همان خشونت می‌پردازند! متاسفانه روند خشونت در جامعه به شدت درحال افزایش است. بین اعضای خانواده با هم، شهروندان با یکدیگر! این روند رو به رشد به ما می‌گوید که راهمان درست نیست. واقعه کشتن یک معلم توسط دانش‌آموزش آن هم در مدرسه و سر کلاس درس بدون هیچ دلیلی، نشان از رواج بسیار زیاد خشونت در روابط و مناسبات اجتماعی در جامعه امروز ایران دارد. خط قرمزهایی برای اعمال خشونت عریان در گذشته وجود داشت که امروز این خط قرمزها شکسته شده است. در روزنامه‌ها و رسانه‌ها هر روز خبرهایی از قتل همسر توسط همسر، پدر توسط فرزند یا برعکس، و بسیاری خبر‌های دیگر منتشر می‌شود که در گذشته در جامعه ما به ندرت اتفاق می‌افتاد. کافی است سری به صفحه حوادث روزنامه‌ها بزنیم. این روند افزایشی نشان از ریشه دواندن رفتار خشونت‌آمیز در روابط و مناسبات اجتماعی ما دارد. جامعه ما خشونت‌زده شده است، خانواده‌ها خشونت‌زده شده‌اند، مدارس ما هم وارد روند خشونت‌زدگی شده‌اند. دلیل عمده آن را می‌توان در عملکرد نادرست عوامل جامعه‌پذیر کردن کودکان دید، از جمله، خانواده‌ها، مدارس، رسانه‌ها، دولت و سایر نهادهای فرهنگی مرتبط. این نهادها به درستی به وظایفشان عمل نمی‌کنند. مهارت‌های اجتماعی مورد نیاز زندگی را به کودکان و نوجوانان به درستی انتقال نمی‌دهند. مدارا و تساهل آموزش داده نمی‌شود. ترویج خشونت حتی از سوی برخی از گروه‌ها در جامعه به‌عنوان یک رفتار درست و بهنجار در برخورد با برخی ناهنجاری‌ها ترویج می‌شود. از این‌رو کودکان و نوجوانان ما در یک چرخه اجتماعی شدن معیوب و خشونت‌گستر قرار گرفته‌اند که پیامدش می‌شود قتل معلم توسط یک دانش‌آموز یا اسیدپاشی به صورت زنان جوان  یا حمله یک ورزشکار به داور مسابقه و زدن او و موارد بسیار زیاد دیگر!
برون‌رفت از این چرخه خطرناک که جامعه را به سمت متلاشی شدن اجتماعی می‌برد در آموزش و گسترش فرهنگ مداراست. نهادها و گروه‌های مسئول جامعه‌پذیر کردن کودکان باید فرهنگ تساهل و مدارا با همدیگر را به آنها آموزش دهند. رسانه‌های سراسری در این رابطه نقش کلیدی را برعهده دارند. بعد از رسانه‌ها مدارس و خانواده‌ها موثرند. تلویزیون که فراگیرترین رسانه کشور است، خود در بسیاری از موارد فرهنگ خشونت را ترویج می‌دهد. این کار در اغلب فیلم‌ها، سریال‌ها، گزارش‌ها و حتی سخنرانی‌ها صورت می‌گیرد. زمانی که از یک رسانه فراگیر فرهنگ مدارا ترویج و آموزش داده نمی‌شود، بلکه تمرکز بیشتر بر ایجاد شکاف بین گروه‌های سیاسی و اجتماعی است، نمی‌توان از نوجوانان انتظار داشت که در رفتارشان با هم و دیگران مدارا و تحمل داشته باشند. زمانی که محتوای درسی مدارس ترویج مدارا نمی‌کند یا به آموزش آن نمی‌پردازد، باید منتظر خشونت و عدم تحمل همدیگر در روابط اجتماعی بود.

اشاره: این یاداشت کوتاه یکسال پیش در روزنامه ی آرمان منتشرشد. با توجه به مرتبط بودن با موضوع  قتل معلم دبیرستان حافظی بروجرد  توسط دانش آموزش  و لزوم توجه بیشتر به فرهنگ مدارا و خشونت پرهیزی دوباره  این یاداشت را در صفحه ی اول وبلاگم قرار دادم.

محمد روزبهانی

روزنامه آرمان7آذر92

 

آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

خیلی مواقع به این بیت حافظ می‌اندیشم که شاعر آن در چند صد سال پیش در زمانه‌ای که تمام فرهنگها همدیگر را ناحق و خود را بر حق مطلق قلمداد می‌کردند،این شعر چه هماهنگی‌ای با تفکر غالب آن روزگار داشته؟ فلسفه این بیت تمرکز بر مدارا دارد و مهم بودن این کنش انسانی در روابط اجتماعی! مدارا مغز زندگی مدرن امروزی است. به این معناست که باید سایر انسانها را با هر نوع تفکری که دارند به عنوان یک انسان که حق زندگی دارد، بپذیریم، نه این که موافقشان باشیم، یا آن عقیده را درست بپنداریم! بلکه به این معناست که اگر می‌خواهیم با دیگران در کنار هم زندگی کنیم، راهی جز مدارا و پذیرش همدیگر با تمام ویژگیهای متفاوت نداریم.چیزی که جای آن دارد تا بیش از پیش در نظام تعلیم و تربیت مورد توجه و مداقه قرار گیرد. آموزش و پرورش نوین یکی از اهدافش، پرورش انسانهایی اهل مداراست. افرادی که بتوانند در جامعه متفاوت امروز با افرادی که عقاید متفاوت از خودشان دارند زندگی کنند و دچار تنش و تضاد نشوند.خانواده و مدرسه از کودکی باید اولین درسی که به کودکان می‌دهند درس مدارا باشد. این که همه انسانها با هم برابرند و برتری به هم ندارند و تفاوت‌هایی که ممکن است یک فرد از نظر ظاهری، خانوادگی، اعتقادی،جنسیتی،نژادی و غیره با دیگران داشته باشد، ایراد محسوب نمی‌شود و صرفا یک تفاوت است‌. باید به آنها یاد داد که کسی نباید دیگری را به خاطر متفاوت بودن، مسخره یا طرد نماید. باید کودکان بفهمند که در دنیای در حال تغییر و دگرگونی امروز میلیاردها انسان زندگی می‌کنند که هر کدامشان ممکن است دارای عقاید و ارزشهایی باشند که با عقاید و ارزشهای آنها هماهنگ و همسو نباشد. بهتر است به کودک یاد داده شود که اگر کسی همانند او نمی‌اندیشد به این معنی نیست که اشتباه فکر می‌کند و ناحق است و هر کس که مانند او فکر می‌کند به حق است.اگر جامعه‌‌ای می‌خواهیم که در صلح و آرامش باشد راهی جز مدارا با هم نداریم و این هم جز از راه آموزش دادن مدارا، از طریق مدارس و سایر نهادهای فرهنگی و رسانه‌ای مقدور نیست.

لینک مطلبhttp://www.armandaily.ir/?NPN_Id=470&pageno=7


محمد روزبهانی

منبع: سخن معلم

 

 اصل سی قانون اساسی در مورد آموزش و پرورش می گوید:" دولت موظف است وسایل آموزش و پروش رایگان ر ا برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خود کفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد". این سی کلمه، اصل سی قانون اساسی را در قالب دو جمله ی بلند شکل می دهند و باعث برداشت های متفاوتی در بین مسئولین و کارشناسان آموزش و پرورش شده است. گروهی اصل سی را این گونه معنا می کنند ، دولت باید آموزش و پرورش رایگان و همگانی را برای همه به بهترین شکل ممکن فراهم نماید و دیگر به شرایطی که یک دولت نتواند این کار را انجام دهد فکر نمی کنند. این گروه برای بخش خصوصی و یا غیر دولتی جایگاهی قائل نیستند و هر جا که بخش غیر دولتی بخواهد وارد این عرصه شود با آن مخالفت دارند .

گروه دوم برداشتی متفاوت از گروه اول دارند. این گروه می گویند منظور قانون اساسی این است که دولت در حد توانش برای شهروندان امکانات آموزشی رایگان فراهم نماید و این امر هیچ گونه منافاتی با حضور افراد و موسسات خصوصی در حوزه ی تعلیم و تربیت ندارد و افراد حقیقی و حقوقی می توانند در کنار دولت مدرسه تاسیس نمایند. البته پیشینه این اختلاف نگاه به همان سال های اول تصویب قانون اساسی بر می گردد. در آن سال ها همانند الان مخالفان و موافقان حضور بخش غیر دولتی، به اصل سی قانون اساسی استناد می کردند .نهایت از شورای نگهبان خواسته شد که تفسیر خود را بیان کند. شورای نگهبان نیز در جواب اظهار کرد که اصل سی منافاتی با حضور بخش خصوصی در آموزش و پرورش ندارد .

آیت الله لطف الله صافی دبیر وقت شورای نگهبان ، مردادماه سال 1363 در نامه ای به نخست وزیر که رونوشت آن را برای وزیر وقت آموزش و پرورش ارسال کرده بود نوشت: « اصل‌ سی ام قانون‌ اساسی‌ و بعض‌ اصول‌ مشابه‌ آن‌ مسیر سیاست‌ کلی‌ نظام‌ را تعیین‌ می‌نماید و مقصود این‌ است‌ که‌ دولت‌ امکاناتی‌ را که‌ در اختیار دارد، در کل‌ رشته‌هایی‌ که‌ در قانون‌ اساسی‌ پیشنهاد شده‌، به‌طور متعادل‌ طبق‌ قانون‌ توزیع‌ نماید، بنابراین‌ آموزش‌ رایگان‌ در حد امکان‌ کلاً یا بعضاً باید فراهم‌ شود و با عدم‌ امکانات‌ کلی‌ دولت‌ با رعایت‌ اولویت ها مثل‌ ترجیح‌ مستضعفان‌ و مستعدان‌ بر دیگران‌ اقدام‌ می‌نماید. لازم‌ به‌ تذکر است‌ که‌ مستفاد از اصل‌ سی ام قانون‌ اساسی‌ دولتی‌ بودن‌ آموزش‌ و ممنوعیت‌ تأسیس‌ مدارس‌ و دانشگاههای‌ ملی‌ به‌ موجب‌ قوانین‌ عادی‌ نمی‌باشد »
در نهایت با تصویب قانون مدارس غیر دولتی به مردم و سرمایه گذاران اجازه داده شد که وارد حوزه ی آموزش و پرورش شوند و در صورت امکان سرمایه گذاری نمایند. از سال های پایانی دهه ی 60 تا امروز هنوز این بحث بین موافقان و مخالفان حضور بخش غیر دولتی در آموزش و پرورش وجود دارد. استناد مخالفان اصل سی قانون اساسی است و مستند موافقان حضور بخش غیر دولتی تفسیر شورای نگهبان و تجربه های موفق سایر کشورها در این زمینه است.
به نظر می رسد که بیشتر این اختلاف به ابهام در اصل سی قانون اساسی بر می گردد. بایست فکری به حال آن کرد. بهتر است این اصل به صورت کاملا مشخص و روشن تغییر نماید و با صراحت بیشتری وضعیت آموزش و پرورش دولتی و خصوصی را مشخص نماید و یا این که از شورای نگهبان استفساریه جدید در باره ی این اصل خواسته شود تا تکلیف همه، از مردم گرفته تا مسئولین (در زمینه ی حضور بخش خصوصی در آموزش و پرورش) مشخص شود. وضعیت فعلی پر است از ابهام. بسیاری از منتقدین مدارس غیر دولتی قبل از هر چیز به اصل سی استناد می کند که دولت باید آموزش و پرورش رایگان و همگانی رابه بهترین شکل ارائه دهد. اما برای این سوال پاسخی ندارند که: زمانی که دولت قادر به خدمات رسانی مطلوب به همه دانش آموزان نیست چه راهکاری را پیشنهاد می کنید؟

در نهایت می توان به هر دو طرف حق داد که برداشت خود را از این اصل قانون اساسی بیان نمایند و بر طبق آن عمل نمایند. اما راهی که می توان همه را مجاب کرد ،شفافیت قانون است.

 




منبع:گروه گزارش سخن معلم

گفت وگو با محمد روزبهانی کارشناس آموزشی درباره طرح بسته حمایتی آموزش و پرورش


 اشاره : سازمان مدارس غیر دولتی و مشارکت های مردمیِ آموزش و پرورش در سال جاری طرحی مفصل ارائه داد که بر اساس آن برای جبران کمبودِ نیرو در مدارس دولتی و نیز تحت پوشش بردنِ دانش آموزان در مناطق کمتر برخوردار راه حل هایی اندیشیده شده است . این طرح با کمک گرفتن از بخش غیر دولتی و واگذاری مدارس دولتیِ مازاد به موسسان ، درصدد جبران کمبود نیرو و تحت پوشش قرار دادن دانش آموزان در مناطق محروم است و به این ترتیب اهدافی دوگانه از جمله حمایت از بخش غیر دولتی و نیز برخوردار کردن دانش آموزان برخی مناطق از کیفیت آموزشی بهتر را دنبال می کند . عنوان این برنامه بسته ی حمایتی است که شامل 7 بند است و هم اکنون در حال اجرا می باشد.مجری مستقیم بسته ی حمایتی ،سازمان مدارس غیردولتی و مشارکت های مردمی است. در این بسته برای کمک به مشارکت هر چه بیشتر مردم در امر آموزش و پرورش تدابیری اندیشیده شده است، از جمله آسان نمودن اخذ مجوز برای تاسیس مدارس غیر دولتی، پرداخت تسهیلات کم بهره برای خرید و ساخت مدارس غیر دولتی، خرید خدمات آموزشی از مدارس غیر دولتی ، واگذاری بخشی از فضاهای مازاد مدارس به موسسین غیر دولتی و ...این طرح مخالفان و منتقدانی نیز دارد که از زوایای گوناگون آن را مورد انتقاد قرار می دهند. به منظور روشن شدنِ هر چه بیشتر ابعاد این طرح و آگاهی از اهداف آن ، پای سخن محمد روزبهانی کارشناس آموزشی نشسته ایم . 

ادامه مطلب ...
محمد روزبهانی
منبع:  روزنامه ابتکار 19 شهریور 93



افراد از بدو تولد با روش‌های گوناگون و توسط نهادهای مختلف، اجتماعی می‌شوند. فرد درست بعد از تولد شروع به یادگیری هنجارها، ارزشها و شیوه ی زندگی مورد نظر جامعه می‌کند. این یادگیری از خانواده شروع می‌شود، به مرور توسط گروه دوستان، مدرسه و رسانه‌ها افزایش می‌یابد. هر فردی بعد از تولد نیاز به یکسری آموزشهای اساسی دارد تا بتواند در جامعه به درستی و راحتی زندگی کند. خانواده از همان ابتدا فرد را با آموزش‌هایی آشنا می‌کند که به نظر اعضایش، ضروری اند. اما در جوامع امروزی تنها آموزش‌های اجتماعی و فرهنگی خانواده برای فرد کافی نیست، بلکه لازم است که سایر نهادها، بخصوص نهاد آموزش و پرورش، آموزش‌های مکمل برای زندگی در اجتماع را به طور مستقیم و غیر مستقیم به فرد ارائه دهد. در کشور ما نهاد آموزش و پرورش تا سطح دبیرستان این خدمات و آموزشها را به صورت رایگان به کودکان و نوجوانان ارائه می‌دهد.  
ادامه مطلب ...

محمد روزبهانی روزنامه صمت  12 شهریور  93-صفحه15


   هر روز صبح که از خانه بیرون می آییم و  درسطح شهر ، مترو ، خیابان  یا پیاده رو از کنار هم رد می شویم ، با بی تفاوتی نگاهی به هم  میکنیم وبی توجه از کنار هم می گذریم.  این بخش تکراری زندگی ما در شهرهای بزرگ است. شاید در پس ذهن ما این افکار باشد که، چقدر تنهاییم. کسی را نداریم. کسی به ما توجهی نمی کند. هر کس به فکر خودش است. دنیای سختی است. اگر مشکلی داشته باشیم کسی کمک مان نمی کند  و ... ! آیا ما در یک کلان شهر مثل تهران واقعا تنهاییم؟ آیا کسی را نداریم؟ آیا همه به فکر خودشان هستند؟ آیا اگر مشکلی داشته باشیم کسی به ما کمک نمی کند ؟ واقعیت این است که هم می توان گفت بله و هم نه! اگر من به عنوان شهروندی که در یک کلان شهر زندگی می کنم بخواهم با شیوه های  رواوبط اجتماعی و میان فردی سنتی ،که در روستاها و شهرهای کوچک مرسوم است، زندگی کنم دچار بسیاری از این مشکلات و مسائل خواهم شد. آنگاه جوابم به همه ی سوالات بالا مثبت  است.  یعنی کسی هستم که تنهایم با هزار مشکل در یک شهر بی سر و ته! کسی به فکرم نیست! اما اگر  از زاویه دیگری به زندگی  در یک کلان شهر مانند تهران بنگرم جوابم به این سوالات منفی است. یعنی هم کسانی هستند که به من کمک کنند ، هم من تنها نیستم و کسانی هتسند که به فکر من باشند!  سوال  اساسی این است : من باید چه نوع نگاه و روشی ا داشته باشم تا با آسیبها و مشکلات شهرهای بزرگ روبرو نشوم و بتوانم به راحتی به زندگیم ادامه  دهم؟ جواب این است، حضور در شبکه های روابط اجتماعی و میان فردی جدید که در شهرهای بزرگ شکل می گیرد و شهروندان می توانند برای ارتباط با دیگران وارد این شبکه ها شوند.  در دسترس ترین این شبکه های اجتماعی ،سمن ها هستند ، مانند  انجمن های صنفی،علمی،هنری،محیط زیستی ،اجتماعی و ...!

  ادامه مطلب ...