X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

 اشاره :شاید در هیچ موضوعی به اندازه ی اعتیاد ،نه حرف برای گفتن داشته باشم و نه تخصص و علاقه!.دلیل آنهم بر می گردد به موضوع پایان نامه کارشناشی ارشدم که در این زمینه بود. در دوره کارشناسی ارشد بیشترین تمرکز پژوهشی من بر موضوع اعتیاد و راههای درمان آن، از جمله راههای گروه درمانی و 12 قدمی بود. چند سال گذشته به شاخه های زیادی از جامعه شناسی سرک کشیدم، اما احساس رضایت ندارم.چیزی که می تواند موجب رضایت خاطرم شود،تمرکز بر موضوع اعتیاد و مطالعه بیشتر درآن است. در این رابطه اولین یاداشتم را در مورد بیماری اعتیاد و نگاه جامعه به آن اختصاص داده ام.
احتمالا بسیاری بر این باورند که در باره ی موضوع اعتیاد بسیار کار شده است و زوایای آن برای همه روشن است! اما به باور من  برعکس است. چیزی که مرا بر این باور بیشتر مصمم می کند، حرفهایی است که نه از مردم عادی بلکه از بسیاری از متخصصین روانشناس و جامعه شناس می شنوم. نگاه بسیاری از این افراد به موضوع اعتیاد و معتاد نگاهی کاملا تک بعدی و تحت تاثیر باورهای غلط شکل گرفته در جامعه است. چند روز پیش با دوست روانشناسی حرف می زدم،بحث به اعتیاد و معتادان کشیده شد،به راحتی با یک جمله خود را راحت کرد، گفت: من از این چیزا خوشم نمی یاد و در این مورد هم نمی خواهم وارد شوم. برایم جالب است که چطور یک روانشناس یا حتی جامعه شناس، آسیب اجتماعی فراگیری به این اهمیت را به کناری نهاده و تمرکزش بر موضوعات بسیار کم اهمیت تر است.  این گونه نگاه ریشه در باورهای غلط بعضی از ما به بیماری اعتیاد دارد. بسیاری از ما هنوز اعتیاد را یک ضعف اخلاقی می دانیم. فکر می کنیم که فرد معتاد کاری غیر اخلاقی انجام می دهد. گناه می کند. هنجار شکنی می کند. باید به عنوان یک مجرم با او برخورد کرد. حتی به راحتی دهها برچسب منفی به شخص معتاد می زنیم. باور اشتباه همین است. متخصصان و شهروندان جامعه ما هنوز هم بیشترشان به این باور نرسیده اند که اعتیاد یک بیماری جسمی و روحی- روانی است، نه یک ضعف اخلاقی و یا یک ناهنجاری اخلاقی! شاید عوارض این بیماری خود را به صورت ناهنجاری های اجتماعی نشان دهد. اما خود بیماری که ناهنجاری  یا ضعف شخصیتی نیست! مگر فردی که بیماری دیابت  یا بیماری قلب دارد دچار ضعف اخلاقی شده است. بهتر است نگاه مان را اینگونه تغییر دهیم که فردی که معتاد ( یعنی بیمار )می شود، هیچگونه جرمی مرتکب نشده است، بلکه بر اثر تفاوت در سیستم جسمی و بخصوص مغزی و روانی به مصرف مواد مخدر واکنش متفاوتی از بقیه نشان می دهد. در ادامه تشدید بیماری اعتیاد، رفتارهای بروز می دهد که در منظر جامعه یا جرم است یا ناهنجاری! اما این فرد معتاد نیست که با آگاهی دست به این اقدامات می زند، بلکه رفتارش پیامد بیماری اعتیاد و مصرف مواد است. مگر در قوانین رفتار فردی که به جنون دچار است برایش عواقب قانونی دارد؟ نه! چرا که بر اساس قوانین، فردی که دچار جنون شده است کنترلی بر رفتار خود ندارد و نمی توان مانند یک فرد عاقل و بالغ محکومش کرد. اعتیاد هم نوعی بیماری است که یک بخش از آن که جنبه ی روانی دارد، به شکلی است که رفتار فرد را کنترل می کند. اگر ما دیگاه مان به اعتیاد  این گونه باشد که اعتیاد یک بیماری است  و فرد معتاد را بیمار بدانیم. آنگاه رفتارمان با اینگونه بیماران تغییر خواهد کرد. درچند سال گذشته در ظاهر و در حد حرف اعتیاد را نوعی بیماری می دانند اما در عمل هنوز حتی روانشناسان،جامعه شناسان و حقوق دانان اینگونه عمل نمی کنند.


 منبع: روزنامه صمت15 شهریور 93 صفحه 10

از دیدگاه متخصصان جامعه شناسی هر گاه یک ناهنجاری اجتماعی  در یک جامعه به گونه ای باشد که از حالت طبیعی و نرمال خودش خارج شود، می گویند به آسیب اجتماعی تبدیل شده است و اگر همین آسیب اجتماعی را چاره ای برایش اندیشیده نشود به مرور به یک مسئله ی اجتماعی و در نهایت به بحران اجتماعی و فروپاشی اجتماعی در همان عرصه منجر می شود.به عنوان نمونه طلاق یا اعتیاد در هر جامعه ای وجود دارد و به عنوان یک ناهنجاری  محسوب می گردد. اگر  طلاق یا اعتیاد از حالت طبیعی همان جامعه که یک درصد مشخصی است کمی بیشتر مشاهده گردد،متخصصین  آنرا یک آسیب اجتماعی تلقی می کنند و به دنبال راهی برای این مشکل و آسیب می گردند.در صورت بر طرف نشدن و یا کاهش میزان آسیب و حتی رشد ان اعلان به وجود امدن یک مسئله ی اجتماعی را دارند و ان زمانی است که تقریبا اکثریت افراد یک جامعه با کمی دقت می توانند بودن این مسئله ی اجتماعی را بدون داشتن هیچ گونه تخصصی بفهمند. مشکل زمانی بسیار حاد می شود که یک مسئله ی اجتماعی به سمت تبدیل شدن به بحران اجتماعی در همان زمینه پیش می رود و یا آن  مسئله به یک بحران تبدیل شده است. ان وقت است که قریب به اتفاق افراد یک جامعه از یک نابهنجاری  دچار مشکل و دردسر می شوند و بر زندگیشان تاثیر مسقیم یا غیر مستقیم دارد. در حال حاضر با کمی دقت می توان فهمید که اعتیاد در جامعه ی ما نه یک آسیب و مسئله ی اجتماعی، که یک بحران اجتماعی است. گواه این ادعا آمارهای رسمی و بعضا غیر رسمی است که وضعیت اعتیاد و مشکلات ناشی از ان را توضیح می دهد. مثلا در جدیدترین خبر در این مورد آمار زندانیان کشور است که بنا به گفته ی...... بیش از 75 درصد از زندانیان کشور را زندانیان مواد مخدر تشکیل می دهند و یا در نهاد ها و سازمانهای مسئول  مختلف صحبت از بیش از 2 یا سه میلیون معتاد در کشور می شود.  این امار را اگر به واقعیت نزدیک بدانیم می توان گفت که جامعه ما در زمینه ی اعتیاد با بحران اجتماعی درگیر است. اگر هر معتاد در یک خانواده 4 نفره زندگی کند، جمعیت 3 میلیونی معتادین را در 4ضرب کنیم می شود 12 میلیون نفر از جمعیت کشور  که به طور مستقیم و روزانه با این مشکل و بحران اجتماعی دست به گریبان هستند. این دوازده میلیون نفر در ارتباطات اجتماعی و خانوادگی خود بر جمعیتی دو برابر خودشان تاثیر گذار هستند که جمعا در حدود 30 تا 35 میلیون نفر می شوند . تقریبا نزدیک به نصف جمعیت کشورمان را شامل می شود را تحت تاثیر قرار می دهند و به شکلهای مختلف متاثر می کنند. آیا این  مسئله ی اجتماعی به یک بحران فراگیر اجتماعی تبدیل نشده است؟ به جرات می توان گفت که موضوع اعتیاد امروز در کشور یک چالش مهم اجتماعی است که جامعه ی ما با آن روبروست و به یک بحران اجتماعی تبدیل شده که باید هر چه سریعتر به آن پرداخت. البته تا امروز تلاشهای بسیاری از طرف نهادها و سازمانهای مرتبط و حتی غیر مرتبط برای رفع این چالش انجام شده است اما  هیچگونه مشکلی برطرف نشده است. چرا که با نگاه به روند حرکت و رشد اعتیاد در کشور، می نوان گفت روند اعتیادی نه تنها در سالهای گذشته کاهش نیافته، بلکه روندی افزایشی داشته است.

 

ادامه مطلب ...