یاداشت های محمد روزبهانی

اجتماعی، فرهنگی،آموزشی

یاداشت های محمد روزبهانی

اجتماعی، فرهنگی،آموزشی

آموزش وپرورش،معلمان و ترس از رسانه



محمد روزبهانی

محمد روزبهانی

منبع :سخن معلم

آموزش و پرورش اجازه نمی دهد رسانه ها وارد حریمش شوند و از آنها می ترسد. معلمان نیز به رسانه ها حساسیت دارند و به محض اینکه نقدی گزنده از رسانه ای می بینند آشفته می شوند و واکنش نشان می دهند. به عنوان نمونه اعتراض بسیاری از  معلمان کشور در شبکه های اجتماعی  به چاپ کایکاتور در یکی از روزنامه ها.نوعی ترس از رسانه در آموزش و پرورش و بین فرهنگیان  وجود دارد ، این ترس باعث شده که هیچ رسانه ای نمی تواند و یا نمی خواهد  وارد موضوعات و مسائل آموزش و پرورش  شود و در نتیجه ی نبود رسانه ها ، موضوع آموزش و پرورش به موضوع روز جامعه بدل نشده است. بسیاری از نهادهای  دیگر به خوبی ااز ظرفیت رسانه استفاده می کنند. به عنوان نمونه نهاد  ورزش و  ورزشکاران در دو دهه ی گذشته از یک نهاد و گروه حاشیه ای در جامعه ایران به نهادی مهم برای جامعه و گروه مرجع مهمی  برای نوجوانان و جوانان تبدیل شده اند آن هم با استفاده از ابزار رسانه های جمعی، از تلویزیون گرفته تا روزنامه ها! بیست سال پیش تنها یکی دو هفته نامه ی مکتوب به طور اختصاصی به ورزش و ورزشکاران می پرداختند ، اما امروز یک شبکه تلویزیونی و چندین برنامه ی ورزشی پر بیننده از جمله برنامه نود و  بیش از 5 روزنامه ی ورزشی و چندین هفته نامه به طور پی در پی به ورزش تمرکز دارند. رسانه و استفاده از آن توانسته است ورزش را به یک اولویت اساسی برای جامعه ایران  تبدیل کند و از سوی دیگر  ورزشکاران را از یک گروه  و قشر حاشیه ای  جامعه در دو سه دهه ی گذشته، به گروه تاثیر گذار و مرجع  امروزی تبدیل نماید. اگر ورزشکاران از حضور رسانه در کنارشان احساس ترس می کردند هیچ گاه نمی توانستند به این جایگاه دست پیدا نمایند.

 آموزش و پرورش  در کنار نهادهای دیگری چون ، سیاست،خانواده،دین و اقتصاد ارکان یک جامعه را تشکیل می دهند و بسیار جایگاه مهمی دارد ، اما نتوانسته جایگاه خود را درجامعه ی ایران امروزی حفظ کند و دچار تنزل جایگاه شده است. البته عوامل بیرونی بر این افت جایگاه بی تاثیر نبوده اند. از جمله اقتصاد و سیاست حاکم بر جامعه در این چند دهه بر افت جایگاه آموزش و پرورش تاثیر گذار بوده است،اما به باور من یکی از علل مهم  تنزل جایگاه آموزش و پرورش به درون آموزش و پرورش بر می گردد. علت  درونی تنزل جایگاه این نهاد  را می توان ترس از رسانه و نقد شدن دانست. تقدس قائل شدن بیش از حد  برای  جایگاه آموزش و پرورش و معلمان باعث شده است که هیچ رسانه ای نتواند به نقد و نظر در زمینه ی موضوعات درونی آموزش و پرورش بپردازد یا اگر وارد این عرصه شود خیلی نمی تواند موثر باشد چون که نتوانسته برای شناخت بهتر به درون مدارس  وارد شود و  نوعی نگاه چالشی داشته باشد. اغلب حضور رسانه ها در آموزش و پرورش کنترل شده است. آموزش و پرورش برای رسانه ها یک جزیره ناشناخته است . اگر یک روزنامه با یک کاریکاتور بخواهد به نقد موضوعات و مسائل آموزش و پرورش  و حتی وضعیت معلمان بپردازد یا به دادگاه کشانده می شود و یا با اعتراض عمومی روبرو می شود و چنان با برخورد  مواجه می شود که دیگر هوس ورود به این عرصه را نکند.

 ارتباط نداشتن با رسانه ها باعث شده است که آموزش و پرورش از یک نهاد پیشرو در صد سال پیش ایران به یک نهاد جامانده از  تغییر و تحولات جامعه  تبدیل شود.آموزش و پرورش در همه کشور های پیشرفته به عنوان یک نهاد پیشرو در عرصه های مختلف محسوب می شود. از نظر علمی- فرهنگی -اجتماعی،تحولات جدید همه از آموزش و پرورش شروع می شود و به جامعه سرایت می کند، اما در ایران متاسفانه برعکس شده است. شیوه و روشهای گذشته براین نهاد اساسی  حاکم است. آموزش و پرورش نمی خواهد بپذیرد که دنیا دگرگون شده است  ،پس باید نوع نگاه و روش  حاکم بر آن نیز تغییر کند .

 اما چه باید کرد ؟

شاید نکته مهمی باشد که باید به آن پرداخت.به نظر می رسد چاره این است  که به رسانه ها اجازه دهیم وارد  فضای مدارس شوند و تا می توانند موضوعات و مسائل  آموزش و پرورش ، مدیران و معلمان را به نقد و چالش بکشند. ترس را باید به کناری نهاد.

در دنیای امروز ، هیچ  فرد یا گروهی نباید از نقد رسانه ترس داشته باشد و  اینکه اجازه ندهد که رسانه ها وارد عرصه فعالیت شان شوند. با حضور رسانه ها می توان  مشکلات و مسائل آموزش و پرورش را به عنوان مسائل و مشکلات ملی مطرح کرد و  جامعه را  حساس نمود.  باز به مثال ورزش باز می گردم. حضور پر رنگ  رسانه ها در عرصه ورزش از یک سو ورزشکاران را به چالش کشیده است و هر روز کوچکترین حرکات و رفتار منفی آنها را منعکس می کند که نوعی چالش است برای این گروه که البته در بلند مدت به نفع شان است. اما از طرف دیگر موضوع ورزش و ورزشکاران  برای مردم به موضوع پر اهمیت تبدیل شده است به طوری که در باره ای این که چه کسی سر مربی تیم ملی باشد ساعت ها برنامه ی تلویزیونی پخش می شود  با میلیون ها بیننده! اما در مورد  نهاد مهم آموزش و پرورش با 12 میلیون دانش آموز و یک میلیون معلم چنین امکانی وجود ندارد.

دلیل اصلی  کم توجهی رسانه ها به آموزش و پرورش، اجازه ندادن به آنها برای  حضور در مدارس و ارتباط با معلمان و دانش آموزان است. روزنامه نگاران به راحتی می توانند وارد محل کار ورزشکاران و هنرمندان و سایر اقشار شوند و گزارش های مورد نظرشان را تهیه کند، اما برای حضور در مدارس با مشکلات بسیاری روبرو هستند.

بهتر است آموزش و پرورش از روزنامه نگاران و رسانه ها دعوت نماید تا موضوعات نهاد آموزش وپرورش را به چالش بکشند و منعکس نمایند.برای همگانی کردن مسائل  آموزش و پرورش، حضور آزادانه ی رسانه ها در تمام بخش های آموزش و پرورش حتی مدارس الزامی به نظر می رسد.

ترس از تغییر بزرگترین دشمن آموزش و پرورش است.

شورایاری ها موجب گسترش مردم سالاری می شوند

متن مصاحبه من با سایت شهر ما

« شورایاری ها یک شیوه مدیریت از سطح پایین جامعه است، چون شورایاری ها از سطوح پایین مدیریتی و به صورت مردمی برنامه ریزی می شوند بنابراین این موجب گسترش مردم سالاری در تمام سطوح زندگی اجتماعی می شود.»

این مطلب را محمد روزبهانی نویسنده و روزنامه نگار عنوان کرد.او دانشجوی دکترای جامعه شناسی با گرایش گروه های اجتماعی است و در حال حاضر نیز کارشناس ارشد وزارت آموزش و پرورش، عضو انجمن جامعه شناسی ایران، عضو هیئت مدیره انجمن جامعه شناسی آموزش و پرورش ایران و نویسنده و روزنامه نگار است.

روزبهانی ادامه داد: «جایگاه شورایاری ها بسیار بالا است به طوری که در تمام کشورهای توسعه یافته شوراهای محلی و انتخابات مربوط به آن از ارزش بالایی برخوردار است یعنی عرصه سیاست کلان از سطوحی چون شورایاری ها شروع می شود.»

وی در همین باره افزود:« همه افرادی که به عنوان شورایار انتخاب می شوند با جریان زندگی در محلات آشنایی دارند به همین علت معتقدم که با انتخابات شورایاری دموکراسی در همه ابعاد زندگی جریان پیدا می کند. »

عضو هیئت مدیره انجمن جامعه شناسی آموزش و پرورش ایران، تصریح کرد: «نگاه ما به انتخابات همیشه نگاهی کلان نگر و در سطوح سیاسی بالا بوده است اما شورایاری ها از بدنه و سطوح پایین جامعه هستند و این نشان می دهد که مردم می توانند در عرصه های مدیریت شهری وارد شده و حقوق شهروندی آنها رعایت بشود و در رابطه با مشکلات، نیازها و معضلات خود حرف بزنند، راهکار پیدا کنند و آن را با یاری مسئولان رده بالا عملی کنند. »

روزبهانی با بیان اینکه همه بخش های امور شهری را می توان به شورایاری ها سپرد، تأکید کرد:« در حال حاضر بیشتر بر روی ابعاد فعالیت های فرهنگی و اجتماعی محلات تآکید می شود اما به عقیده من می شود با مشارکت شورایاری ها تمام نیازها تشخیص داده شده و بر روی آنها کار شود. »

 

وی افزود:« یک برنامه ریزی درست مبتنی بر شناخت کامل از موضوع و مسئله است. اگر این شناخت نباشد برنامه ریزی هم نتیجه نخواهد داشت بنابراین چون شورایاری ها شناخت کامل از مشکلات دارند می توانند برنامه های کاربردی تر و موثر تری را ارائه بدهند به همین علت فکر می کنم باید تمام این بخش ها به دست مردم سپرده شود و مسئولان رده بالای شهرداری نقش نظارتی داشته باشند، شورایاری ها می توانند با توجه به ویژگی و وضعیت فرهنگی و اقتصادی محلات خود برنامه ریزی هایی متناسب با محلشان ارائه کنند که این خیلی کاربردی تر خواهد بود.»

توسعه تشکل های فرهنگی، حضور حداکثری در رسانه ها و رایزنی مستمر با مسولان بر تحصن و تجمع اولویت دارد


پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران



توسعه تشکل های فرهنگی، حضور حداکثری در رسانه ها و رایزنی مستمر با مسولان بر تحصن و تجمع اولویت دارد


محمد روزبهانی،  گفت :« در دولت نهم و دهم نه تنها به فرهنگیان توجهی نشد بلکه به شدت با تشکل های فرهنگی برخورد شد. در زمان دولت نهم و دهم، با توجه به اجرای شتابزده ی طرح هدفمند کردن یارانه ها، قدرت خرید معلمان و البته همه ی کارمندان کاهش صد درصدی پیدا کرد.»

این فعال صنفی افزود:«افزایش دلار و کاهش ارزش پول ملی،  همراه با تورم 40 درصدی، توان زندگی را از قشر کارمند گرفته بود. فرهنگیان که در دوره ی دولت اصلاحات به سطح متوسطی از رفاه رسیده بودند و می شد آن ها را جزو گروه بالای طبقه متوسط به حساب آورد، با کاهش یک باره ی قدرت خرید، احساس نابرابری بیشتری داشتند اما به دلیل جو امنیتی حاکم بر فضای آموزش و پرورش، که توسط مسئولین سابق دولت دهم و آموزش و پرورش به وجود آمده بود، قادر به اعتراض و درخواست رسیدگی بیشتر نبودند. بعد از سال 85 و برخورد با معلمان، در سال های بعد شاهد فضای سنگینی بر اموزش و پرورش کشور بودیم و با وجود مشکلات معیستی فراوان، تنها به صورت جسته و گریخته ،نوشته های انتقادی از تعدادکمی ازمعلمان، درمطبوعات منتشر می شد »


او با بیان این که با روی کار آمدن دولت یازدهم، فضای سنگین حاکم بر آموزش و پرورش تا حد بسیاری کنار رفت، گفت :« فرهنگیان و تشکل های فرهنگی که سال های سختی را تجربه کرده بودند با این گشایش فضا، شروع به فعالیت مجدد و بازسازی تشکیلات خود نموده اند. این فضای آزاد کنونی که برای فعالیت تشکل های فرهنگی نسبتا مناسب است، باید با تدبیر مدیریت شود. فرهنگیان باید به جای گرفتار شدن و افتادن در چرخه رفتارهای جمعی، به کنش هدفمند گروهی روی آورند.»


روزبهانی در پاسخ با این سوال که مرادش از رفتارهای جمعی چیست، اظهار کرد:«رفتار جمعی عبارت است از الگوهای رفتاری بی‌ساختار، خودانگیخته، هیجانی و پیش‌بینی‌ناپذیر. افرادی که از رفتار جمعی پیروی می‌کنند، در برابر محرک خاصی که ممکن است شخص دیگر یا حادثه معینی باشد، واکنش نشان می‌دهند. رفتار جمعی احساسی است و واکنشی ادر حالی که کنش هدفمند گروه، مبتنی بر عقلانیت و خرد جمعی است و تمام هزینه -فایده ی یک عمل اجتماعی در یک کنش هدفمند محاسبه می شود.»



وی افزود:«به عنوان مثال رفتار جمعی ممکن است با یک شایعه، خبر غیر موثق و یا حتی موثق و یا با یک بیانیه ی بی نام و نشان مثلا به نام یک گروه شروع شود، بدون این که یک گروه مشخص مسئولیت آن را بپذیرد و در چرخه ی هیجانات افتاده و غیر قابل پیش بینی باشد و در نهایت نتیجه ای برای کسی نداشته باشد.»


این فعال صنفی،با بیان این که فرهنگیان و تشکل های فرهنگی، که دلیل شکل گیریشان نه انجام رفتارهای جمعی هیجانی، که رفتارها و کنش های هدفمند عقلانی است،ابراز داشت :« این تشکل هافرصت خوبی دارند تا با گسترش تشکیلات در چارچوب قوانین موجود و عضو گیری و هدف گذاری روشن و مشخص،بتوانند با یک برنامه ریزی دقیق و چند ساله به سمتی حرکت نمایند که یک میلیون فرهنگی را برای رسیدن به مزایای اجتماعی مناسب که به واقع حقشان است نمایندگی نمایند.»


روزبهانی درباره اعتراضات صنفی این روزهای معلمان گفت :«فرهنگیان در  چند سال گذشته،از راه های مختلف به وضعیت معیشت خود اعتراض داشته اند؛ چه در رسانه ها و چه به صورت تجمع و تحصن در مدارس و ادارات آموزش و پرورش و حتی جلوی مجلس، اما این اعتراضات  نتیجه ی قابل لمسی  نداشته و فرهنگیان را به هدف شان که بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی شان است ، نرسانده است.به تازگی دوباره بین بخشی از فرهنگیان زمزمه هایی  است مبنی بر اعتراض و اعتصاب .  اما در این زمینه بین  همه ی فرهنگیان با یکدیگر  و تشکل ها هماهنگی و هم رایی وجود ندارد. برخی اولویت را به اعتراض و اعتصاب می دهند و بعضی دیگر به گسترش تشکل ها و سازمان دهی.»


وی ادامه داد:«سوال این است در این موقعیت اولویت چیست؛ تشکل یابی و سازماندهی یا اعتصاب و اعتراض؟تعداد معلمان کشور بیش از یک میلیون نفر است. همه  آنها دارای تحصیلات دانشگاهی و بعضا تکمیلی هستند ، اما از وضعیت معیشتی مناسبی برخوردار نیستند. میزان درآمد معلمان در مقایسه با سایر کارمندان دولت و حتی سایر اقشار جامعه  کم است و این موضوع با عث نارضایتی اکثریت آنها شده است.»


روزبهانی با بیان این که دلایل درون گروهی و برون گروهی بسیاری در این زمینه تاثیر گذار است و از تاثیر گذار بودن اعتراض فرهنگیان کاسته است، گفت :«از جمله  علل درون گروهی می توان به موارد زیر اشاره کرد :«منفعل بودن اکثریت فرهنگیان کشور در رابطه با وضعیت معیشتی خود،نداشتن رسانه ی سراسری و تاثیر گذار، نبود یک تشکل قوی و سراسری که همه ی فرهنیگان بتوانند عضو آن شوند.»


روزبهانی بی توجهی دولت و مجلس به  وضعیت معیشتی فرهنگیان و زیاد دانستن تعداد فرهنگیان توسط مسئولین و حتی بعضی از افراد جامعه را از علل برون گروهی دانست.


وی تصریح کرد :«فرهنگیان برای رسیدن به وضعیت مناسب معیشتی و منزلتی باید بتوانند دولت و مجلس را  قانع  و یا مجبور  نمایند به  وضعیت آنها توجه ویژه داشته باشد و این امر در صورتی امکان پذیر است که خواسته های به حق شان توسط یک تشکل سراسری و یک رسانه ی سراسری مانند روزنامه یا هفته نامه  پیگیری و بیان شود . این تشکل می تواند با عضویت رسمی حداقل پنجاه  هزار نفر از فرهنگیان سراسر شکل گیرد.  آموزش و پرورش دارای 700 منطقه  و ناحیه ی آموزش و پرورش است. اگر  این تشکل سراسری  بتواند در هر منطقه بین 50 تا 100 نفر از فرهنگیان را به عضویت در آورد و این تعداد از اعضا به طور فعال در عرصه ی فعالیت های صنفی و حتی سیاسی حضور داشته باشند به نیرویی تاثیر گذار برای رسیدن به خواسته های به حق و قانونی فرهنگیان تبدیل می شوند.  این هدف  دور از دسترس نیست. 50 تا 100 نفر در هر منطقه مجموعا در حدود 30  تا 60 هزار نفر می شود که در حدود 5 درصد از جمعیت فرهنگیان کشور است.  با حق عضویت  همین 5  درصد  (50 هزار نفر)  که بسیار اندک  است، مثلا در حدو پنج هزار  تومان در ماه ،می توان 250 میلیون تومان جمع آوری کرد تا در مصارفی مانند ،ایجاد یک رسانه ی قوی و موثر، برگزاری همایش ها  و نشست ها و سایر  هزینه های مورد نیاز تشکل  صرف شود.»


 روزبهانی با تاکید بر این که فرهنگیان ابتدا باید نسبت به ایجاد یک تشکل  سراسری، که همه ی فرهنگیان را با هر عقیده  و نظری تحت پوشش قرار دهد، اقدام نمایند و در کنار ایجاد تشکل  سراسری اقدام به راه اندازی رسانه ،روزنامه  یا هفته نامه ،فراگیر نمایند، گفت :«البته در کنار این دو اقدام ضروری و اساسی ،شفافیت در اهداف و خواسته ها ضروری به نظر می رسد ،به صورتی که اهداف و خواست ها برای اکثریت فرهنگیان قابل فهم و جز اولویت هایشان باشد ، نه اینکه صرفا خواست های گروهی اندک از فرهنگیان پوشش داده شود. اهداف و خواسته ها بایست مورد تایید  اکثریت فرهنگیان کشور باشد.»

انتهای پیام /*

اولویت چیست؟ گسترش تشکل ها و سازماندهی یا اعتراض و اعتصاب ؟!

 محمد روزبهانی - عضو شورای نویسندگان سخن معلم

rouzbahanidid

 اشاره:

فرهنگیان در  چند سال گذشته ، از راه های مختلف به وضعیت معیشت خود اعتراض داشته اند؛ چه در رسانه ها و چه به صورت تجمع و تحصن در مدارس و ادارات آموزش و پرورش و حتی جلوی مجلس، اما این اعتراضات  نتیجه ی قابل لمسی  نداشته و فرهنگیان را به هدف شان که بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی شان است ، نرسانده !


به تازگی دوباره بین بخشی از فرهنگیان زمزمه هایی  است مبنی بر اعتراض و اعتصاب !  اما در این زمینه بین  همه ی فرهنگیان با یکدیگر  و تشکل ها هماهنگی و هم رایی وجود ندارد. برخی اولویت را به اعتراض و اعتصاب می دهند و بعضی دیگر به گسترش تشکل ها و سازمان دهی.

سوال این است در این موقعیت اولویت چیست ؛ تشکل یابی و سازماندهی یا اعتصاب و اعتراض ؟!

 تعداد معلمان کشور بیش از یک میلیون نفر است. همه  آنها دارای تحصیلات دانشگاهی و بعضا تکمیلی هستند ، اما از وضعیت معیشتی مناسبی برخوردار نیستند. میزان درآمد معلمان در مقایسه با سایر کارمندان دولت و حتی سایر اقشار جامعه  کم است و این موضوع با عث نارضایتی اکثریت آنها شده است.

 دلایل درون گروهی و برون گروهی بسیاری در این زمینه تاثیر گذار است و از تاثیر گذار بودن اعتراض فرهنگیان کاسته است. از جمله  علل درون گروهی   می توان به موارد زیر اشاره کرد :

1-منفعل بودن اکثریت فرهنگیان کشور در رابطه با وضعیت معیشتی خود

2-نداشتن رسانه ی سراسری و تاثیر گذار

3- نبود یک تشکل قوی و سراسری که همه ی فرهنیگان بتوانند عضو آن شوند

دلایل برون گروهی مانند:

1- بی توجهی دولت و مجلس به  وضعیت معیشتی فرهنگیان

 2-  زیاد دانستن تعداد فرهنگیان توسط مسئولین و حتی بعضی از افراد جامعه

البته به نظر می رسد  مهمتر از دلایل برون گروهی،دلایل درون گروهی است که باعث شده اعتراضات فرهنگیان به نتیجه ی دلخواه نرسد.

فرهنگیان برای رسیدن به وضعیت مناسب معیشتی و منزلتی باید بتوانند دولت و مجلس را  قانع  و یا مجبور  نمایند به  وضعیت آنها توجه ویژه داشته باشد و این امر در صورتی امکان پذیر است که خواسته های به حق شان توسط یک تشکل سراسری و یک رسانه ی سراسری مانند روزنامه یا هفته نامه  پیگیری و بیان شود . این تشکل می تواند با عضویت رسمی حداقل پنجاه  هزار نفر از فرهنگیان سراسر شکل گیرد.  آموزش و پرورش دارای 700 منطقه  و ناحیه ی آموزش و پرورش است. اگر  این تشکل سراسری  بتواند در هر منطقه بین 50 تا 100 نفر از فرهنگیان را به عضویت در آورد و این تعداد از اعضا به طور فعال در عرصه ی فعالیت های صنفی و حتی سیاسی حضور داشته باشند به نیرویی تاثیر گذار برای رسیدن به خواسته های به حق و قانونی فرهنگیان تبدیل می شودند.  این هدف  دور از دسترس نیست. 50 تا 100 نفر در هر منطقه مجموعا در حدود 30  تا 60 هزار نفر می شود که در حدود 5 درصد از جمعیت فرهنگیان کشور است.  با حق عضویت  همین 5  درصد  (50 هزار نفر)  که بسیار اندک  است، مثلا در حدو پنج هزار  تومان در ماه ،می توان 250 میلیون تومان جمع آوری کرد تا در مصارفی مانند ،ایجاد یک رسانه ی قوی و موثر، برگزاری همایش ها  و نشست ها و سایر  هزینه های مورد نیاز تشکل  صرف شود.

فرهنگیان ابتدا باید نسبت به ایجاد یک تشکل  سراسری (که همه ی فرهنگیان را با هر عقیده  و نظری تحت پوشش قرار دهد)  اقدام نمایند و در کنار ایجاد تشکل  سراسری اقدام به راه اندازی رسانه (روزنامه  یا هفته نامه ) فراگیر نمایند .

البته در کنار این دو اقدام ضروری و اساسی ،شفافیت در اهداف و خواسته ها ضروری به نظر می رسد ،به صورتی که اهداف و خواست ها برای اکثریت فرهنگیان قابل فهم و جز اولویت هایشان باشد ، نه اینکه صرفا خواست های گروهی اندک از فرهنگیان پوشش داده شود. اهداف و خواسته ها بایست مورد تایید  اکثریت فرهنگیان کشور باشد.

وندالیسم در مدرسه

محمد روزبهانی     

 

منبع :سخن معلم


rouzbahanididقبل از اینکه وارد کلاس شوم، به در نگاه کردم ،سوراخی به قطر ده سانتیمتر وسط در چوبی کلاس ایجاد شده بود. از راهرو می شد  داخل کلاس را دید! خیلی تعجب نکردم چرا که با این گونه موارد در دوران معلمی ام در مدارس بسیار  روبه رو شده بودم . به عنوان دبیر علوم اجتماعی  آن روز بیشتر وقت  کلاس را به وندالیسم  (تخریب گری اموال عمومی ) که یکی از آسیب های جوامع جدید است پرداختم ؛ زیرا شکستن در  خود  نوعی تخریب گری یا همان وندالیسم بود .  

"وندالیسم به معنای تخریب کنترل نشده اشیاء و اموال عمومی است که یک ناهنجاری اجتماعی و آسب اجتماعی  به حساب می‌آید و دلایل متعددی برای آن عنوان می‌کنند. وندالیسم را در زمره انحرافات و بزهکاری‌های جوامع جدید دسته بندی می‌کنند و آن را عکس العملی خصمانه و واکنشی کینه توزانه نسبت به برخی از فشارها، تحمیلات، ناملایمات، اجحاف‌ها و شکست‌ها تحلیل می‌کنند.یکی از نابه هنجاری ها ، گرایش نوجوانان و جوانان به تخریب که در نوع خود می‌تواند شامل تخریب اموال عمومی، فضای سبز، جاده ها، دیوارها و... باشد. چنین فردی را در اصطلاح جامعه شناسان وندال می گویند و گرایش به این گونه تخریب ها وندالیسم نامیده می شود."  ( وندالیسم  در تهران و علل آن- محسنی تبریزی   1383 )

وندالیسم در مدارس پسرانه و دخترانه کم و بیش وجود دارد؛ تخریب در ، دیوار ، میز و نیمکت و اموال مدرسه !  وجود وندالیسم در مدارس را نمی توان انکار کرد ؛ چرا که بسیاری از رفتارها و کارهای مسئولین مدارس به نوعی برای پیش گیری از این نوع رفتارهاست و خود این گونه عمل کردن مدیران ،وجود وندالیسم در مدارس را تایید می کند و البته تجربه ی بیست ساله من به عنوان دبیر دبیرستان های پسرانه و دخترانه از بودن وندالیسم در مدارس حکایت دارد.    

vandalismsp برای پیش گیری از این آسیب اجتماعی در مدارس بیشتر از روش های مکانیکی استفاده می شود ، مانند ایجاد موانع فیزیکی، محکم کردن اشیاء و اموال و غیر قابل تخریب کردن آنها و .. مثلا در  برخی از مدارس برای جلوگیری از وندالیسم ، دیوار کلاس ها  را تا ارتفاع یک متری سنگ می کنند تا توسط دانش آموزان به عنوان تابلوی نقاشی و  سطح کنده کاری مورد استفاده قرارنگیرد  ،در کلاس ها را از آهن می سازند تا نشود با ضربه ی دست یا پای دانش آموزان سوراخ یا شکسته شود ، پنجره ها را با توری آهنی می پوشاند تا شیشه ی آنها شکسته نشود. همچنین مدیران و معلمان به نصیحت و سرزنش دانش آموزان می پردازند که این گونه کارها (تخریب اموال و اشیاء) زشت است و نباید انجام شود.

اما ظاهرا تا امروز استفاده از این راه کارها نتوانسته مشکل  وندالیسم در مدارس را بر طرف کند. علت اینکه تا امروز مسئولان نتوانسته اند مشکل وندالیسم را برطرف کنند استفاده صرف از  روش های مکانیکی است.برای حل  این گونه مشکلات  می توان از روش های دیگر ی که سایر کشورها که با این پدیده روبرو بوده اند استفاده نمود .

به دلیل اینکه وندالیسم رفتاری روانی – اجتماعی است، بهتر است برای مقابله و پیش گیری از آن  از روش هایی که توسط روان شناسان و جامعه شناسان ارائه می شود هم استفاده  گردد.

می توان در مدارس با کمک جامعه شناسان و روان شناسان  نسبت به آموزش  مهارت های زندگی و اجتماعی برای دانش آموزان اقدام کرد که شامل ،افزایش مشارکت و مسئولیت ‌پذیری اجتماعی، تبلیغ و اطلاع‌رسانی از طریق رسانه‌ها، درونی کردن فرهنگ شهروندی، آموزش و نمایش روابط دوستانه در محیط مدرسه و محیط های  شهری و برنامه‌ریزی مدیریتی، تعدادی از راه کارهای آزموده شده برای کاهش وندالیسم هستند.

دفتر مراقبت و پیش گیری از آسیب های اجتماعی به عنوان بخشی از معاونت سلامت  وزارت آموزش و پرورش  که مسئولیت برنامه ریزی و نظارت  بر آسیبهای اجتماعی در مدارس را به عهده دارد می تواند با  کمک گرفتن از جامعه شناسان و روان شناسان  ا به  برنامه ریزی و اقدامات موثرتری  در سطح مدارس  اقدام کند.