X
تبلیغات
زولا


محمدروزبهانی: جامعه شناس

منبع: روزنامه روزان 7 شهریور 94 صفحه اجتماعی


اعتیاد به باور بسیاری  ضعف اراده و مشکل اخلاقی است. این اعتقاد از دیر باز به طور سنتی در بیشتر جوامع از جمله جامعه ما وجود داشته و بر  اساس همین باور با فرد معتاد برخورد شده است. در بین خانواده ها نیز  چنین باوری  وجود داشته و دارد  و این نوع نگاه  از نسلی به نسل دیگر انتقال پیدا کرده است. حتی در بین  مسئولین و کار به دستان  جامعه همین نگاه به  اعتیاد و معتاد رواج داشته و دارد. در این دیدگاه برخورد با فرد معتاد ،برخورد با بیمار نیست بلکه برخورد با مجرم است. یعنی  فرد معتاد ، نه  یک معتاد که یک مجرم است . فرد مجرم را به مجازات می رسانند نه اینکه به دنبال درمانش باشند.  متاسفانه خانواده ها  نیز تا حد بسیاری  اینگونه می اندیشند.در این  فرصت بیشتر به تاثیر و تاثر اعتیاد بر خانواده ها و راهکارهای پیش روی  خانواده ها برای برخورد با  فرد معتاد  و چگونگی  طی کردن روند بهبود توسط این فرد در داخل خانواده می پردازیم

 خانواده ای که در خود فرد معتادی را دارد ،  به احتمال بسیار همراه با فرد معتاد به مرور زمان  بیمار می شود. یعنی پیامدهای  بیماری اعتیاد که  بر فرد معتاد اثر گذار است و باعث می شود که در ویژگیهای شخصیتی او تغییرات صورت گیرد به مرورزمان  بر دیگر اعضای خانواده موثر واقع می شود و از نظر افکار و رفتار ، دیگر اعضای خانواده نیز همانند فرد معتاد می شوند. خانواده ای که یکی از اعضایش معتاد است به مرور و به دلیل نا آگاهی ممکن است همانند فرد معتاد  دچار مشکل  شوند. اگر اعضای خانواده ای دچار ویژگیهای زیر شوند می توان گفت که در چرخه معیوب بیماری اعتیاد گرفتار شده اند.

1- خانواده سعی در کنترل رفتار  عضو معتاد و تغییر دادن او دارد 2- تمرکز بر کارهای  عضو معتاد خانواده و عواقب کارهای  او  3- مقصر دانستن عضو معتاد در زمینه ی اعتیادش  4- احساس شرمندگی از اینکه عضوی از خانواده معتاد شده است و یا کم  اهمیت جلوه دادن اعتیاد  عضو خانواده . 5-قطع ارتباطات  با دیگران برای اینکه کسی از اعتیاد   عضو خانواده خبر دار نشود    6- توجیه رفتار های فرد معتاد و حمایت بیش از حد از او برای اینکه پیامدهای رفتار معتاد گونه را کم اثر نمایند  7- ترس و اضطراب  همیشگی از رفتارهای احتمالی  عضو معتاد خانواده.  و ...!  این نوع  عمل کردن توسط  اعضای خانواده معتادان نشان از این دارد که دیگر ا عضای خانواده از بیماری اعتیاد   عضو خانواده شان بی نسیب نمانده اند و به نوعی آنها نیز عوارض این بیماری را  در خود دارند. درست است که سایر اعضای خانواده مواد مخدر مصرف نمی کنند اما پیامدهای مصرف مواد یک عضو در خانواده بر دیگران  تاثیر گذاشته است و آنها نیز بدون اینکه خودشان بدانند در چرخه بیماری اعتیاد گرفتار شده اند،حال شاید این چرخه به مصرف مواد ختم نشود  اما بر زندگی   اعضای خانواده اثر گذار است.

اگر یکی از والدین در خانواده  اعتیاد  داشته باشد ،بر کودکان آن خانواده  تاثیر خواهد گذاشت. کودکان در این  نوع خانواده ها  به کمبود اعتماد به نفس، تنهایی، احساس گناه ، نا امیدی ، درماندگی،نگرانی از رها شدن ، افسردگی و ... دچار می شوند. در روابط اجتماعی و تحصیلی به مشکل برخورد می کنند و زمینه ی گرایش به مواد مخدر و اعتیاد فعال در آنها بسیار زیاد است.همسر فرد معتاد نیز هم از نظر روحی و روانی  هم از نظر روابط اجتماعی  و اقتصادی درگیر بحرانهای مختلف می شود.  دچار شدن به این نوع مشکلات و مسائل خود زمینه ی  گرایش به مصرف مواد مخدر و اعتیاد فعال را به همراه دارد.  موارد  بسیار زیادی از  همسرانی را داریم که به دلیل ناآگاهی از چگونگی بیماری اعتیاد و برخورد با فرد معتاد در چرخه اعتیاد گرفتار و در نهایت به مصرف مواد مخدر کشیده شده اند.به طور کلی  اعتیاد می تواند بر خانواده این تاثیرات داشته باشد. از جمله : 1-تغییر در مقررات  خانواده  2- به وجود آمدن مقررات جدید در خانواده  3- تغییر در احساسات و تغییر جهت آن به سمت مخرب بودن    4- تاثیر بر  اعضای خانواده   از جمله کودکان  نوجوانان و همسران . در بیشتر خانواده هایی که یکی از اعضایشان به بیماری اعتیاد دچار است، نه تنها فرد معتاد کمک موثری  از طرف خانواده دریافت نمی کند، بلکه به مرور این فرد معتاد است که خانواده را به پیامدهای  بیماری اعتیاد  آلوده می کند. این زمانی است  که خانواده در چرخه ی رفتارهای   اعتیادی گرفتار می شود و نه  تنها به فرد معتاد که به سایر اعضا نیز نمی تواند کمکی کند. در اینگونه خانواده ها ست که می توان خانواده  بیمار است و حتی بیماری اعتیاد  ،بیماری خانوادگی است. یعنی نه تنها خانواده یک بیمار ندارد بلکه همه ی اعضا بیمار می شوند. بهتر است خانواده برای جلوگیری از شیوع بیماری در خانواده ،مهارتهایی راکسب نماید.بنابر این خانواده هایی که معتاد دارند قبل از هر اقدامی بهتر است با مشاورانی که در زمینه بیماری اعتیاد و درمان و بهبودی آن تخصص دارند مشاوره نمایند تا بتوانند به عضو بیمار خانواده کمک نمایند.خانواده برای کمک کردن به فرد بیمار  می بایست اقداماتی انجام دهد.اولین مرحله کمک به فرد معتاد در یک خانواده این است که به فرد معتاد به عنوان یک بیمار نگاه شود. در مرحله دوم بیماری بعد از پذیرش   اعتیاد به عنوان یک بیماری ، باید برای انجام اقداماتی که بیمار برای بهبودی نیاز مند است |آماده باشد. ور در نهایت در تمام مدت روند بهبودی عضو بیمار خانواده را با کمک و حمایت افراد آگاه طی نمایند.

 

 


 اشاره :شاید در هیچ موضوعی به اندازه ی اعتیاد ،نه حرف برای گفتن داشته باشم و نه تخصص و علاقه!.دلیل آنهم بر می گردد به موضوع پایان نامه کارشناشی ارشدم که در این زمینه بود. در دوره کارشناسی ارشد بیشترین تمرکز پژوهشی من بر موضوع اعتیاد و راههای درمان آن، از جمله راههای گروه درمانی و 12 قدمی بود. چند سال گذشته به شاخه های زیادی از جامعه شناسی سرک کشیدم، اما احساس رضایت ندارم.چیزی که می تواند موجب رضایت خاطرم شود،تمرکز بر موضوع اعتیاد و مطالعه بیشتر درآن است. در این رابطه اولین یاداشتم را در مورد بیماری اعتیاد و نگاه جامعه به آن اختصاص داده ام.
احتمالا بسیاری بر این باورند که در باره ی موضوع اعتیاد بسیار کار شده است و زوایای آن برای همه روشن است! اما به باور من  برعکس است. چیزی که مرا بر این باور بیشتر مصمم می کند، حرفهایی است که نه از مردم عادی بلکه از بسیاری از متخصصین روانشناس و جامعه شناس می شنوم. نگاه بسیاری از این افراد به موضوع اعتیاد و معتاد نگاهی کاملا تک بعدی و تحت تاثیر باورهای غلط شکل گرفته در جامعه است. چند روز پیش با دوست روانشناسی حرف می زدم،بحث به اعتیاد و معتادان کشیده شد،به راحتی با یک جمله خود را راحت کرد، گفت: من از این چیزا خوشم نمی یاد و در این مورد هم نمی خواهم وارد شوم. برایم جالب است که چطور یک روانشناس یا حتی جامعه شناس، آسیب اجتماعی فراگیری به این اهمیت را به کناری نهاده و تمرکزش بر موضوعات بسیار کم اهمیت تر است.  این گونه نگاه ریشه در باورهای غلط بعضی از ما به بیماری اعتیاد دارد. بسیاری از ما هنوز اعتیاد را یک ضعف اخلاقی می دانیم. فکر می کنیم که فرد معتاد کاری غیر اخلاقی انجام می دهد. گناه می کند. هنجار شکنی می کند. باید به عنوان یک مجرم با او برخورد کرد. حتی به راحتی دهها برچسب منفی به شخص معتاد می زنیم. باور اشتباه همین است. متخصصان و شهروندان جامعه ما هنوز هم بیشترشان به این باور نرسیده اند که اعتیاد یک بیماری جسمی و روحی- روانی است، نه یک ضعف اخلاقی و یا یک ناهنجاری اخلاقی! شاید عوارض این بیماری خود را به صورت ناهنجاری های اجتماعی نشان دهد. اما خود بیماری که ناهنجاری  یا ضعف شخصیتی نیست! مگر فردی که بیماری دیابت  یا بیماری قلب دارد دچار ضعف اخلاقی شده است. بهتر است نگاه مان را اینگونه تغییر دهیم که فردی که معتاد ( یعنی بیمار )می شود، هیچگونه جرمی مرتکب نشده است، بلکه بر اثر تفاوت در سیستم جسمی و بخصوص مغزی و روانی به مصرف مواد مخدر واکنش متفاوتی از بقیه نشان می دهد. در ادامه تشدید بیماری اعتیاد، رفتارهای بروز می دهد که در منظر جامعه یا جرم است یا ناهنجاری! اما این فرد معتاد نیست که با آگاهی دست به این اقدامات می زند، بلکه رفتارش پیامد بیماری اعتیاد و مصرف مواد است. مگر در قوانین رفتار فردی که به جنون دچار است برایش عواقب قانونی دارد؟ نه! چرا که بر اساس قوانین، فردی که دچار جنون شده است کنترلی بر رفتار خود ندارد و نمی توان مانند یک فرد عاقل و بالغ محکومش کرد. اعتیاد هم نوعی بیماری است که یک بخش از آن که جنبه ی روانی دارد، به شکلی است که رفتار فرد را کنترل می کند. اگر ما دیگاه مان به اعتیاد  این گونه باشد که اعتیاد یک بیماری است  و فرد معتاد را بیمار بدانیم. آنگاه رفتارمان با اینگونه بیماران تغییر خواهد کرد. درچند سال گذشته در ظاهر و در حد حرف اعتیاد را نوعی بیماری می دانند اما در عمل هنوز حتی روانشناسان،جامعه شناسان و حقوق دانان اینگونه عمل نمی کنند.